• امروز : چهارشنبه - ۱۱ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 2 September - 2026
کل اخبار 6851

صدای حوزه امروز

ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی بیعت اعضای انجمن دانش آموختگان مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام (تحت اشراف حضرت آیت الله شبیری زنجانی) با مقام معظم رهبری کلیپ تازه منتشر شده از چهلم یکی از کشته شدگان حوادث دی ماه در اصفهان پشتیبانی علمی؛ پشتوانه ارتقای کیفیت پاسخگویی به سؤالات دینی هشدار های زیاده از حد برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید بیانیه فعالان بین الملل حوزه های علمیه نسبت به مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب ضرورت حفظ جایگاه کانونی شورای عالی فضای مجازی برای ثبت‌نام در حوزه، مشاوره رایگان بگیر! ماهیت انعطاف پذیر روحانیت و حوادث زمانه! پیام تقدیر و سپاس از سوی ریاست حوزه‌های علمیه خطاب به پاپ لئون بیانیه‌ای خطاب به علمای اخلاق و تربیت در جهان اسلام به نظر میاد امشب ترامپ تا حدودی در ایجاد شکاف داخلی موفق بوده! بیانیه آیت الله اراکی در واکنش به اظهارات رئیس الأزهر پیرامون اقدامات دفاعی جمهوری اسلامی در منطقه خلیج فارس پیام آیت‌الله اعرافی در پی شهادت جمعی از فرماندهان و مسئولان و مردم قهرمان

0

ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی

  • کد خبر : 49512
  • 11 شهریور 1405 - 16:41
ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی
حوزه‌های علمیه از سرمایه علمی، انسانی، معنوی و اجتماعی ارزشمندی برخوردارند. مسئله اصلی کمبود ظرفیت نیست؛ بلکه چگونگی سازمان‌دهی و به‌کارگیری این ظرفیت متناسب با میدان جدید است.

به گزارش صدای حوزه، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسین راجی، مدیر اندیشکده راهبردی سعداء طی یادداشتی به بررسی ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:

مسئولان محترم نهادهای تبلیغی حوزوی

سلام علیکم
با احترام؛

امروز بخش مهمی از جنگ ترکیبی در عرصه ذهن، باور، هویت، امید و اعتماد جامعه جریان دارد و نسل نوجوان و جوان در کانون این مواجهه قرار گرفته است. در چنین شرایطی، روحانیون و مبلغان دینی، به اعتبار مأموریت خود در حوزه اندیشه، ایمان و نگرش جامعه، از مهم‌ترین نیروهای این میدان به شمار می‌آیند.

با تغییر ماهیت میدان، به نظر می‌رسد آرایش تبلیغی نیز نیازمند تحول متناسب است؛ یعنی حرکت از وضع عمدتاً سنتی، پراکنده و مناسبتی، به سمت آرایشی مأموریت‌محور، تخصصی، منسجم، مستمر و متناسب با اقتضائات روز.

ازاین‌رو، ملاحظات و پیشنهادهای زیر با هدف بهره‌گیری مؤثرتر از ظرفیت علمی، انسانی و اجتماعی روحانیت تقدیم می‌شود.

۱. بازتعریف جایگاه تبلیغ؛ از فعالیت جانبی به مأموریت راهبردی

تبلیغ در شرایط کنونی شایسته است به‌عنوان یکی از مأموریت‌های راهبردی حوزه مورد توجه قرار گیرد.

مبلغ حرفه‌ای امروز، در کنار دانش عمیق دینی، به شناخت تحولات جامعه و مهارت‌هایی همچون مخاطب‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، اقناع، گفت‌وگو، روایت‌گری، سواد رسانه‌ای، تحلیل اجتماعی و پاسخ به شبهات نیاز دارد.

ازاین‌رو مناسب است ضمن حفظ بنیان‌های علمی حوزه، بهره‌گیری از دانش‌های روز مرتبط با انسان، جامعه، رسانه و فرهنگ نیز مورد توجه قرار گیرد و تربیت حرفه‌ای مبلغ به یک مسیر تخصصی و دارای نظام آموزشی مشخص تبدیل شود.

همچنین بخشی از الگوهای تبلیغی موجود، با وجود تجارب ارزشمند گذشته، برای پاسخ‌گویی مؤثر به نیازها و زیست جدید مخاطبان نیازمند روزآمدسازی است.

۲. ضرورت ایجاد قرارگاه جامع برای راهبری نظام تبلیغ دینی

با توجه به گستردگی و پیچیدگی میدان تبلیغ در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد مجموعه امور تبلیغی، از مرحله شناخت مسئله و مخاطب تا طراحی محتوا، تربیت و به‌کارگیری مبلغ، پشتیبانی، حضور رسانه‌ای و ارزیابی اثر، نیازمند راهبری منسجم و یکپارچه است.

ازاین‌رو پیشنهاد می‌شود سازوکاری در قالب یک قرارگاه جامع تبلیغ دینی شکل گیرد که بتواند تصویر کلان میدان را در اختیار داشته باشد، اولویت‌های تبلیغی را تعیین کند و میان اجزای مختلف این چرخه هماهنگی ایجاد نماید.

این قرارگاه می‌تواند وظایفی از این دست را بر عهده داشته باشد:
• رصد مستمر تحولات فکری، فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای؛
• شناسایی مسائل و گره‌های ذهنی گروه‌های مختلف مخاطب؛
• تعیین اولویت‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت تبلیغی؛
• هدایت کلان ظرفیت‌های انسانی، علمی و رسانه‌ای؛
• پشتیبانی از مبلغان و مجموعه‌های فعال در میدان؛
• رصد نتایج و ارزیابی میزان اثرگذاری برنامه‌ها؛
• و اصلاح مستمر سیاست‌ها بر اساس بازخوردهای واقعی میدان.

در ذیل این قرارگاه، وجود یک اتاق وضعیت تبلیغی و فرهنگی نیز ضروری به نظر می‌رسد؛ اتاقی که به‌صورت مستمر داده‌های میدانی و رسانه‌ای را دریافت و تحلیل کند و تصویری به‌روز از وضعیت فکری و فرهنگی جامعه در اختیار تصمیم‌گیران قرار دهد.

به بیان دیگر، اتاق وضعیت، وظیفه شناخت و رصد میدان را بر عهده دارد و قرارگاه، بر اساس این شناخت، وظیفه راهبری، اولویت‌گذاری و هماهنگ‌سازی کل نظام تبلیغ را دنبال می‌کند.

۳. طراحی نقشه تقسیم کار و مأموریت میان نهادهای تبلیغی

وجود نهادها و مجموعه‌های متعدد فعال در عرصه تبلیغ دین، ظرفیت ارزشمندی است؛ اما در صورت نبود یک تقسیم کار روشن، ممکن است بخشی از توان این مجموعه‌ها صرف فعالیت‌های مشابه شود و در مقابل، برخی موضوعات، مخاطبان یا مناطق مهم از پوشش کافی برخوردار نباشند.

ازاین‌رو یکی از وظایف اصلی قرارگاه جامع تبلیغ دینی -که در شماره ۲ گفته شد- باید طراحی و تنظیم نقشه تقسیم کار میان نهادهای تبلیغی باشد؛ به‌گونه‌ای که ضمن حفظ جایگاه، هویت و ظرفیت هر مجموعه، سهم و مسئولیت آن در نقشه کلان تبلیغ کشور به‌روشنی مشخص شود.

این تقسیم کار می‌تواند بر چهار مؤلفه اصلی استوار باشد:

موضوع، مخاطب، جغرافیا و مأموریت.

بر این اساس باید مشخص شود:

• هر نهاد در چه حوزه‌های موضوعی مسئولیت یا مزیت تخصصی بیشتری دارد؛
• کدام گروه‌های مخاطب در اولویت فعالیت آن قرار دارند؛
• چه مناطق و محیط‌هایی باید توسط آن مجموعه پوشش داده شوند؛
• و چه بخش‌هایی از زنجیره تبلیغ، از تولید محتوا و تربیت مبلغ تا اعزام، پشتیبانی و رسانه، بر عهده آن قرار گیرد.

هدف این تقسیم کار، کاهش نقش یا استقلال مجموعه‌های موجود نیست؛ بلکه ایجاد هم‌افزایی، جلوگیری از دوباره‌کاری، شناسایی و پوشش خلأهای تبلیغی و اتصال ظرفیت‌های پراکنده به یک نقشه مأموریتی واحد است.

در چنین الگویی، نهادهای تبلیغی به‌جای فعالیت‌های جزیره‌ای، در قالب یک شبکه هماهنگ و مکمل عمل می‌کنند و هر مجموعه، سهم مشخصی در تحقق مأموریت کلان تبلیغ دین خواهد داشت.

۴. حرکت از تبلیغ عمومی به تبلیغ مسئله‌محور و مخاطب‌محور

مخاطبان امروز از نظر مسئله، زبان و نیاز یکسان نیستند. نوجوان، دانشجو، خانواده، کارگر یا کاربر فضای مجازی اقتضائات متفاوتی دارند.

بنابراین پیشنهاد می‌شود فرآیند تبلیغ بر این منطق استوار باشد:

۱. شناخت مسئله مخاطب؛
۲. تولید محتوای متناسب؛
۳. انتخاب مبلغ مناسب؛
۴. انتخاب بستر ارتباطی مناسب. به بیان دیگر، نقطه آغاز تبلیغ باید مسئله واقعی مخاطب باشد.

۵. تخصصی‌سازی مبلغان و اصلاح نظام به‌کارگیری

همه مبلغان برای همه مخاطبان و مأموریت‌ها به یک اندازه مناسب نیستند.

همچنین موفقیت تبلیغی نباید صرفاً با توان منبر و سخنرانی سنجیده شود. مبلغ موفق دانشگاهی، روحانی اثرگذار در محله یا امام جماعتی که شبکه‌ای پایدار از اعتماد و تربیت ایجاد کرده است نیز باید به‌عنوان الگوی موفق تبلیغی شناخته شود.

شایسته است مسیرهای تخصصی در حوزه‌هایی مانند نوجوان، دانشگاه، خانواده، زنان، فضای مجازی، رسانه و هنر، پاسخ به شبهات، محیط‌های کاری، تبلیغ بین‌الملل و مناطق قومی و مرزی تعریف شود.

اصل به‌کارگیری نیز بر این قاعده استوار باشد:

مبلغ مناسب، برای مسئله مناسب، مخاطب مناسب و محیط مناسب.

ایجاد «سامانه جامع سرمایه انسانی مبلغان» نیز می‌تواند به شناسایی و استفاده هدفمند از ظرفیت‌ها کمک کند.

۶. آمایش سرزمینی و اصلاح توزیع سرمایه انسانی تبلیغ

تمرکز نیروهای توانمند در مراکز اصلی حوزوی، درحالی‌که بسیاری از مدارس، مساجد محلات، مناطق مرزی، شهرهای کوچک و محیط‌های دارای آسیب فرهنگی نیازمند نیروی قوی‌ترند، نیازمند بازنگری است.

پیشنهاد می‌شود نقشه آمایش تبلیغی کشور تهیه شود تا نیاز واقعی هر منطقه و گروه مخاطب مشخص گردد.

همچنین این آمایش بهتر است با سیاست استقرار بلندمدت مبلغ در مناطق هدف همراه شود تا زمینه شناخت محیط، اعتمادسازی و اثرگذاری تربیتی پایدار فراهم گردد.

۷. گذر از تبلیغ مناسبتی به حضور مستمر و تربیتی

تبلیغ مؤثر نمی‌تواند صرفاً به مناسبت‌هایی همچون محرم، صفر، فاطمیه و ماه رمضان محدود شود.

یکی از الگوهای قابل توجه، تقویت مسجد‌محوری در محلات با حضور روحانی جوان، به‌روز و مسئله‌شناس است؛ روحانی‌ای که امکان حضور بلندمدت در محله داشته باشد و مسجد را به کانون ارتباط، تربیت و حل مسئله تبدیل کند.

فرآیند ارتباط با مخاطب می‌تواند چنین باشد:

۱. ارتباط؛ ۲. اعتمادسازی؛ ۳. گفت‌وگو؛ ۴. پاسخ به مسئله؛ ۵. همراهی؛ ۶. تربیت؛ ۷. شبکه‌سازی.
در این الگو، مبلغ علاوه بر سخنرانی، نقش مربی و کنشگر فرهنگی ـ اجتماعی را نیز ایفا می‌کند.

۸. حضور حرفه‌ای در فضای رسانه و زیست‌مجازی نسل جدید

بخش مهمی از شکل‌گیری ذهن نسل جدید در فضای دیجیتال صورت می‌گیرد. بنابراین فضای مجازی باید به‌عنوان یک میدان مستقل تبلیغی با زبان و قواعد خاص خود مورد توجه قرار گیرد.

ضروری است بخشی از مبلغان با منطق شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوای کوتاه، روایت تصویری، الگوریتم‌های پلتفرم‌ها، خبر جعلی، تقطیع، برجسته‌سازی و عملیات روانی به‌صورت تخصصی آشنا شوند.

۹. بهره‌گیری هدفمند از هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین

هوش مصنوعی و تحلیل داده می‌تواند در شناخت مسائل جامعه، رصد روندهای فکری، تحلیل بازخورد مخاطبان و تولید محتوای متناسب به نهادهای تبلیغی کمک کند.

شایسته است ظرفیت تخصصی لازم برای استفاده از این ابزارها ایجاد شود.

۱۰. تقویت روایت‌گری آفندی و تبیین تخصصی

در فضای رسانه‌ای امروز، تأخیر در ارائه روایت دقیق می‌تواند زمینه تثبیت روایت نادرست را فراهم کند.

ازاین‌رو نظام تبلیغ باید از وضعیت صرفاً واکنشی به سمت رصد، پیش‌بینی و روایت‌گری پیش‌دستانه حرکت کند.

تبیین مؤثر نیز باید بر دقت، استناد، انصاف، شناخت مخاطب، قدرت اقناع، مطالبه‌گری مسئولانه و نقد منصفانه همراه با ارائه راهکار استوار باشد.

همچنین تفکیک اصول و ارزش‌ها از ضعف‌ها و خطاهای اجرایی، به افزایش اعتبار مبلغ کمک می‌کند.

۱۱. ایجاد آمادگی برای بحران‌های شناختی و رسانه‌ای

در بحران‌های اجتماعی و رسانه‌ای، سرعت انتشار خبر و شایعه بسیار بالاست.

پیشنهاد می‌شود شبکه‌ای از مبلغان آموزش‌دیده و برخوردار از دسترسی سریع به اطلاعات معتبر ایجاد شود تا بتوانند به‌موقع واقعیت را تبیین کنند، از گسترش اطلاعات نادرست بکاهند و زمینه گفت‌وگوی عقلانی و مستند را فراهم سازند.

در این عرصه، سرعت باید با دقت، صداقت و اعتبار همراه باشد.

۱۲. بازسازی اعتماد و سرمایه اجتماعی روحانیت

اعتماد مخاطب یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های تبلیغ است.

صداقت، انصاف، تواضع، سلامت اخلاقی، ساده‌زیستی، عدالت‌خواهی، حضور در کنار مردم، از عوامل اصلی تقویت این سرمایه‌اند.

روحانی شایسته است در نگاه جامعه صرفاً سخنگوی یک دستگاه تلقی نشود؛ بلکه مرجعی قابل اعتماد در بیان حقیقت، دفاع از ارزش‌ها، عدالت و مطالبات مشروع مردم باشد.

۱۳. تفکیک مشکلات واقعی جامعه از عملیات شناختی

وجود عملیات رسانه‌ای و شناختی نباید موجب نادیده گرفتن مشکلات واقعی شود؛ همان‌گونه که وجود مشکلات واقعی نیز نباید سبب غفلت از تحریف و بهره‌برداری رسانه‌ای شود.

مواجهه صحیح می‌تواند چنین باشد:

۱. شناخت واقعیت؛
۲. تبیین منصفانه علل؛
۳. تفکیک واقعیت از تحریف؛
۴. ارائه راه‌حل؛
۵. تقویت امید واقع‌بینانه.

۱۴. تغییر زبان مواجهه با نسل جوان؛ از مونولوگ به گفت‌وگو

منتقد، معترض، فرد دارای شبهه، فرد کم‌اطلاع و فردی که آگاهانه در تقابل قرار دارد، یکسان نیستند.

نسل جوان نیازمند امکان پرسش، شنیده‌شدن و دریافت پاسخ مستدل و محترمانه است.

ازاین‌رو تقویت مهارت‌های شنیدن، گفت‌وگو، تحمل نقد، فهم زمینه‌های اعتراض و اقناع در مبلغان ضروری است.

مخاطب باید احساس کند پرسش یا نقد او موجب خروجش از دایره گفت‌وگو نمی‌شود.

۱۵. مقابله با دوقطبی‌سازی و تقویت انسجام اجتماعی

یکی از آسیب‌های جدی فضای رسانه‌ای، تشدید شکاف‌های نسلی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است.

روحانیت می‌تواند با توجه به جایگاه تاریخی خود، نقش پیونددهنده و ترمیم‌کننده روابط اجتماعی را ایفا کند.

این نقش نیازمند بصیرت، قدرت تشخیص، شناخت عمیق مبانی انقلاب اسلامی و مطالعات به‌روز سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.

۱۶. پیوند تبلیغ با خدمت اجتماعی و شبکه‌سازی نخبگانی

یکی از نقاط قوت تاریخی روحانیت، حضور در متن زندگی مردم بوده است.

حضور در مدارس، دانشگاه‌ها، محلات، محیط‌های کار، مناطق محروم و موقعیت‌های بحرانی و همراهی با مردم در حل مسائل، می‌تواند اثرگذاری پیام دینی را افزایش دهد.

رفتار روحانی نیز یک رسانه است و خدمت اجتماعی نیز می‌تواند بخشی از تبلیغ دین باشد.

همچنین پیشنهاد می‌شود ارتباط حوزه با استادان دانشگاه، معلمان، روان‌شناسان، متخصصان علوم اجتماعی، هنرمندان، فعالان رسانه و متخصصان فناوری تقویت شود؛ زیرا شناخت بسیاری از مسائل امروز نیازمند همکاری میان‌رشته‌ای است.

۱۷. تقویت عقبه مبلغ و اصلاح نظام نظارت و ارزیابی

مبلغ نباید پس از اعزام در میدان تنها بماند. فعالیت مؤثر او نیازمند پشتیبانی علمی، محتوایی، رسانه‌ای، آموزشی، حقوقی و معیشتی است.

دسترسی سریع به کارشناسان، تحلیل‌های معتبر و محتوای متناسب با مسائل روز می‌تواند توان پاسخ‌گویی مبلغ را افزایش دهد. تأمین معیشت پایدار مبلغان مستقر، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، نیز برای استمرار مأموریت اهمیت دارد.

در کنار این پشتیبانی، نظام ارزیابی باید از تمرکز صرف بر تعداد منبر، اعزام و ساعت فعالیت فاصله گرفته و بیشتر بر سنجش اثر واقعی تبلیغ متمرکز شود.

از جمله باید سنجید:

• آیا شبهه‌ای برطرف شده است؟
• آیا اعتماد مخاطب افزایش یافته است؟
• آیا تغییر مثبتی در نگرش یا فهم مخاطب ایجاد شده است؟
• آیا مسئله‌ای فرهنگی یا اجتماعی کاهش یافته است؟
• و محتوای تولیدشده تا چه اندازه به مخاطب هدف رسیده و اثرگذار بوده است؟

نظارت نیز بهتر است در خدمت آسیب‌شناسی، اصلاح و توانمندسازی مبلغ قرار گیرد.

سخن پایانی؛ از آرایش سنتی به آرایش مأموریتی

حوزه‌های علمیه از سرمایه علمی، انسانی، معنوی و اجتماعی ارزشمندی برخوردارند. مسئله اصلی کمبود ظرفیت نیست؛ بلکه چگونگی سازمان‌دهی و به‌کارگیری این ظرفیت متناسب با میدان جدید است.

اگر امروز بخش مهمی از تقابل بر سر ذهن، ایمان، امید و هویت نسل جدید جریان دارد، آرایش تبلیغی نیز باید متناسب با همین واقعیت تحول یابد.

این تحول را می‌توان چنین خلاصه کرد:

۱. رصد میدان؛ ۲. شناخت مسئله و مخاطب؛ ۳. تربیت مبلغ متخصص؛ ۴. تقسیم مأموریت؛ ۵. آمایش نیرو؛ ۶.پشتیبانی؛ ۷. حضور مستمر اجتماعی و رسانه‌ای؛ ۸. روایت‌گری و تبیین؛ ۹. گفت‌وگو و اقناع؛ ۱۰. خدمت اجتماعی؛ ۱۱. شبکه‌سازی؛ ۱۲. سنجش اثر و اصلاح مستمر.

این نگاه به معنای امنیتی‌دیدن جامعه نیست؛ برعکس، مردم و به‌ویژه نسل جوان، سرمایه اصلی این میدان‌اند و مسئله، حفظ و تقویت پیوند فکری، عاطفی و هویتی با آنان است.

امید است با بهره‌گیری از تجارب ارزشمند موجود و هم‌افزایی میان حوزه‌های علمیه و نهادهای تبلیغی، موضوع بازآرایی نظام تبلیغ دینی و حرکت از آرایش سنتی به آرایش مأموریتی با اهتمام بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.

با سپاس و احترام
التماس دعا
سید محمد حسین راجی
مدیر اندیشکده راهبردی سعداء
۱۰ شهریور ۱۴۰۵

لینک کوتاه : https://v-o-h.ir/?p=49512
  • نویسنده : حجت الاسلام سید محمد حسین راجی مدیر اندیشکده راهبردی سعداء

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.