به گزارش خبرنگار صدای حوزه، حجت الاسلام دکتر حبیب عباسی، دبیر مجمع خطبای اصحاب الصاحب طی یادداشتی باعنوان چرا «رأفت اسلامی» بهانهای برای دور زدن قانون نیست؟، این مدل عدم برخورد ها را نوعی فرش قرمز برای هنجارشکنان می داند که در ادامه مطالعه می نمایید:
مقدمه:
در گرماگرم صفآرایی مقتدرانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مرزهای میهن و تقابل با تهدیدات خارجی، شاهد موجی از بازگشت ایرانیان مقیم خارج به کشور هستیم؛ موجی که در میان آنها نام برخی هنرمندان و چهرههای جنجالی ــ از جمله افرادی چون محسن نامجو که سابقه روشنی در هنجارشکنی، توهین به مقدسات و همراهی با جریانهای معاند دارند ــ نیز به چشم میخورد.
نفسِ استقبال حاکمیت از این بازگشت و آغوش گشودن برای هموطنان، گامی رو به جلو در راستای تقویت انسجام ملی و تبلور عینیِ «رأفت اسلامی» ارزیابی میشود. با این وجود، تلاش برخی جریانها برای تقلیلِ این رأفت به «تساهلِ بیقاعده» و مصادره به مطلوب آن جهت پهن کردن فرش قرمز برای هنجارشکنان، دغدغههای حقوقی و شرعی مهمی را ایجاد کرده است که ورود جدی و شفاف دستگاه قضا را میطلبد.
آیا رأفت اسلامی بهمعنای «بزهپوشی»، دور زدن ساختار قضایی، نادیده گرفتن حقوق جامعه و تطهیر بدون محاکمه است؟ منطق قرآن و سیره قطعی پیامبر اکرم (ص) نشان میدهد که «عفو و بخشش» هرگز جایگزین «رسیدگی قضایی و اقرار مجرم» نمیشود. برای درک این چارچوب، مرور سه برش تاریخی از سیره اسلامی راهگشاست:
نخست آنکه رأفت همواره پس از تفهیم اتهام موضوعیت مییابد. در ماجرای فتح مکه که از آن بهعنوان قله رأفت اسلامی یاد میشود، پیامبر (ص) پیش از صدور فرمان عفو عمومی، مجرمان را صراحتاً تفهیم اتهام کردند. ایشان در خطبه خود کارنامه سیاه قریش را پیش چشمشان آوردند و فرمودند: «چه بد همسایگانی برای پیامبر بودید! تکذیب کردید، بیرون راندید و آزار دادید…» (أَلاَ لَبِئْسَ جِیرَانُ النَّبِیِّ کُنْتُمْ لَقَدْ کَذَّبْتُمْ وَ طَرَدْتُمْ وَ أَخْرَجْتُمْ وَ آذَیْتُمْ ثُمَّ مَا رَضِیتُمْ حَتَّی جِئْتُمُونِی فِی بِلاَدِی تُقَاتِلُونِی؛ بحارالانوار، ج۲۱، ص۱۰۰). تنها پس از قرائت این کیفرخواست علنی و تثبیت مرز حق و باطل بود که فرمودند: «اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ اَلطُّلَقَاءُ». این یعنی عفو در فضای غبارآلود و بدون پاسخگویی به اتهامات معنا ندارد.
دوم آنکه اعتراف به خطا، پیششرط قطعیِ پذیرش توبه است. در ماجرای «ابولبابه» که اطلاعات نظامی مسلمانان را به یهودیان بنیقریظه لو داده بود، او پس از آگاهی از خیانتش خود را به ستون مسجد بست و گفت طناب را از خود باز نمی کنم تا خداوند توبه مرا بپذیرد. آیات ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره توبه صراحتاً نشان میدهد که رحمت الهی تنها شامل حال کسانی شد که «به گناهان خود اعتراف کردند» (وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ. در منطق قرآن، مجرم باید به خطای خود اقرار کند و پشیمانیاش را در عمل نشان دهد تا مستحق بخشش شود، نه آن که در جایگاه طلبکار به کشور بازگردد.
سوم آنکه تسلیم در برابر حقیقت و قانون شرط بهرهمندی از مصونیت است. در همان جریان فتح مکه، زمانی که ابوسفیان (سردمدار مشرکان) به حضور پیامبر(ص) آورده شد، حضرت ابتدا او را واداشتند تا به اشتباهات گذشته و حقانیت مسیر اسلام اقرار کند و شهادتین بگوید (المغازی، ج۲، ص۸۱۸). تنها پس از این اقرار رسمی بود که خانه او محل امن اعلام شد. مصونیت، پاداشِ تسلیم شدن در برابر قانون بود، نه باجی برای جذب یک چهره مشهور.
نتیجهگیری
درهای کشور به روی هیچکس بسته نیست و هر شهروند ایرانی حق دارد به وطن بازگردد؛ اما مسیر این بازگشت از «گیتهای قانون و دادگاه» میگذرد. تقلیل رأفت اسلامی به «چشمپوشی بیقانون»، جفای به عدالت و خونهایی است که برای حفظ این مرز و بوم ریخته شده است. افرادی مانند محسن نامجو و دیگر هنجارشکنان، در صورت بازگشت باید مانند هر شهروند دیگری در برابر قانون بایستند، تفهیم اتهام شوند و به خطاهای خود اقرار کنند. تنها پس از طی این مسیر حقوقی است که حاکمیت میتواند بر اساس منافع ملی درباره اعمال «رأفت» تصمیمگیری کند. بخششِ پیش از محاکمه، رأفت نیست؛ حراج اقتدار قانون است.
حجت الاسلام دکتر حبیب عباسی
دبیر مجمع خطبای اصحاب الصاحب























