• امروز : چهارشنبه - ۲۲ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6893

صدای حوزه امروز

مسجد جامع اصفهان یا آتلیه عروس و دامادی؟! تبیین ۱۰ شباهت مجاهدت مردم در سه حلقه دفاع مقدس/ تلاش برای حل مشکلات اقتصادی و افزایش سرمایه اجتماعی و وحدت و انسجام فراگیر و مبارزه با آسیب‌های فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی پیام تسلیت حضرت آیت‌الله‌ سیستانی به‌مناسبت ارتحال حضرت آیت الله‌ شبیری زنجانی (قدّس سرّه) وضعیت سنجی برنامه های گفت وگومحور (تاک شو) در بازتولید گفتمان عمومی وقتی دعا کردن هم می‌تواند تبدیل به کالای تجاری شود! تأملی در پیگیری انتظارات و توصیه‌های تحولی رهبر شهید به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی رساترین تبیین این خوب نیست خواهرم! مدرنیته مهمترین عامل کاهش منزلت اجتماعی روحانیت! تفکیک بین نهاد حوزه و نهاد روحانیت وجه جمع مسائل+ پاسخ استاد پیروزمند حوزه علمیه و مشکل کاهش حضور طلاب! ۱۰ نکته راهبردی برای سال تحصیلی جدید حوزه‌های علمیه/ عهد طلاب با خداوند برای ادامه مسیر هزارساله حوزه ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی بیعت اعضای انجمن دانش آموختگان مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام (تحت اشراف حضرت آیت الله شبیری زنجانی) با مقام معظم رهبری

♥17
نگاهی به آخرین فیلم داریوش مهرجویی؛

جای خالی مضامین اندیشه‌محور در “لامینور”

  • کد خبر : 42529
  • 21 اردیبهشت 1401 - 13:08
جای خالی مضامین اندیشه‌محور در “لامینور”
اگر تا قبل از این مضامین روان‌شناختی و اندیشه‌محور را در آثار این کارگردان می‌دیدید خبری از آن فضا، حال و هوا دیگر نیست.

به گزارش صدای حوزه، داریوش مهرجویی فیلمسازی که نام او در تاریخ سینمای ما ماندگار است، این روزها با فیلم لامینور دوباره بر سر زبان ها افتاده است. فیلمسازی که اولین فیلمش یعنی “گاو” مورد توجه امام خمینی(ره) قرار گرفت.

فیلم “هامون” او مورد نقد جدی شهید آوینی قرار گرفت و در یادداشتی با عنوان “چرا جهان سومی‌ها هامون می‌سازند؟” دیدگاه روشنفکری آسیایی او را مورد نقد قرار داد. او با هر فیلمش نشان داد که فلسفه را بی‌راه نخوانده و در سینمایش از آن بهره می‌گیرد.

کارنامه فیلمسازی او از این دست آثار باز هم دارد که می‌توان به پری و اجاره‌نشین‌ها اشاره کرد. دیگر فیلم‌هایش مانند بانو، لیلا، اپیزود اول طهران تهران و مهمان مامان نیز فیلم‌هایی همسو با فرهنگ ایرانی و با مذاق مردم سازگار است.

اما فیلم جدید او یعنی “لامینور” به‌کلی متفاوت با این کارنامه است. به‌نظر می‌رسد که مهرجویی تلاش داشته تا فیلمش را برای نوجوانان و جوانان این روزگار، امروزی و با ادبیات و لحن آنان بسازد. اما “لامینور” برعکس فیلمی کهن‌سالانه است که آن را همان چند سکانس ساز و آواز نصفه و نیمه برای جوانان زنده نگه می‌دارد. هرچقدر که مهرجویی در فیلمی مانند سنتوری توانسته بود اعتراض و کنشگری نسبت به قوانین و ممیزی‌ها بر سر مجوز داشته باشد، این فیلم حتی همان کنش را هم ندارد و صرفاً چند پیام مهربانانه برای گسترش موسیقی دارد.

فیلم تازه او درباره دختر جوانی است که می‌خواهد موسیقی را یاد بگیرد و بنوازد اما پدرش مانع راه اوست. او تنها یک چراغ دارد و آن هم پدر بزرگش است که به موسیقی و فرهنگ علاقه دارد. او در تضاد با پدرش گیر کرده است و می‌خواهد از او عبور کند.

اما فیلم از این منظر پیامی جز اینکه موسیقی برای یک دختر جوان در این شهر و در خانه‌ای در شمال شهر، محدودیت دارد، چیز دیگری نیست. این را مقایسه کنید با ابعاد بزرگ‌تری از پیام‌ها در فیلم‌هایی مانند سنتوری و هامون که ما را به فکر و تعمق وا می‌دارد. همچنین از نظر فیلمنامه و قصه با کاری چندلایه و جالب مانند پری. “لامینور” از تمام آنها به‌دور است.

کم حوصلگی فیلمساز

این کهن‌سالی نه به‌خاطر سن و سال بالای مهرجویی است، که اتفاقاً در سنین بالا پختگی بیشتر است و ما هم انتظار فیلمی با محتوای غنی‌تر را از او که به فلسفه خواندنش در آمریکا افتخار می‌کند داشتیم. بلکه ضعف “لامینور” بیشتر ماحصل کم‌حوصلگی خود فیلمساز است.

او آن‌طور که برای فیلم‌های قبلی‌اش وقت و فکر قابل توجهی را به‌کار می‌گرفت و آثارش از نصاب هنری و فکری قابل توجهی برخوردار می‌شد، خلاقیت به‌خرج نداده است.

اگر تا قبل از این مضامین روان‌شناختی و اندیشه‌محور را در آثار این کارگردان می‌دیدید خبری از آن فضا، حال و هوا دیگر نیست. بلکه حتی مانند “سنتوری” که می‌خواست رویکردی معرتضانه نسبت به قوانین وزارت‌ ارشاد بر سر موسیقی داشته باشد نیز نیست.

عذر بدتر از گناه

اینکه برخی از مطالب در رسانه‌ها می‌خواهند این ضعف‌ها را با انتقال فیلم به فضای ناامیدی کارگردان پوشش دهند و بگویند چون فیلمساز ناامید و خسته است اینگونه فیلم ساخته، عذر بدتر از گناه است. لااقل اگر فیلم ناامید هم بخواهیم بسازیم باید آن را با یک داستان و واقع‌گرایی قابل باور و اثرگذار بسازیم.

برای تماشاگرانی که از سینما بیرون می‌آمدند، این سؤال مطرح بود که چطور فیلمسازی که در فیلمی مانند “مهمان مامان” که اثری صمیمی و ساده است، باز هم خاطره‌سازی کرده بود، فیلمی ساخته که نه در جهان فکری، نه در دنیای داستان‌گویی و نه در عرصه بازی و قاب‌بندی حرفی برای گفتن ندارد.

برخی از اجزای داستان عجیب و بسیار نادر است؛  اصرار غیرمنطقی پدر خانواده (با بازی سیامک انصاری) در اوج دیکتاتوری و کج فهمی، با دخترش که به‌خاطر علاقه به موسیقی با او تند برخورد می‌کند و در عین حال پدری به شدت عاشق هنر ( با بازی استاد علی نصیریان) دارد.

البته مرگ پسر دیگر او در گذشته که عاشق موسیقی بوده است در تنفر او از موسیقی بی‌اثر نیست اما باز هم نمی‌توان اینگونه او را نادان و تندرو تصور کرد. پدری که دخترش را به حجره فرش‌فروشی می‌فرستد تا مغازه را بگرداند! به حدی طراحی اعضای خانواده دور از واقعیت و ناهمگون است که تحمل آن ناممکن شده و غیر قابل باور است.

یکی به نعل، یکی به میخ

اما فیلم فقط در مخابره پیام یکسره خود تندروی نمی‌کند بلکه برای کاهش این تیزی در سکانس یکی مانده به پایان فیلم کاری می‌کند که زمینه انتقال این موضوع دچار دست‌انداز می‌شود و بیشتر فیلم را دچار فضای یکی به نعل و یکی به میخ می‌کند. یعنی خاکستری هم نیست، رنگارنگ است و بیشتر احتمال این می‌رود که کارگردن سالخورده ما می‌خواسته تا همه پل‌ها را خراب نکند. برای همین در کنار آن دو سه جمله پیرمردی با صفا هم گذاشته تا طرف مقابلش را با یک چوب نزند.

فیلیمی که شعاری شده است!

سکانس پایانی فیلم نیز برای القای این مفهوم رئال یعنی همان محدودیت‌ها کاملاً فانتزی است. دنیای فانتزی دنیای دور از دسترس و رؤیایی است اما رفع این محدودیت آنقدرها هم دور از انتظار و نشدنی نیست. اینکه دختر جوان در خواب می‌بیند که به باغ فردوس می‌رود و آنجا گیتار می‌زند، چیزی است که همان موقع هم می‌توانست با یک تاکسی از نیاوران به آنجا به دلخواهش برسد. بیشتر به‌نظر می‌رسد که این سکانس عامدانه و مصرانه برای مخابره پیام علنی فیلم گذاشته شده است که این قطعاً به شعاری شدن فیلم افزوده است.

با این همه سؤال مهم این است که چرا باید بر سر چنین فیلمی این همه جنجال درست شود؟ چه دستاورد و پیام بزرگی در فیلم بود که برخی اصرار بر طراحی آن سناریوهای رسانه‌ای داشتند؟ بگذریم.

در نهایت “لامینور” فیلمی نیست که از داریوش مهرجویی کارگردان مطرح و پرآوازه سینمای ایران انتظار داشته باشیم. هرچند که امیدواریم که او با فیلمی بهتر به روزگار اوج خود بازگردد.

بیشتر بخوانید:

«بازمانده» یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما

لینک کوتاه : https://v-o-h.ir/?p=42529
  • منبع : تسنیم

مطالب مرتبط

16اسفند
به بهانه سریال حبیب
21اردیبهشت
ابر قهرمانان،‌ توجیه‌گران سیاست‌های آمریکا
فیلم‌های پرزرق و برق هالیوود چه هدفی را دنبال می‌کنند؟

ابر قهرمانان،‌ توجیه‌گران سیاست‌های آمریکا

18اردیبهشت
جای خالی “رمضان” در سریال های ماه رمضان ۱۴۰۱
نگاهی به سریال‌های رمضان ۱۴۰۱؛

جای خالی “رمضان” در سریال های ماه رمضان ۱۴۰۱

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.