• امروز : چهارشنبه - ۲۲ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 14 October - 2026
کل اخبار 6893

صدای حوزه امروز

مسجد جامع اصفهان یا آتلیه عروس و دامادی؟! تبیین ۱۰ شباهت مجاهدت مردم در سه حلقه دفاع مقدس/ تلاش برای حل مشکلات اقتصادی و افزایش سرمایه اجتماعی و وحدت و انسجام فراگیر و مبارزه با آسیب‌های فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی پیام تسلیت حضرت آیت‌الله‌ سیستانی به‌مناسبت ارتحال حضرت آیت الله‌ شبیری زنجانی (قدّس سرّه) وضعیت سنجی برنامه های گفت وگومحور (تاک شو) در بازتولید گفتمان عمومی وقتی دعا کردن هم می‌تواند تبدیل به کالای تجاری شود! تأملی در پیگیری انتظارات و توصیه‌های تحولی رهبر شهید به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی رساترین تبیین این خوب نیست خواهرم! مدرنیته مهمترین عامل کاهش منزلت اجتماعی روحانیت! تفکیک بین نهاد حوزه و نهاد روحانیت وجه جمع مسائل+ پاسخ استاد پیروزمند حوزه علمیه و مشکل کاهش حضور طلاب! ۱۰ نکته راهبردی برای سال تحصیلی جدید حوزه‌های علمیه/ عهد طلاب با خداوند برای ادامه مسیر هزارساله حوزه ضرورت بازآرایی نظام تبلیغ دینی بیعت اعضای انجمن دانش آموختگان مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام (تحت اشراف حضرت آیت الله شبیری زنجانی) با مقام معظم رهبری

به دنبال کشف مرجع تقلید در کوچه پس کوچه های قم!

به دنبال کشف مرجع تقلید در کوچه پس کوچه های قم!

18:41 22 مهر 1405
موازی کاری، دلیل اصلی عدم پاسخگویی نهادهای تبلیغی

موازی کاری، دلیل اصلی عدم پاسخگویی نهادهای تبلیغی

7:39 05 مهر 1405
ماجرای گلایه رهبر شهید انقلاب درباره وضعیت فرهنگی قم و واکنش مسئولین!

ماجرای گلایه رهبر شهید انقلاب درباره وضعیت فرهنگی قم و واکنش مسئولین!

7:34 05 مهر 1405
روایت دغدغه جدی رهبر معظم انقلاب برای ساماندهی به نهاد روحانیت

روایت دغدغه جدی رهبر معظم انقلاب برای ساماندهی به نهاد روحانیت

8:56 03 مهر 1405

تجربیات پس از مرگ آیت الله خامنه ای بعد از ترور ۶ تیر

متن سخنان رهبر انقلاب اسلامی که در این فیلم می‌بینید و می‌شنوید:
«وقتی که در مسجدی که من بودم بمب منفجر شد، از وقتی که بار اوّل بر زمین افتادم – که البته نفهمیدم چطور شد که افتادم – تا وقتی که به کلّی بیهوش شدم، سه مرتبه، برای لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه هم یک احساسی داشتم.

آن حالات، هیچ‌وقت از یادم نمیرود. حالا یکی را عرض میکنم: در یکی از حالات، احساس کردم که دارم میروم؛ یعنی احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً در آن مرز عالم برزخ، خودم را دیدم و احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد؛

هیچ دستاویزی! یعنی هر چه هم عمل پشت سرخودش داشته باشد، باز اگر نتواند تفضّل الهی و رحمت خدا را جلب کند، خاطر جمع به آن عمل نیست. آدم شک میکند: آیا این عمل را با اخلاص به‌جا آوردم؟ آیا نیّتم صددرصد، خدایی بود؟ آیا در آن شرک و ریا نبود؟ آیا ملاحظه‌ی این و آن نبود؟ به‌هرحال، ماها مرکز عیوبیم. متأسّفانه، همه‌ی شائبه‌ها در ما هست.

آن‌جا انسان احساس میکند که مثل پرِ کاهی بین زمین و آسمان است. از همه چیز منقطع میشود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و پیش خدای متعال، تضرّع نمودم و گفتم: «پروردگارا! میبینی که من چقدر دستم خالی است و چیزی ندارم و محتاجم! اگر تفضّلی بکنی، کرده‌ای وَاِلّا ما رفته‌ایم.» منظورم مردن نبود؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد، بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم…»

لینک کوتاه : https://v-o-h.ir/?p=17845

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.