به گزارش صدای حوزه، طی یادداشتی به این نکته پرداخته شده است که در اگر از شرایط جنگی برای اصلاح وضعیت اقتصادی کشور بهره برده شود، کارها بهتر پیش می رود:
وقتی رهبر معظم انقلاب در محل همیشگی کار و زندکی خود به شهادت می رسند، وقتی فرماندهان ما همه در حین جلسات نظامی یا در خانه های عادی خود به شهادت می رسند؛ در واقع مردم ما با عمق جانشان حس می کنند که فرقی بین مردم و مسئولان ارشد نظام و حتی رهبری انقلاب از حیث میزان مراقبت از جانشان نبوده است؛ مردم اگر این حس را در جنگ اقتصادی هم داشتند راحت تر با فشارهای اقتصادی کنار می آمدند، حس تبعیض مخل انسجام است؛ بسیاری از مسئولین ما در طول زمان نشان دادند به لحاظ معیشتی فاصله بسیاری با مردم عادی دارند، مردمی که بخش بزرگی از آنان هم اکنون زیر ۳۰ میلیون تومان درآمد دارند و از دیروز مرغ را کیلویی ۳۰۰ هزار تومان می خرند یعنی یک مرغ حدودا ۸۰۰ هزار تومان!
اینکه مردم ما این شب ها علی رغم تهدیدات و خطر موشک و حمله به خیابان می آیند و از نظام و نیروهای مسلح خود دفاع می کنند و عرصه را بر خناسان شب تنگ می کنند اینست که آنها کم و بیش از زندگی ساده و عجیب رهبرشان مطلع بودند، از نیات پاکی که پشتیبان این نظام است باخبرند و قدر خون های پاک بیش از ۳۰۰ هزار جوان رعنای این مرز و بوم را می فهمند و میدانند مسئولین بسیاری هستند که صادقانه برایشان تلاش می کنند و همزمان از دست مسئولین غیرمردمی خشمگین هستند.
برای استمرار انسجامی که حالا با شهادت رهبری بزرگ و بی همتا، نصیب ایرانیان شده باید همان مسیری پیموده شود که در نیروهای مسلح پیموده شده یعنی مسیر ایمان، استحکام، باور به خود، قطع امید از بیگانه، صداقت و کارآمدی در سطح بالا و در نهایت دوری از تله های مالی و فساد با بکارگیری نیروهای متعهد و خداباور و پرتلاش.
این کشور در میانه جنگ هم می تواند دوباره تهدید را به فرصت تبدیل کند و دست به کنار زدن مسیرهای شکست خورده و تغییر سیاست کند تا در اسرع وقت خودش را در ابعاد اقتصادی هم بازیابی کند؛ باور کنید همین الان که وسط جنگ هستیم هم ارسال پالس های مثبت اقتصادی و تغییر ریل های محسوس باعث امیدواری بیشتری مردم خواهد شد؛ اینکه دولت بخوبی در حال اداره کشور در شرایط جنگی می باشد و جلوی کمبود کالاها را گرفته عالیست اما وقتی کسی توان خرید نداشته باشد این وضعیت با نبود کالا خیلی برایش فرق نخواهد داشت؛ دولت باید به همین استمرار امور کشور بسنده نکند و نشان دهد چقدر قدر مردمش را می داند و دست به اصلاح مسیرهای معیوب و فسادزا زده و حمایتی است.
خلاصه اینکه وقتی شرایط کشور جنگی می شود انجام برخی اصلاحات و تغییر روندها آسانتر از همیشه خواهد بود، این فرصت را باید قدر دانست، به عنوان مثال مسئولی که در این شرایط نارضایتی تولید می کند یا به فکر جیب خودش است می تواند به عنوان همکاری با دشمن مورد محاکمه سریع قرار بگیرد و این فضا بقیه را هم برای خدمت درست به مردم به خط می کند، در شرایط جنگی مسئول ضعیف را به راحتی می توان کنار گذاشت و لازم نیست ملاحظات کندکننده قبلی مراعات شود!























