آخرین چیزی که ایران پس از آیتاللهها به آن نیاز دارد، “شاهِ بچه خونگی” است!
تبارشناسی بست نشینی
آقای جبرائیلی بهتر نبود ابتدا عذرخواهی میکردی و بعد مواضع قبلی را تکرار می کردی؟!
راهکارهای پیشنهادی جبرائیلی به دولت با چاشنی تخریب دولت سیزدهم!
دردودلی از یک مبلغ پرتلاش به بهانه انتشار تصاویر بازارگردی دختر و داماد پزشکیان در قزاقستان
آلزایمر در اطلاعرسانی سریع و صریح!
“مسجد هراسی” و “توبیخ نذریدادن” با طعم حمایت از مستأجر!
امروز ارتباط با جوانان کم رنگ شده است/ نسلی که وارد حوزه می شود، باید مشاوره های لازم به آن ها داده شود!
فیلم کامل مصاحبه صدای حوزه با حجت الاسلام مرتضی آقاحسینی
بازگشت نیمبند تبریزیان
میرزای نائینی و تأسیس عقلانیت دینی در حکمرانی
بازگشت نائینی به متن ولایت؛ از مشروطه تا تمدن اسلامی
نائینی و حکومت مردمی
نشست علمی پیرامون اندیشه سیاسی میرزای نائینی
راهی برای ارسال نظرات مخاطبین صدای حوزه جهت انعکاس در کانال ایتا و وبسایت صدای حوزه
در چنین بزنگاه اندیشهساز و تاریخساز، سکوت مجمع محققین و مدرسین نهتنها پرسشبرانگیز، بلکه رسواگر نیز هست. این سکوت، سکوتی از سر تعقل یا درنگ نیست؛ بلکه سکوتی ناشی از فقدان افق و ناتوانی گفتمانی است. مجمعی که روزگاری داعیهدار عقلانیت انتقادی در حوزه بود، اکنون حتی توان موضعگیری دربارهی افقهای بلند و تمدنی آیندهی جمهوری اسلامی را ندارد. این نشانهی چیست؟
مرور یک قرن حیات حوزه علمیه قم نشان میدهد که این نهاد، نهتنها پاسدار شریعت و معارف دینی بوده، بلکه به فاعل تاریخی در تحولات سیاسی و تمدنی نیز تبدیل شده است. قرن دوم حیات حوزه، قرن ایفای نقش تمدنی در مقیاس جهانی است و تحقق این رسالت، نیازمند بازنگری در نظام آموزشی، ارتباطات بینالمللی، و توانمندسازی نخبگان حوزوی است.
در برنامههای حوزه، معاونت آموزش امپراطوری میکند. درحالیکه معاونت پژوهش چنگکی است که خودش را به این سیستم آموزشی چسبانده است؛ در حد جشنوارۀ علامه حلی و چند نمره و امتیاز در مرکز خدمات و غیره. معاونت تهذیب از آن هم پایینتر است. عملاً نه بازویی دارد، نه تشکیلات جدیای.
استاد مروجی طبسی در استناد به قرانی بودن حوزه به تفسیر تسنیم و المیزان و اشاره می کنند غافل از اینکه عمده صحبت آقای رمضانی در قرآن محور نبودن دروس حوزه عیناً خوانشی از روی فرمایشات علامه طباطبایی، آیت الله جوادی آملی و امام خامنه ای بود! به تعبیری بنده خدا از خودش تقریباً هیچ حرفی نزد!
می توان این قبیل کلیپ را نوعی آموزش و تئوریزه سازی مقاومت منفی در مقابل آموزه هایی مثل نهی از منکر و جهاد تبیین هم دانست چرا که گفته می شود " شما اونقدر باید مرد باشی که بگی عزیزم تو هر چی میخوای بپوش، اگه کسی حرفی زد، اون با من!"
این روزها حداکثر واکنش صاحبان تریبونی که مدافع روحانیت هستند و یا مسئولین نظام این شده که بگویند: "دشمن در حال تخریب چهره روحانیت است ولی آنها هرگز موفق نخواهند شد در ارتباط مردم و روحانیت خللی ایجاد کنند!" در همین حد شعارزده و عاری از اقدام!
باور کنیم یک ابزار اجتماعی بدون دوره آموزشی، کلاس، کتاب و آزمون فرهنگ می سازد و اتمسفری ایجاد میکند که نتیجه آن تغییر اولویت ها، باورها و ارزش های بانوی ایرانی است.
اعلام موضع از جانب اساتید و بزرگان حوزه لازم است اما از جانب بزرگان عنوان دار و دارای سمت های حقوقی کافی نیست.
این طلبه چطور می خواهد همزمان امورات شرعی مردم را حل و فصل کند، امام محله باشد، با سبک زندگی خود و گفتارش باعث ترغیب اقشار مختلف مردم به سمت دین و دیانت شود، بهروز و پاسخگو باشد، از سوی دیگر همسر و پدری وظیفه شناس باشد، همزمان فرزندی حامی و تیه گاه برای والدین خود باشد و در عین استقلال، حامی حقوق مردم و گره گشای زندگی آنان نیز باشد؟!
علمای مهاجر به بلاد، چه انگیزههایی داشتند که از فعالیت علمی در قم و نجف و رسیدن به مرجعیت دست میکشیدند و سختی غربت و معاشرت با مردم و تربیت دینی اجتماع را به جان میخریدند؟! در شهری دیگر، اداره مسجد _ مدرسهای اصیل را برعهده میگرفتند؛ به حوزهاش رونق می بخشیدند و مربی راستین مردم میشدند.
آنچه جناب سروش محلاتی در وصف «حوزۀ نجف» گفتهاند ـ اگر واقعیت داشته باشد ـ در واقع نه مدح این حوزه عریق و عزیز، بلکه ذم آن است؛ وضعیتی که میتوان از آن با عنوان «آنارشیسم حوزوی» یاد کرد.
اینجا همان شهری است که در دفاع از روحانیت و مرجعیت، جان خود را بذل اسلام و انقلاب میکند؛ از این رو دست از این همه نفاق و خیانت بردارند و اگر فهم درستی از گزاره های دینی ندارند، لااقل مهر سکوت بر قلم و زبان نامبارک خود بزنند.