وضعیت سنجی برنامه های گفت وگومحور (تاک شو) در بازتولید گفتمان عمومی
وقتی دعا کردن هم میتواند تبدیل به کالای تجاری شود!
تأملی در پیگیری انتظارات و توصیههای تحولی رهبر شهید به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
رساترین تبیین
این خوب نیست خواهرم!
مدرنیته مهمترین عامل کاهش منزلت اجتماعی روحانیت!
تفکیک بین نهاد حوزه و نهاد روحانیت وجه جمع مسائل+ پاسخ استاد پیروزمند
حوزه علمیه و مشکل کاهش حضور طلاب!
۱۰ نکته راهبردی برای سال تحصیلی جدید حوزههای علمیه/ عهد طلاب با خداوند برای ادامه مسیر هزارساله حوزه
ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی
بیعت اعضای انجمن دانش آموختگان مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام (تحت اشراف حضرت آیت الله شبیری زنجانی) با مقام معظم رهبری
کلیپ تازه منتشر شده از چهلم یکی از کشته شدگان حوادث دی ماه در اصفهان
پشتیبانی علمی؛ پشتوانه ارتقای کیفیت پاسخگویی به سؤالات دینی
هشدار های زیاده از حد برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید
حوزههای علمیه از سرمایه علمی، انسانی، معنوی و اجتماعی ارزشمندی برخوردارند. مسئله اصلی کمبود ظرفیت نیست؛ بلکه چگونگی سازماندهی و بهکارگیری این ظرفیت متناسب با میدان جدید است.
این روزها حداکثر واکنش صاحبان تریبونی که مدافع روحانیت هستند و یا مسئولین نظام این شده که بگویند: "دشمن در حال تخریب چهره روحانیت است ولی آنها هرگز موفق نخواهند شد در ارتباط مردم و روحانیت خللی ایجاد کنند!" در همین حد شعارزده و عاری از اقدام!
باور کنیم یک ابزار اجتماعی بدون دوره آموزشی، کلاس، کتاب و آزمون فرهنگ می سازد و اتمسفری ایجاد میکند که نتیجه آن تغییر اولویت ها، باورها و ارزش های بانوی ایرانی است.
اعلام موضع از جانب اساتید و بزرگان حوزه لازم است اما از جانب بزرگان عنوان دار و دارای سمت های حقوقی کافی نیست.
این طلبه چطور می خواهد همزمان امورات شرعی مردم را حل و فصل کند، امام محله باشد، با سبک زندگی خود و گفتارش باعث ترغیب اقشار مختلف مردم به سمت دین و دیانت شود، بهروز و پاسخگو باشد، از سوی دیگر همسر و پدری وظیفه شناس باشد، همزمان فرزندی حامی و تیه گاه برای والدین خود باشد و در عین استقلال، حامی حقوق مردم و گره گشای زندگی آنان نیز باشد؟!
علمای مهاجر به بلاد، چه انگیزههایی داشتند که از فعالیت علمی در قم و نجف و رسیدن به مرجعیت دست میکشیدند و سختی غربت و معاشرت با مردم و تربیت دینی اجتماع را به جان میخریدند؟! در شهری دیگر، اداره مسجد _ مدرسهای اصیل را برعهده میگرفتند؛ به حوزهاش رونق می بخشیدند و مربی راستین مردم میشدند.
آنچه جناب سروش محلاتی در وصف «حوزۀ نجف» گفتهاند ـ اگر واقعیت داشته باشد ـ در واقع نه مدح این حوزه عریق و عزیز، بلکه ذم آن است؛ وضعیتی که میتوان از آن با عنوان «آنارشیسم حوزوی» یاد کرد.
اینجا همان شهری است که در دفاع از روحانیت و مرجعیت، جان خود را بذل اسلام و انقلاب میکند؛ از این رو دست از این همه نفاق و خیانت بردارند و اگر فهم درستی از گزاره های دینی ندارند، لااقل مهر سکوت بر قلم و زبان نامبارک خود بزنند.
قضاوت پیرامون موافقت یا مخالفت بزرگان حوزه با حرکت سیاسی امام خمینی با استناد به شواهدی به غایت ناکافی بیشتر با رفتارهای سطحی بلاگرهای شبکههای اجتماعی تناسب دارد، نه کسی که داعیهدار کسوت استادی است. اینگونه شتابزده و متهورانه قلمزدن نه با اصول اخلاقی سازگار است و نه اعتباری برای دیگر ادعاهای نویسنده باقی میگذارد.
اگر در اتاقی تاریک، پنجرهای را باز کنیم، به واسطه نوری که از پنجره به داخل میتابد، میتوانیم وسایل اتاق را ببینیم حالا اگر دو پنجره را باز کردیم، طبیعتا نور بیشتری به اتاق میتابد و بهتر میتوانیم همه چیز را با جزئیات ببینیم و کمتر در شناخت اشیا ممکن است دچار خطا شویم. قیاس این دو علم نیز از چنین شرایطی حکایت میکند؛ علوم روانشناختی همان پنجرهای است که به هر حال موضوعاتی را در ارتباط با روان انسان برای ما روشن میکند، ولی میتوانیم پنجرهای دیگر را بگشاییم و آن پنجره منابع دینی است.
سابقاً مراجع تقلید یا مجتهدین مشهور با نوشتن اجازه، اجتهاد شاگردان خود را تائید میکردند، اما در زمان تأسیس حکومت دینی، کارکردهای این اجازات توسعهیافته است و طبیعتاً اغراض افراد نیز برای کسب آن متفاوت شده است. از سویی نیز تکثر مجتهدین و مشربهای متفاوت آنها نیز نیاز به نظم و نسق بخشی داشته است که به تشخیص مجلس خبرگان، این امر به شورای نگهبان واگذارشده است.
فارغ از همه اینها، بسیار روشن است که ایشان علیرغم آنکه خواستهاند اعلام فرمایند با مسائل سیاسیکاری ندارند، اما با انواع تعریضها در قالب سؤال، خواستهاند گزارههایی را القا نمایند که هیچ دلیل و مدرکی برای آن ندارند.
سناریو این فیلم اگرچه به لحاظ دراماتیک بودن و خط تعلیق، دارای کشش بالا و جذابیت ویژهای است اما سوال اینجاست که چه انگارهای را در متن و فرامتن خود به ذهن مخاطب متبادر میکند؟ گره زایی و گره زدایی جذاب و پرکشش، هنر فیلمنامه و کارگردان است اما به چه قیمتی؟ آیا جز این است که تقابل دین و زندگی را به تصویر کشیده است و شریعت را مانع یا دست کم مقابل حیات مطرح کرده است؟