به گزارش صدای حوزه، علی نصرآبادی طی یادداشتی به یادداشت مربوط به حجت الاسلام علی مهدیان که به انتقاد های آیت الله اراکی از رئیس جمهور درباره تفسیر قرآن و نهج البلاغه در سخنرانی هایش نقدی نوشته بود، واکنش نشان داده است که در ادامه مطالعه می نمایید:
حجتالاسلام علی مهدیان نقدی بر بیانات آیتالله اراکی داشتند که قابل درنگ است
طبیعتاً بخاطر حفظ وفاق نباید حقیر نکاتی که در ادامه بیان میکنم رو عرض میکردم ولی چون ما طُلّاب در مکتب مولانا امیرالمؤمنین بزرگ شدهایم کلام ایشان را سرلوحه خود قرار میدهیم که فرمودند:《کَثرَهُ الوِفاقِ نِفاقٌ》(۱) و هر وفاقی مشروع نیست؛ برای همین لازم است نکاتی دربارهی نقد حجتالاسلام مهدیان بیان شود.
اوّلاً حجتالاسلام مهدیان اشکال وارد میکنند که 《اوّلاً دایره واجب و حرام کجا است؟ … 》قدر متیقّن از واجبات و محرّمات چیزی است که در رساله های توضیح المسائل ذکر شده و اگر کسی به این قدر متیقّن عمل نکند اصلاً نوبت به غیر قدر متیقّن نمیرسد! و دربارهی اینکه هر کس در مقابل کار خود مسئول هست هم اسلام ساکت نبوده و بیان داشته که 《کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ.》(۲)
و نیاز به این نیست که آقای رئیس جمهور از خودشان مطالبی بگویند. با توجّه به این حدیث متوجّه میشویم که آیتالله اراکی قدر متیقّن را بیان فرمودهاند و اینکه حجتالاسلام مهدیان با کنایه بیان میکنند که《آیا جدا کردن حیطه زندگی از واجبات و حرامها خودش زمینه ساز عرفی سازی نیست؟》آیا این نوع کنایه خود خلاف تقوا نیست؟
حجتالاسلام مهدیان بیان کردند که 《 اینکه فلان فوتبالیست زنا کرده ولی خوب بازی میکند، استدلال درستی نیست. او یک کار را “نباید” انجام دهد کار دیگر را “باید” انجام دهد.》اینکه فرمایش آیتالله اراکی بدون در نظر کلام رئیس جمهور نقد شود نقد درستی نیست. چون وقتی فرمایش آیتالله اراکی با در نظر گرفتن کلام رئیسجمهور مشاهده میکنیم میبینیم که به جا است.
ثانیاً حجتالاسلام مهدیان بیان میکنند که《اینکه خطایا جمع خطیئه است هم، پاسخ کاملی نیست. چون باید بحث کنیم نسبت خطیئه و خطا چیست؟ خطیئه توجه به وجه انگیزشی و درونی فعل خطا دارد. به تعبیر علامه طباطبایی “آن حالتی است که با فعل زشت در قلب انسان شکل میگیرد.” …》 دوباره باز، فرمایش آیتالله اراکی که ناظر بر کلام رئیسجمهور است چیز دیگری است و اشکال گرفتن حجتالاسلام مهدیان بر چیز دیگری است؛ در ابتدا به بیان طلبگی باید گفت که 《اثبات شیء نفی ماعدا نمیکند》آیتالله اراکی در صدد این بودند که اینکه رئیس جمهور الخطایا را جمع خطا گرفتند، نفی کنند و میفرمایند که الخطایا جمع خطیئه است. و اساساً آیتالله اراکی کاری با آن مطالبی که حجتالاسلام مهدیان در نقد آوردهاند ندارند تا چه برسد به اینکه بخواهند نافی آنها باشند.
ثالثاً اینکه حجتالاسلام مهدیان بیان کردند که《تقوا مراتب دارد، از تعبیر ان اکرمکم عندالله اتقیکم میشود همین نکته را تشخیص داد، این که محصور کنیم معنای تقوا را به انجام واجب و ترک حرام، یک سطح از تقوا است. تقوا عمیقتر از این هم هست و معانی دارد. …》، آیتالله اراکی منکر مراتب داشتن تقوا نبودند بلکه مرتصد این بودند که اگر کسی میخواهد تقوا داشته باشد باید اوّل قدر متیقّن تقوا که عمل به واجبات و ترک محرمات است را انجام دهد.
رابعاً حجتالاسلام مهدیان بیان میکنند 《از حاج آقای اراکی انتظار نمیرود که جلوی بحث از فهم مسوولین ما از قرآن و روایات را بگیرند …》، این کلام ایشان انسان را به تعجّب وا میدارد؛ مگر امام صادق نفرمود《إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لاَ یَحْتَمِلُهُ إِلاَّ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ …》!؟(۳)؛ با توجّه به این حدیث چگونه کسی که حداقل تحصیلات حوزوی را ندارد میتواند احادیث اهل بیت را تفسیر کند؟! ، حرف این نیست که پس کسانی که عالم دینی نیستند احادیث را کنار بگذارند، حرف اینست که برای تفسیر احادیث باید بر سر سفرهی علماء نشست، نه اینکه از خود چیزی جدیدی گفت؛ و این تعریفی که رئیسجمهور از تقوا بیان کردند، هیچ کدام از علماء دربارهی تقوا اینچنین نگفتهاند.
از همه مهمتر، اصل حرف آیتالله اراکی این بود که رئیسجمهور نباید مفاهیم دینی را تفسیر کنند چون تخصصشان نیست و برای مثال بحث تقوا را بیان فرمودند.
در آخر باید متذکّر شد صحبت هایی که از رهبر شهید نقل شد، نافی بیانات آیتالله اراکی نبود؛ و دیگر اینکه یک چیزی که در نقد حجتالاسلام مهدیان بر بیانات آیتالله اراکی سؤال برانگیز بود این بود که چرا در کلّ متن ایشان برای آیتالله اراکی حتّی یک بار هم از لفظ《آیتالله》دریغ کردند؟!
(۱) غرر الحکم، ح۷۰۸۳
(۲)بحارالانوار، ج۷۲
(۳)بحارالأنوار،ج۲، ص۱۹۱























