به گزارش خبرنگار صدای حوزه، در ادامه روایتی از فعالیت دو خواهر که به فعالیت فرهنگی در مدارس ایلام پرداخته اند و پیوندی میان ایمان و مدرسه ایجاد کرده اند را مطالعه می نمایید:
در دنیای پرهیاهوی امروز که نسل نوجوان در جستجوی تکیهگاه و شنوندهای همدل است، ما در دبیرستان حجاب ایلام، مسیری متفاوت را آزمودیم. من، زینب ترحمی، به همراه خواهرم مینا، به عنوان مشاوران امین مدرسه، با یک باور قلبی کارمان را آغاز کردیم: آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
پرسش بسیاری از همکاران این است که در فضای پرچالش کنونی، چگونه توانستهایم گروهی از دانشآموزان دختر را به انتخاب آگاهانه حجاب و چادر ترغیب کنیم؟ پاسخ ما ساده اما بنیادین است: اصالت در رفتار.
ما معتقد بودیم برای دعوت به امر قدسی، پیش از هر چیز باید آینهای از آن باشیم. برای همین، تلاش کردیم نگاهمان به دانشآموزان نه به عنوان مخاطبِ تکلیفمدار، بلکه به عنوان امانتهای الهی باشد. استراتژی ما در این مسیر، مدیریتِ رفاقت بود؛ گوش دادنِ بیقضاوت، پایبندی به قولها و درکِ عمیق روحیات نوجوانانه.
این رویکرد، یخِ روابط را شکست. فضایی ایجاد شد که در آن دانشآموزان، بدون ترس، درباره دغدغههایشان، فلسفه حیا و ارزشهای پوشیدگی با ما سخن گفتند. اما یک مانع کوچک وجود داشت؛ سدّ خجالت. دانشآموزان میگفتند: ما میخواهیم چادری شویم، اما از نگاه دیگران هراس داریم.
اینجا بود که کار میدانی آغاز شد. ما نیاز به یک اقدام نمادین و حمایتگر داشتیم. با تهیه چادر و اهدای آن در فضای عمومی مدرسه (صف صبحگاهی)، تلاش کردیم این تابوی خجالت را بشکنیم. نتیجه، فراتر از انتظار بود؛ یک موج مثبت که نه تنها آن دانشآموزان، بلکه بسیاری دیگر را نیز مشتاق کرد.
اما این پروژه زمانی به پختگی رسید که با حمایت ساختاری همراه شد. ما این تجربه میدانی را با آقای زینیوند، مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان ایلام، در میان گذاشتیم. ایشان با درک صحیح از ضرورتهای فرهنگی، نه تنها از ایده استقبال کردند، بلکه با یک حمایت عملی و بیدرنگ، تأمین چادرها را بر عهده گرفتند.
این تجربه برای ما فراتر از یک آمار یا تعداد چادر بود؛ درسی بود برای نشان دادن اینکه چگونه میتوان با تلفیق الگوی رفاقتمحور و حمایت مدیریتی، بذری را در دل نوجوانان کاشت که میوهاش، انتخابی آگاهانه و پایدار باشد. از آقای زینیوند بابت نگاه حمایتگرشان، صمیمانه سپاسگزاریم























