آخرین چیزی که ایران پس از آیتاللهها به آن نیاز دارد، “شاهِ بچه خونگی” است!
تبارشناسی بست نشینی
آقای جبرائیلی بهتر نبود ابتدا عذرخواهی میکردی و بعد مواضع قبلی را تکرار می کردی؟!
راهکارهای پیشنهادی جبرائیلی به دولت با چاشنی تخریب دولت سیزدهم!
دردودلی از یک مبلغ پرتلاش به بهانه انتشار تصاویر بازارگردی دختر و داماد پزشکیان در قزاقستان
آلزایمر در اطلاعرسانی سریع و صریح!
“مسجد هراسی” و “توبیخ نذریدادن” با طعم حمایت از مستأجر!
امروز ارتباط با جوانان کم رنگ شده است/ نسلی که وارد حوزه می شود، باید مشاوره های لازم به آن ها داده شود!
فیلم کامل مصاحبه صدای حوزه با حجت الاسلام مرتضی آقاحسینی
بازگشت نیمبند تبریزیان
میرزای نائینی و تأسیس عقلانیت دینی در حکمرانی
بازگشت نائینی به متن ولایت؛ از مشروطه تا تمدن اسلامی
نائینی و حکومت مردمی
نشست علمی پیرامون اندیشه سیاسی میرزای نائینی
امروز در شرایطی ایستادهایم که بسامد اعتراضات اجتماعی در ایران از بازههای ده ساله به دورههای دو سه ساله کاهش یافته و این زنگ خطری است که نشان میدهد جامعه در حال تجربه نوعی انباشت خشم است.
هیچ تخیل و تصور نهادینه شده ای از فردای جمهوری اسلامی در ذهن ها وجود ندارد. این اشکال به انقلابی های سال ۵۷ هم متوجه است با این تفاوت که آن موقع راهبران انقلاب دانشمندانی سترگ بودند، اکثریت آنها می دانستند چه می کنند، تاریخ را خوب می دانستند، دست کم یک جنگ جهانی و جای گیری قدرت ها را و تکون حاکمیت ها را دیده بودند. با این وصف، این اشکال به آنها وارد بود که شما برای فردا شاهنشاهی بدیل سیاسی دارید اما بدیل نهادی ندارید.
چه تضمین و عامل بازدارندهای هست که این افزایش قیمتها در همان محدوده ۲۰ تا ۳۰ درصد باقی بمانند و بار دیگر شاهد افزایش افسارگسیخته قیمت کالا و خدمات نباشیم؟!
این قسم بست نشینی نه از سوی مجرمان که از سوی حق طلبان و عداتخواهان ونوعا با جلوداری علماء انجام می شد. وقتی ناصرالدین شاه از ملاعلی کنی-بزرگ علماء تهران- خواست تا حکم به منع بست نشینی کند؛ ایشان به رندی جواب نوشت: "گمانم این است که دولت، باب عدالت را بازنماید تا جمیع ابواب بسته شود"!
مواجهه با این شش گسل، نیازمند واکنشهای مقطعی و جزیرهای نیست، بلکه مستلزم شبکه فرماندهی در حوزه شناختی است؛ شبکهای که توان تشخیص، تبیین و مداخله را همزمان داشته باشد.
واقعیت ماجرا آن است که شهید رئیسی هم مثل مرادش مقام معظم رهبری، از ابتدای دولت حرفهای کارشناسی همه طیفها را شنونده بود چرا که هر کدام نکات و دغدغههای درستی در ضمن تذکرات و پیشنهادات خود دارند.
حکمرانی مردمی یعنی دولت نقش «مدیر میدان» را دارد؛ مدیریت کلان وحکمرانی مردمی اقتضاء می کند که دولت تصدیگر مطلق نباشد، مردم «تماشاگر» نیستند، بلکه بازیگران اصلیاند و نهادهای اجتماعی حلقه اتصال دولت و مردماند.
دفاع حضرت فاطمه(س) تنها یک موضعگیری سیاسی نبود، بلکه نقشهراهی جامع برای حفظ هویت شیعی در تمام ابعاد فردی، اجتماعی و آخرتساز به شمار میرود.
نایینی در نقد استبداد، بر آن بود که سلطنت مطلقه نه از منظر عقل و نه از دید شرع پذیرفتنی نیست، چراکه مالکیت حاکم بر جان و مال مردم با اصل توحید عبادی در تضاد است.
او نخستین بار حکومت را از منطقِ سلطه، به منطقِ مسئولیت دینی بلند کرد. ولایت در نظرش، نه تصاحب قدرت، بلکه حفظِ حقالله در عرصهی عمومی است. از این رو، فقیه ولایتمدارِ عصر مشروطه، بنیانگذار حرکت از فقهِ حکمی به فقهِ تمدنی است.
نائینی با درکی عمیق از شرایط زمانه، نظریه «نظارت فقها» بر قوانین مصوب مجلس شورای ملی را مطرح میکند. در این الگو، مردم از طریق نمایندگان خود، در تدوین قوانین و اداره کشور مشارکت میکنند، اما این قوانین نباید با موازین شرع انحراف یابد.
هدف این نوشتار این نیست که پیام رهبر انقلاب را مورد بازتبیین و توضیح قرار دهد. نگارنده، مروری بر فرازهای مهم پیام معظمله داشت تا بتواند از میان عبارات و فرمایشات ایشان، آنچه که به عنوان اولویت اصلی وظیفهمندی حوزه و حوزویان میباشد را استخراج نماید و الحمدلله ایشان در این پیام مهم، با صراحت، برجستهترین وظیفه را وظایف تمدنی برمیشمارند.
میرزای نایینی نه یک لیبرال مسلمان، که یک «مجتهد نظامساز» بود. او پلی استوار بین سنت دیرپای فقه سیاسی شیعه و تمدن نوین اسلامی بنا نهاد. احیای اندیشه او، در حقیقت احیای ریشههای فقهی جمهوری اسلامی و پاسخی محکم به کسانی است که میپندارند این نظام، بدعتی جدا از پشتوانههای تاریخی خود است.