مسجد جامع اصفهان یا آتلیه عروس و دامادی؟!
تبیین ۱۰ شباهت مجاهدت مردم در سه حلقه دفاع مقدس/ تلاش برای حل مشکلات اقتصادی و افزایش سرمایه اجتماعی و وحدت و انسجام فراگیر و مبارزه با آسیبهای فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی
پیام تسلیت حضرت آیتالله سیستانی بهمناسبت ارتحال حضرت آیت الله شبیری زنجانی (قدّس سرّه)
وضعیت سنجی برنامه های گفت وگومحور (تاک شو) در بازتولید گفتمان عمومی
وقتی دعا کردن هم میتواند تبدیل به کالای تجاری شود!
تأملی در پیگیری انتظارات و توصیههای تحولی رهبر شهید به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
رساترین تبیین
این خوب نیست خواهرم!
مدرنیته مهمترین عامل کاهش منزلت اجتماعی روحانیت!
تفکیک بین نهاد حوزه و نهاد روحانیت وجه جمع مسائل+ پاسخ استاد پیروزمند
حوزه علمیه و مشکل کاهش حضور طلاب!
۱۰ نکته راهبردی برای سال تحصیلی جدید حوزههای علمیه/ عهد طلاب با خداوند برای ادامه مسیر هزارساله حوزه
ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی
بیعت اعضای انجمن دانش آموختگان مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام (تحت اشراف حضرت آیت الله شبیری زنجانی) با مقام معظم رهبری
بله اگر رییس جمهور نظریه پردازی مقابل دیگران میکردند جای اشکال داشت ولی بیان فهمشان چه اشکالی دارد. حوزه مگر بنا است آموزه هایش را در سبک مدیریت و فهم و بیان و زیست مدیران جریان ندهد؟
حقیقت ماجرا این است که ما در عرصۀ اندک تدبیرها و تولیدات فرهنگی تاکنون پیشینی عمل کردهایم. یعنی آثاری که تولید کردهایم توجیه کننده، جواب دهنده و دفاعی بوده. و صد حیف که عرصۀ پسینی و ثانوی که متعلق به تولید نقشۀ راه و جلو افتادن از دومینوهای سقوط کرده است، دست نخورده باقی مانده.
فارغ از اختلافنظرهایی که نسبت به مقبولیت یا عدممقبولیت این تفاهمنامه وجود دارد، به هر حال تفاهمنامهای است که بین دو مقام مسئول امضا شده و ریاست جمهوری کشور ما نیز به نمایندگی از جمهوری اسلامی به آن متعهد شده است. اما چرا باز هم آدرس غلط میدهید؟ مگر آنها نبودهاند و نیستند که همین تفاهمنامه که تمام خواسته مردم مبعوث و ولی امر مسلمین را نیز برآورده نکرده است، به سرعت و سهولت زیر پا گذاشتند؟
در میانه میدان تقابلهایی که نه میتوان آنها را ذیل عنوان «حرب» بهمعنای مصطلح گنجاند و نه در قالب «سلم» و استقرار صلح پایدار فهم کرد، یک وضعیت معلق و در عین حال تعیینکننده شکل میگیرد که از حیث فقهی، نه بهسادگی قابل الحاق به ابواب جهاد است و نه بهتمامی در ذیل ابواب صلح و معاهدات قابل تحلیل
همان جوانی که مخالف مذاکره است و همان جوانی که موافق آن، هر دو بیش از چهل شبانهروز در خیابانها برای دفاع از کلیت نظام ایستادهاند. آیا میتوان با استناد به چند کامنت تند در فضایی که ماسک بر چهره ما زده، حکم به ارتداد سیاسی یکدیگر داد؟
مطابق مشاهدات میدانی بسیاری از بینندگان این شبکه اعتماد خود را به آن از دست داده اند چرا که طبق خط خبری این شبکه نظام اسلامی خیلی وقت قبل باید از بین می رفت
خیلی تلاش شد که با ترور رهبر انقلاب و نفرتی که از دی ماه علیه جمهوری اسلامی ایران راه انداختند، کلان روایت هایی که نقش لنگر معنایی و مرجعیت کلان برای حفظ و بازتولید سرمایه اجتماعی دارند را مستهلک کرده و از افول فراروایت ها یک جنگ پست مدرن و کوتاه مدت و عاری از باور را رقم بزنند که خیابان نشان داد که کلان روایت مشروعیت و محبوبیت رهبری و مقبولیت وطن و ضرورت حفظ نظام و دینداری جامعه و استکبارستیزی دیرینه و آگاهانه، امری ریشه دار و سازه ای پایدار و ارتکازی قوی در جامعه ایرانی هستند.
روزهایِ سخت خواهد گذشت و آنگاه در روزگار آرامش،فرصت برای گفتگو خواهد بود، اما امروز، تنها یک مأموریتِ مقدس داریم؛ اتحادِ مطلق، احترامِ بیقیدوشرط به پرچمداران مان و تمرکزِ تمامعیار بر نجات و آرامشِ هموطنانمان.
در واقع ترامپ قمارباز در طرف بازنده میز نشسته و به اصطلاح "بَد باخته" و دچار استیصال شده است. خود شیفته و بدعادت به جهان تک قطبی، دچار اختلال دوقطبی شده و از سر کلافگی هذیان می گوید و نوسان کلامی دارد.
تاریخ صدر اسلام نشان میدهد که حقانیت یک مکتب و الهی بودن یک رهبر به تنهایی برای پیروزی کافی نیست؛ پیشرفت و غلبه در گرو وجود امتی است که با بیعتی گسترده، سرمایه اجتماعی لازم برای تحقق رهبری را فراهم کند.
اینکه بعد از شهادت فرماندهتان، به حرف خدا گوش دادید و به خانههایتان نرفتید و تجمع کردید؛ دو نتیجه داشت: ۱. کوچکترین آسیبی به مملکتان از سوی تروریستهای قریشی نمیرسد. ۲. نعمت و فضلی از جانب خدا میرسد که صحنهی ظاهرا شکستخوردهتان را به پیروزی و فتح تبدیل میکند...
ایران در حال شکستن بت آمریکا و له کردن تصویر هالیوودی از هژمونی و سرکوبگری نرم جهان توسط نیویورک نشین ها و بر واشنگتن تکیه زده هاست. پس نگران توئیت های رئیس جمهور آمریکا که گویا در جهان موازی و ماتریکس قرار گرفته نباشید که سرمایه نمادین آمریکا را در حال مراقبت است که چون یخ در حال آب شدن بدست داغ ایرانی هاست.
نظامهای سیاسی در مقاطع تاریخی خاص، در دل بحرانها با لحظههایی مواجه میشوند که در آن ضمن حفظ ریلها و اصول بنیادین، نوعی بازتعریف انرژی اجتماعی و سیاسی در آنها شکل میگیرد.