به گزارش خبرنگار صدای حوزه، پس از انتقاد ها و تذکرهای عالمانه آیت الله اراکی از سخنان دکتر پزشکیان رئیس جمهور کشور که به تفسیر آیات و همچنین نهج البلاغه می پردازد، هجمه هایی به ایشان شده است که حجت الاسلام محسن رضایی در کانال ایتای خود، یادداشتی را منتشر کرده است که در ادامه مطالعه می نمایید:
چند روز از تذکر عالمانه آیتالله اراکی نسبت به تفسیر برخی از مفاهیم دینی توسط رئیس جمهور محترم میگذرد که بعضی از چهرهها و رسانههای غربگرا و همچنین برخی از اطرافیان رئیس جمهور به جای توجه به این تذکر و بررسی محتوایی سخنان، به حواشی پرداخته و به توهین و هجمه علیه این عالم دین روی آوردند.
تذکر علما و مراجع به مسوولین در رابطه با مسائل گوناگون به خصوص در امور دینی چیز تازهای نیست بلکه در همه دولتها به عنوان یک «رویه» و بلکه «وظیفه» وجود داشته و خواهد داشت. تکلیف عالم دین تذکر و نقد مواضع و عملکرد شائبهدار و یا بعضاً انحرافی مسوولین است.
اقتضاء اظهارنظر در هر زمینهای، عالم بودن به آن و تسلط به مبانی و مسائل آن عرصه است. بنابراین طبیعی است کسانی که علم و آگاهی لازم را در رابطه با برخی مسائل ندارند باید از صاحبنظران در آن زمینه، سوال کنند.
به ویژه اظهارنظر در رابطه با مسائل دینی از حساسیت و اهمیت فوقالعاده برخوردار است لذا مسوولین ارشد نظام و یا موثرین جامعه اگر در این زمینه ورود میکنند حتما باید با مطالعه و یا با مشورت با عالمان دینی اصیل باشد تا خطایی صورت نگیرد. چرا که سخنان آنان بر فرهنگ و باورهای جامعه و همچنین بر نهادها و مدیران پاییندستی تاثیر خواهد گذاشت و چه بسا گاه موجب تساهل و تسامح در امور دینی میشود.
از آنجایی که زبان دین، زبان عربی است لذا فرد یا باید «ابن اللغه» باشد و یا باید سالها درس دین خوانده باشد تا بتواند مجتهدانه مراد دین را در زمینههای گوناگون دریابد و قادر باشد به تبیین امور دینی بپردازد در غیر اینصورت ممکن است در دام سطحینگری، عرفیگرایی و سکولاریسم بیفتد.
تذکر آیت الله اراکی نسبت به تفسیر دو عنوان در سخنان رئیس جمهور از منظر دینی بود؛ ۱٫عنوان «خطیئه» ۲٫عنوان «تقوا»، که در ادامه به توضیحاتی پیرامون این دو میپردازم:
۱. تعبیر «خطایا» در خطبه ۱۱۶ نهجالبلاغه؛ «أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النَّارِ، أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَایَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّهَ» که یکی از دو کلمه مورد بحث است، جمع «خطیئه» است و «خطیئه» در لسان دین، به معنای «معصیت» است نه «خطا» آنگونه که در سخنان رئیس جمهور آمده بود. روشن است که بین «معصیت» و «خطا» تفاوت ماهوی وجود دارد و به کار بردن آنها به جای یکدیگر، اشتباه فاحش است چرا که معنا تغییر جدی پیدا خواهد کرد.
تمام موارد استعمال این کلمه در قرآن کریم به معنای گناه و معصیت است:
«َالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ»/شعراء ۸۲- «وَإِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْکُنُوا هَذِهِ الْقَرْیَهَ وَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّهٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئَاتِکُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ»/اعراف ۱۱۶- «َمَن یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا»/ نساء ۱۱۲- «َبلَى مَن کَسَبَ سَیِّئَهً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»/ بقره ۸۱ – «ممَّا خَطِیئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ یَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا»/ نوح ۲۵
این در حالی است که در لغت عربی جمع «خطا»(به معنای «اشتباه»)، «اَخطا» است که در چند آیه از قرآن کریم آمده که به برخی از موارد آن اشاره میشود: «وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ فِیما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لکِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»/احزاب ۵- «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ»/نساء ۹۲- «رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا»/ بقره ۲۸۶
بنابراین «خطا» و «خطیئه» دو کلمه با دو معنا و مفهوم مختلف و کاربرد متفاوت هستند که نمیتوان آنها را به جای یکدیگر معنا کرد.
۲. دومین عنوان مورد تذکر آیتالله اراکی، مفهوم کلمه «تقوا» است. مفهوم این کلمه، «توقیفی» است لذا شرع باید آن را مشخص کند نه عرف. بنابراین نمیتوان معنایی عرفی برای آن اراده نمود.
شهید مطهری(ره) در کتاب «ده گفتار»، «تقوا» را اینگونه معنا کرده است: «تقوا حالتی در فرد است که به او مصونیت روحی و اخلاقی میدهد و باعث میشود وقتی در محیط گناه قرار میگیرد گناه نکند.»
برخی دیگر آن را در معنایی وسیعتر تعریف کردهاند: «تقوا عبارت است از نوعی حالت قلبی و ملکۀ نفسانی که مایه بصیرت انسان به طاعت و معصیت است و حصول این معنا، متوقف بر تبعیت از اوامر و نواهی الهی و مداومت بر انجام آنها است.»
بنابراین تقوا ملکهای است که موجب رعایت حرام و حلال الهی و انجام واجبات و ترک محرّمات میشود. البته حلال و حرام طیف بسیار وسیعی دارد و تمام عرصههای حیات فردی و اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … را شامل میشود.
امام علی(ع) در خطبه ۱۱۴ نهجالبلاغه درباره تقوا میفرماید: «إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ مَحَارِمَهُ وَ أَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ، حَتَّى أَسْهَرَتْ لَیَالِیَهُمْ وَ أَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ: تقواى الهى دوستان خدا را از انجام محرّمات باز مىدارد، و قلبهایشان را پر از خوف خدا مىسازد، تا آنکه شبهاى آنان با بىخوابى و روزهایشان با تحمل تشنگى و روزهدارى، سپرى مىگردد.
حضرت همچنین در خطبه ۱۱۹ در رابطه با ویژگی تقوا میفرماید: «فَإِنَّ التَّقْوَى فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّهُ، وَ فِی غَدٍ الطَّرِیقُ إِلَى الْجَنَّهِ: تقوا، امروز به عنوان سپر، و فردا راه رسیدن به بهشت است.
بر این اساس معنایی که دکتر پزشکیان از تقوا ارائه کرد و آن را به معنای «انجام درست کار» معرفی نمود، صحیح نیست.
بله از لوازم تقوا، امانتداری، مُتقن سخن گفتن، دقت در انجام امور، کمکاری نکردن و ترک فعل نداشتن در مسوولیتهاست اما همه اینها با مفهوم و معنای تقوا متفاوتند.
معنای «انجام صحیح امور» لازمه با واسطه تقواست آن هم «لازم اعم»، یعنی منشأ آن میتواند غیر از «تقوا و انجام واجبات و ترک محرمات» باشد مانند بسیاری از کفار و کسانی که اعتقاد به خداوند و حلال و حرام الهی ندارند اما «دقت در انجام امور» را با انگیزهها و اهداف دنیوی مانند تشفّی خاطر، افزایش جایگاه اجتماعی، حفظ موقعیت شغلی، جلب رضایت مدیر مافوق و … رعایت میکنند به همین جهت عنوان تقوا برای آنها معنا ندارد.
در نتیجه کسی که در مسوولیت خود کار دقیق و صحیح انجام میدهد اما در چارچوب دین، شریعت و تقوای الهی نیست، به هیچ وجه عمل او مصداق عمل شرعی نیست و از منظر شرعی ارزشگذاری نمیشود. به بیان دیگر عمل او شاید حُسن فعلی داشته باشد اما حُسن فاعلی که لازمه دینداری است، ندارد.
یکی از پیامدهای نشاندن «لازم اعم معنا» به جای خود معنا در فضای دینی، تهی شدن لفظ از معنای شرعی و فراهم شدن بستر مناسب برای سوء استفاده برخی افراد و میل به عرفیگرایی و تساهل و تسامح در جامعه است که باید از آن پرهیز شود.
حاصل کلام اینکه اولا تذکر آیت الله اراکی به عنوان یک عالم دین نسبت به تفسیر مفاهیم دینی توسط رئیس جمهور، برخاسته از فهم دقیق دینی است که متاسفانه با سطحینگری و تفکر جناحی و حزبی منتقدین، به خوبی دیده نشد و حاشیهسازیها بر متن، غلبه پیدا کرد. ثانیا نخبگان، مسوولین و موثرین جامعه باید با آشنایی و آگاهی، در امور دینی اظهارنظر کنند و ثالثا نباید از به کار بردن الفاظ و معانی شرعی اِبا داشته باشند چرا که با توجه به «النّاسُ عَلی دینِ مُلُوکِهم»، مسوولین و کارگزاران حکومت اسلامی به دلیل تاثیرگذاری بالا بر فرهنگ جامعه، اگر در تفسیر و معناکردن الفاظ دینی، سهلانگاری نمایند به تدریج در فهم دینی جامعه و دینداری عموم مردم خلل ایجاد میشود و زمینه گرایش جامعه به اباحهگری و فرهنگ غربی فراهم میگردد.
در همین زمینه:























