داستان راستان بوستان!
اولین نشست صمیمی مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزههای علمیه با رسانههای حوزوی
تبارشناسی سکولاریسم در حوزههای علمیه
امپراطوری معاونت آموزش بر حوزه/ چرا تغییر سخت است و چگونه باید پیش برویم؟
تنظیمات دروس حوزه طوریست که هیچ احتیاجی به قرآن ندارند! + واکنش ها
زیر و بم اشتغال طلاب و چند نکته باریکتر از مو
چرا ما پزشک اطفال داریم اما آخوند اطفال نداریم؟/ منبر را به هرکسی ندهید
لزوم ارائه مدل اجرایی دقیق جهت ورود هیأت های مذهبی به اقتصاد
اولین دیدار همسر با لباس روحانیت یا مزاحمت یک آخوند برای یک زن متأهل؟!
حکمت متعالیه در خدمت انقلاب
تبارشناسی تربیت چهرههای انقلابی در گفتمان حوزههای علمیه
از مدرسهی عرفان تا کوچههای انقلاب/ زنانی که تاریخ را در حاشیهی تاریخ نوشتند
حمله طلبه ها به حوزه علمیه دروغ است/ دعوا بر سر مسجد نیست و اداره آن در اختیار اشرفی اصفهانی است
جامعه الزهرا تصمیم بگیرد: تبلیغ اولویت اول است یا دوم؟!
باید با عبور از کلیگویی و گفتاردرمانی، علاوه بر نماز جمعه، نیروهای اجتماعی را بهشکل میدانی امامت کرد. بهعنوان یک پیشنهاد مشخص، امامجمعه میتواند ـ بلکه باید ـ «پیشران مطالبهگریهای مردمی» و «میزبان آزاداندیشیهای نخبگانی» باشد و با الگوسازی در این دو عرصۀ مهم، جلوی افراطها و تفریطهایی که به بلای جان جبهۀ فکری و فرهنگی انقلاب تبدیل شده را بگیرد.
نگاه کلی به توسعه فناوری و برنامهریزیهای سواد محور در جهت مدیریت تاثیر گذاری آن سبب خواهد شد فناوری به شیوهای استاندارد ارائه و نهادینه سازی شود و دانش و اخلاق استفاده از فناوری گسترش یابد.
در واقع آنفولانزای نیویورکی که در پنج ضلع نفرت از اسلام، نفرت از ایران، نفرت از حکومت اسلامی، نفرت از رهبران نظام و دست آخر نیز نفرت مردم از همدیگر و ایجاد آنارشیسم اجتماعی و سیستمی و استارت زدن شورش های مدنی صورت بندی شده است دکترینی است که از بهترین بسترهای تحققش فاز اقتصادی و امور معیشتی جامعه هدف است.
مرحله بعد از شکستن مقاومت، ایجاد تردید است. برای ایجاد تردید استدلال کافی نیست. از عواطف استفاده کنید. از ابزارهایی که می تواند یک تلنگر برای فرزندان محسوب شود. آنچه فرزندتان می داند را در این مرحله تذکر دهید. مثلا توجه دادن به خودش؛ به بزرگیش و هویتش. یا تذکر دادن به عقوبت های دنیایی و غیردنیایی. یا حتا اینکه هر آدم عاقلی در هر جای دنیا نسبت به این موضوع نوعی نفرت دارد. این مرحله تذکر است نه تعلیم. بین ایندو تفاوت است.
جناب خاتمی! وضعیت بدخیم اجتماعی و سیاسی کنونی تا حد زیادی محصول حکمرانی دولتی است که در انتخابات۹۲ و انتخابات ۹۶ با حمایت شما سرکار آمد و شما الان بخش جدایی ناپذیر از کارنامه خسارت بار ان هستید...سیاست عرصه این سانتی مانتالیسم بازیها نیست. شما به جای همدردی با مردم، باید فکری به حال بهبود حکمرانی در دولت و متحد سیاسی خود می کردید.
بسیاری از دانشمندان در طول تاریخ و بهویژه در دوران پس از رنسانس، معجزه را با توصیفاتی نظیر «خرافه» و «اغراق» و «باور غیرمنطقی» و حتی «خطای دید» به کلی رد میکردند. با نظریه نسبیت معلوم شد معجزه، امری ممکن و کاملا علمی است و در واقع هر کسی که معجزه را رد کند، بیدانش و بیخرد است.
فمینیسم ایرانی هم که با کپیبرداریهای کم عمق و سطحی از نسخههای غربی در تلاش برای حقوق زن است، نه تنها حقوق او را به درستی اعاده نکرده، که خیر و نفع او را نیز مختل ساخته است.
به نظر میرسد با توجه به اینکه این مسئله(شهریه طلاب خواهر) یکی از مسائل فقهی به شمار میرود، این مطالبه نباید به صورت ژورنالیستی مطرح شود، بلکه ابتدا لازم است تا جامعۀ نخبگانی حوزه اعم از طلاب خواهر و برادر، به صورت جدی در این موضوع، پژوهشهای فقهی انجام دهند و در قالب پایاننامه و مقالات معتبر آنها را در معرض مطالعه و نقد قرار دهند تا بتوان با زبان فاخر علمی و فقهی این مطالبه را به گوش فقها و مراجع بزرگوار رساند.
BBC نمونهی مشهور پروژهی ناامیدسازی ایرانیها نسبت به آینده است، اما در داخل نیز عدهای خواسته یا ناخواسته «BBCطور» در پازل رسانهای دشمن عمل میکنند.
اینترنت که ابتدا برای اهداف نظامی و امنیتی طراحی شده بود، بهمرور وارد دیگر بخش ها اجتماعی از جمله تجارت، تفریح و سرگرمی و …گردید و این امر چنان پررنگ و گسترده بود که کارکرد آن را تغییر داد.
ما که چندین سال است در استان خوزستان پیگیر مسائل و مطالبات مردم و مبارزه با مفاسد و ناکارآمدیهای دستگاهها و مسئولین هستیم، با مشاهده چنین نامه شجاعانهای از جانب جامعه حوزوی خوزستان، امیدوار شده و آن را بازنشر دادیم.
طی چند روز اخیر تحلیل های زیادی پیرامون اقدام مبتذل ساسی مانکن مطرح شد اما امر بین الاذهانی و مشترک میان این همه ذهنیت های مختلف چیست؟ اگر حداقل بتوان گفت که امر مشترک میان سوبژکتیویته های مختلف همان امر ابژکتیو و قابل اتکا به عنوان حقیقتی مورد توافق (و نه لزوما نفس الامر) است پس بد نیست این دیدگاه های مشترک در میان تحلیل های پرشمار اخیر را دریابیم...
قبول چنین خاطرهای در مورد آن مجاهد بزرگ که در نظر امام، براى اسلام به منزله حضرت ابوذر بود، زبان گویاى او چون شمشیر مالک اشتر بُرنده و کوبنده بود؛ خواسته و یا ناخواسته توهین بزرگی به ایشان میباشد.