به گزارش صدای حوزه، در ادامه روایتی از فعالیت های حجت الاسلام فاضلی را که برای فعالیت طلبگی و فرهنگی به مدیریت سازمان تبلیغات اسلامی سیروان منصوب شده بود را مطالعه می نمایید:
روز نخستی که به سیروان آمد، دستش خالی بود؛ نه هیئت فعالی در کار بود و نه تشکلی که بشود به آن تکیه کرد. حتی در شبهای فاطمیه، درِ مسجد شهر با ششهفت نمازگزار باز و بسته میشد، بیآنکه نوایی از ذکر و مصیبت بلند شود. کسی به او گفته بود: حاجآقا فاضلی، شما کنار بایستید، ما صفر تا صد کارها و عکسها را برایتان میفرستیم! اما او اهل گزارشسازی پشت میز نبود.
پا در رکاب گذاشت و کوچهبهکوچه، نماز ظهرها در ادارات و نماز مغربها در مساجد حاضر شد. دو ماهِ تمام فقط پای حرف مردم و فعالانی نشست که سالها پشت درهای بسته و اختلافات محلی مانده بودند و مجوزی به آنها داده نمیشد. گره کار پیدا شده بود؛ مردم باید خودشان صاحب میدان میشدند.
قفلها یکییکی باز شدند؛ با همراهی امامجمعه و دادن میدان به نیروهای پرانگیزه، اولین هیئت محوری شهرستان با نام «منتظران ظهور» متولد شد. پشت سر آن، هیئتهای خانگی آلیاسین در خانهها و روستاها جان گرفتند و هیئت بانوان با حضور دهها مادر و دختر در دفتر امامجمعه شکل یافت. «هیئت رزمندگان اسلام» هم پیوند میان کارمندان ادارات و مردم را محکم کرد. در کنار اینها، دانشآموزان هم به میدان آمدند؛ هیئتی که خودشان تشکیل دادند، بدون اینکه نیازی به دیوار و گلدسته مسجد داشته باشند، ۱۲ شبِ محرم را در پارک محله «فرهنیگان» مراسم عزاداری برپا کردند که با استقبال کمنظیر اهالی روبهرو شد.
کار از مساجد فراتر رفت؛ اربعین که شد، کاروان پیادهروی را از دل شهر و روستاها تا حرم مطهر امامزاده عباس(ع) در ۱۵ کیلومتری کشاندند تا صحن امامزاده پر از همنوایی شود. جشنهای غدیر و نیمه شعبان هم که سالها محدود به یک ایستگاه صلواتی ساده بود، با هفت غرفه فعال مردمی به جشن بزرگ خیابانی تبدیل شد.
روایت سیروان، قصه تبلور مدیریت مردمی در کسوت خادمی است؛ جایی که رئیس تبلیغات اسلامی تصمیم گرفت نام سازمانش در سایه بماند و ماشین اداری را گوشهای بگذارد تا با پیاده رفتن در میان مردم و احیای هیئتهای مردمی، شیرینی ثمر دادن یک نهال فرهنگی را مانند دهقانی پس از فصل درو به تماشا بنشیند.
























