به گزارش خبرنگار صدای حوزه، حجت الاسلام علی قاسملو طی یادداشتی به مناسبت روز ملی سینما، به معرفی رساترین مدل تبیین با توجه به بیانات رهبر شهید انقلاب پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:
«فیلمنامه، پایاننامه جدید طلاب! حوزه علمیه قم وارد عرصه سینما میشود
از این پس طلاب میتوانند به جای رسالههای متعارف، ایده و فیلمنامه خود را در قالب یک اثر سینمایی ارائه کنند.»
عبارات بالا میتواند قلابی باشد برای جلب توجه. یا اِبراز آرزویی برای مثل منی که علاقه و تخصص آکادمیک نویسی ندارد.
متأسفانه این خبر واقعیت ندارد و بعید میدانم به این زودیها تبدیل به تیتر رسانههای حوزوی شود.
اما با فرض تحقق این آرزوی شیرین یکی از پروندههایم را بیرون کشیدم و چند مسائی مشغول تدوین فیلمنامۀ آن شدم…
البته چندسالی است که ادبیات روایی، بندۀ حقیر را به خود مشغول کرده. از این میان، علاقهای مضاعف به شاخۀ فیلمنامهنویسی هم به وجود آمده. البته علاقه به چیزی؛ کفایت امر نیست. لذا قبلا به دنبال توجیه ضرورت آن رفتهام.
ین بیان از رهبر شهید انقلاب را ببینید:
«بیان فیلم و سینما و هنرهای نمایشی به طور کلّی ــ بیان بسیار رسایی است؛ از دیگر بیانها رساتر است، قدرت تبیین بیشتری دارد… به این وسیلهی بسیار رسا، بهترین ارزشها و بهترین مباحث و مسائل را بایستی ما بیان بکنیم که در صدر آنها البتّه مباحث دینی است»
به نظر میرسد همین دیدگاه از رهبر شهید انقلاب مکفیِ ضرورت ورود به این نوع تبیین باشد. اگر شأن و رسالت من طلبه، تبیین و تبلیغ باشد، عقل حکم میکند رساترین روش آن را انتخاب کرده باشم.
برادر عزیزی میگفت: اگر جزءمسئلهای با موضوع ” موتورسواری زنان” مسئلۀ امروز جامعۀ من میشود، کلید مسئلگی آن در فلان فیلم سینمایی در دهۀ۸۰ زده شده. و اگر پس از ده سال دیگر ناهنجاری “عشق مشترک پدر و پسر” مسئلۀ جامعه بشود، کلیدش همین حالا در سریال “بدنام” زده شده است.
این از رساییِ هنرهای نمایشی است که در کوتاهترین زمان ممکن، اثرش روی پوست جامعه دیده میشود.
اما انگار واهمهای از عدم موفقیت ابتدایی در ورود به این امر وجود دارد. لذا پیشنهاد میکنم در این نوشتار با بنده همراه باشید:
در جشنوارۀ فجر سال گذشته، اولین اثر سینمایی یک طلبه به اسم “غوطهور” معرفی شد. یک فیلم اجتماعی_جنایی که سوژۀ ملتهب “بحران جنسی و همجنسگرایی” را موضوع خود قرار داده بود.
حساس میکردم فیلم، به قول مسعود فراستی چیزی جز “مقوا” نباشد. اما پیگیری بازخوردهای تماشاگرانش منجر شد از سایت سینما تیکت سردربیاورم. کامنتهای مربوطه را از سایت بیرون کشیدم.
نظرات متفاوت بود. برای اینکه کلیات نظرات دستم بیاید، همهی ۱۲۷ کامنت را کپی کردم و تحویل هوش مصنوعی دادم. آمارِ رضایت از فیلم را ببینید:
🟢 کاملاً راضی ۵۳ ۴۱.۷٪
🟢 نسبتاً راضی ۲۵ ۱۹.۷٪
🟡 خنثی / دوگانه ۱۵ ۱۱.۸٪
🔴 ناراضی ۷ ۵.۵٪
🔴 کاملاً ناراضی ۲۷ ۲۱.۳٪
مهمترین نقاط قوت فیلم عبارت بود از: ۱٫ بازی محسن قصابیان ۲٫ موضوع تازه و متفاوت فیلم ۳٫ نیمه دوم و پایان هیجانانگیز فیلم.
نقاط ضعفی هم برای فیلم ذکر شده بود. اما اولین اثر سینمایی کارگردان آن ضعفها را توجیه پذیر کرده بود.
و نتیجه نهایی شد:
۶۱.۴٪ مثبت
۱۱.۸٪ خنثی/دوگانه
۲۶.۸٪ منفی
رسا بودن هنر نمایشی، حتی با تم دینی و رعایت حد و حدود حیا و مراعات خطوط قرمز، با علم بر ایدوئولوژیک بودن فیلم و یک کارگردان روحانی معمم، در این آمار مشهود است. جرأت و اقدام آقای حکمی جای تقدیر دارد.
برای شتاب بخشی به این رساترین تبیین، باید قدمهای پرقدرتی از طرف طلاب برداشته شود. از همه مهمتر سازماندهی و ساختاردهی به امر سینمای دینی است. مسئولیتش هم مستقیما بر عهده نهاد روحانیت است.
اگر این نهاد، خطرات و هجومات جدی از طرف شبکهی خانگی احساس میکند و آن را مانع جدی در مقابل دینداری جامعه می بیند بدیهی است که باید این مانع را از سر راه بردارد. چگونه؟ با خلق و تربیت خروجیهایی که تولیدگر ادبی و مفهومی در عرصۀ هنرهای نمایشی هستند.
حقیقت ماجرا این است که ما در عرصۀ اندک تدبیرها و تولیدات فرهنگی تاکنون پیشینی عمل کردهایم. یعنی آثاری که تولید کردهایم توجیه کننده، جواب دهنده و دفاعی بوده. و صد حیف که عرصۀ پسینی و ثانوی که متعلق به تولید نقشۀ راه و جلو افتادن از دومینوهای سقوط کرده است، دست نخورده باقی مانده.
فیلمنامهنویسی در واقع روشهای مقبول پژوهش را توأمان دارد. روشهای تجربۀ زیسته و مردمنگاری هم در بطن و متن آن گنجانده میشود. در زمانهای که روایت بر واقعیت غلبه پیدا کرده و واقعیتهای خودتجربی هم با روایت تغییر شکل میدهند، حرکت در مسیر عرصۀ پسینی به وسیلهی ادبیات روایی_نمایشی بهترین گزینه است. علی الخصوص حالا که نهاد روحانیت از طرف رهبر معظم انقلاب (حفظهالله) مکلف به رسیدن به وضع تعیینی شده است، اگر امر رسیدگی به هنرهای نمایشی را هم در دستور کار قرار بدهد، خود جهاد تبیین است.
به امید روزی که فیلمنامهام را به عنوان پایاننامه بپذیرند.























