هشدار های زیاده از حد برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید
بیانیه فعالان بین الملل حوزه های علمیه نسبت به مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب
ضرورت حفظ جایگاه کانونی شورای عالی فضای مجازی
برای ثبتنام در حوزه، مشاوره رایگان بگیر!
ماهیت انعطاف پذیر روحانیت و حوادث زمانه!
پیام تقدیر و سپاس از سوی ریاست حوزههای علمیه خطاب به پاپ لئون
بیانیهای خطاب به علمای اخلاق و تربیت در جهان اسلام
به نظر میاد امشب ترامپ تا حدودی در ایجاد شکاف داخلی موفق بوده!
بیانیه آیت الله اراکی در واکنش به اظهارات رئیس الأزهر پیرامون اقدامات دفاعی جمهوری اسلامی در منطقه خلیج فارس
پیام آیتالله اعرافی در پی شهادت جمعی از فرماندهان و مسئولان و مردم قهرمان
بیانیه جمعی از اساتید و فضلای باورمند به تحول حوزههای علمیه + لیست اسامی
پیام آیتالله اعرافی در اعلام بیعت حوزه و حوزویان با رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای
بیعت شورای هنر حوزههای علمیه و هنرمندان حوزوی با حضرت امام خامنه ای + اسامی ۹۱۱ هنرمند حوزوی
خاطره ای درس آموز از رفتار مدبرانه رهبر شهید انقلاب(رض) درباره آیت الله جناتی شاهرودی
فارغ از اختلافنظرهایی که نسبت به مقبولیت یا عدممقبولیت این تفاهمنامه وجود دارد، به هر حال تفاهمنامهای است که بین دو مقام مسئول امضا شده و ریاست جمهوری کشور ما نیز به نمایندگی از جمهوری اسلامی به آن متعهد شده است. اما چرا باز هم آدرس غلط میدهید؟ مگر آنها نبودهاند و نیستند که همین تفاهمنامه که تمام خواسته مردم مبعوث و ولی امر مسلمین را نیز برآورده نکرده است، به سرعت و سهولت زیر پا گذاشتند؟
گویا جناب مهرعلیزاده میخواست بگوید آقای رئیسی شما که با مدرک سیکل وارد حوزه شده اید(به فرض صحت) طبیعتا چیزی از ریاضی و تاریخ و اقتصاد که لازمه دولتمردی هست نمی دانید و البته در دروس حوزوی که ارتباطی با دولتمردی ندارند، استادید. بدون شک این دیدگاه مهرعلیزاده ترجمان توهینی زشت به تمام حوزویان فاضل و عالم بود و ما آن را از باب "الغریق یتشبث بکل حشیش" دانستیم.
در مورد افراد نجیب همیشه این گمان وجود دارد که بخاطر نجابتشان، حریف پرده در، بتواند در اقناع افکار عمومی موفقتر عمل کند و اخلاق مداری نقطه ضعف فرد نجیب در ساختار ذاتا تنش زای مناظرات تلقی می شود. اما راه میانه ای هم هست، راهی از جنس صراحت و عدالت و دوری از محافظه کاری های بی ثمر که امیدواریم توسط نامزدهای انقلابی پیموده شود.
رئیسی هر چه باشد، ریشه در عدالت و مایه در ولایت دارد ولی همتی برآمده از کارگزاران دارندگی و برازندگی است.
غیر از دولت بنی صدر که به دلیل بی کفایتی عزل شد و از ایران گریخت و دولت کوتاه شهید رجایی، سایر دولت ها در جمهوری اسلامی دوره دوم نیز توانسته اند رأی اعتماد مردم را جلب کنند. با این حال همیشه رئیس جمهورها و جریان منتسب به آنان تلاش کرده اند تا دوره سوم دولت خود را نیز تشکیل دهند ولی تاکنون موفق نشدند و مورد اقبال عمومی قرار نگرفته اند.
اغلب کاندید های انتخابات ریاست جهموری ١۴٠٠ از لزوم ساخت مسکن صحبت می کنند لکن نمی گویند چطور می خواهند این مسئله را حل کنند؟ آیا می خواهند دوباره برای مردم خوابگاه بسازند و اسم آن را مسکن مهر یا مسکن ملی بگذارند؟ یا می خواهند آپارتمان های ۲۵ متری بسازند؟!
کاری که کانالهای انقلابی و انقلابیها، در ارسال مطالب در بینِ خود انجام میدهند، چیزی شبیه حفظ توپ در نیمه خودی است؛ انگار که بازی را بُردیم و فقط در حفظ نتیجه هستیم؛ اگر هم «یک بر صفر» جلو باشیم؛ تک گل نمیتواند برای جبهه خودی حاشیه امنی ایجاد کند.
به جز برخی مراسمات ختم و ارتحال و یا همین عیادت های انگشت شمار و یا یکی دوباری هم در اجلاسیه خاص، یادمان نمی آید مراجع عظام برای هم و فقط برای دور هم بودن دقایقی با هم باشند.درباره چرایی این نبودن ها می توان دلایلی روی هم چید اما حتی با متد دلیل انباشتی هم قانع کننده نیستند!
دوقطبی، زمانی پدید میآید که یک طرف آن حق و طرف دیگر باطل جلوه نمایاند. این نوع جبههسازی، فضای هیجانی، هواداری رادیکال و تعصبی را بر فضای منطقی حاکم میکند و مانع سنجش و تمییز واقعیات در جامعه میشود.
"شخصی شدن دانش" موجب تضعیف "عقلانیت اجتماعی" و ناتوانی در تدبیر و مدیریت شایسته امور و "قبیله ای شدن سیاست" می شود.
سیاهنمایی، القای بحران های مصنوعی، القای ناکارآمدی، مخدوش کردن فراروایت های نظام و ایجاد بی اعتمادی و شکاف میان مردم و حکومت، تضعیف انسجام اجتماعی، بی اعتبار کردن قانون، به چالش کشیدن اخلاق و...همگی دستاورد فضای رسانه زده و هیجان محور ایام انتخابات است.
غیر از اپوزیسیون همیشه معترض و البته علیزاده ها و داناها و نادان های آنطرف آب و اینطرف آب، بدنه انقلابی نیز دچار یک دوقطبی و تردید و ترس شده بود. موضوع دوقطبی هم مصلحتی بود که از نظر مخالفین نظر شورای نگهبان، به عنوان اولویت مشارکت بر قانون تعبیر میشد.
برخی با تاکید بر ضرورت مشارکت حداکثری در انتخابات پیشروی ابراز میدارند که رد صلاحیت برخی از نامزدهای یک جناح میتواند به مشارکت حداکثری آسیب برساند !