به گزارش خبرنگار صدای حوزه، حجت الاسلام وحید حاجی آقازاده ظی یادداشتی به بررسی اولویت ها در این روزهای خاص ایران عزیزمان پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:
در دانش جامعهشناسی بحران و مدیریت استراتژیک بحران، حفظ و تکریم خواص موثر در میدان، صرفاً یک فضیلت اخلاقی فردی تلقی نمیشود، بلکه مؤلفهای حیاتی در بقای جمعی است.
ما به یک فقهِ اولویتها نیاز داریم، جایی که تحلیل رفتاری و ارزشگذاریِ اخلاقیِ افراد موقتاً به حالت تعلیق درآمده و تنها حفظِ خیمهی اجتماع به فریضهای مطلق تبدیل میشود.
این منطق دقیق و سیستمی، با فاخرترین و دقیقترین ادبیات در هندسه معرفتی قرآن کریم پایهگذاری شده است تا جوامع انسانی را از پرتگاه گسستهای نسلی در زمان التهاب برهاند. البته که منظور نظر نویسنده، ضمایم و نتایج گزارههای قرآنی است و قطعاً در مقام مقایسه غیرمعصوم با معصوم نیستم.
نخستین اصل در این معماری بحران، لزوم پرهیز مطلق از مناقشه با ارکان اقتدار است که در آیه ۴۶ سوره مبارکه انفال با صراحتِ تمام قاعدهگذاری شده است: وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ که در اینجا تنازع با بزرگان و رهبران میدانی، مستقیماً عامل فشل (فلج شدنِ سیستمی) و از بین رفتن ریح (اقتدار و هیمنه جمعی) معرفی شده و استراتژیِ جایگزینِ آن، صبر و تابآوری در برابرفرامین حضرات آلالله علیهمالسلام و چشم پوشی از خطاها در غیر حضرات معصومین(ع) است که نقدها و نقصانهای موثرهای امروز در صحنه را فعلا نادیده بگیریم.
دومین گزاره راهبردی، پرهیز از پرخاشگری کلامی در برابر افراد مرجع جامعه است که در آیه دوم سوره مبارکه حجرات متجلی است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُووا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا میکنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمیدانید!
این آیه به زیبایی نشان میدهد که شکستن حرمت بزرگان و بلند کردن صدا بر آنان، به صورت کاملاً ناخودآگاه (وأنتم لا تشعرون) یکی از عوامل حبط و نابودی رنج ها وزحمات و دستاوردها میگردد.
سومین محور قرآنی در این الگو، لزوم رجوع به مخزنِ تجربیات با تجربه ها در شرایط غبارآلودِ بحران است، آنجا که در آیه هفتم سوره انبیاء میفرماید: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
اهل ذکر در ادبیات جامعهشناختیِ بحران، همان خواص و استخوانخردکردههای نظام مان هستند که امروزه سنگربانی نظام عزیزترمان با این عزیزان است.
چهارمین آیه، پرده از یک استراتژیِ شگرف در اولویتسنجیِ بحران برمیدارد؛ در آیه ۹۴ سوره مبارکه طه، هنگامی که حضرت موسی با عصبانیتِ ناشی از بحرانِ گوسالهپرستی، ریش و سرِ برادرِ بزرگتر و جانشینِ خود حضرت هارون را میگیرد، هارون با لحنی سرشار از حکمت میگوید: قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ
گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی..
این آیه به وضوح نشان میدهد که هارون، تحملِ خطایِ موقتِ جامعه را بر ایجاد تفرقه و شکاف در ساختارِ اجتماعی ترجیح میدهد و ایشان میداند که تضعیف عمومی و تحقیرآمیزِ یک رکن مدیریتی در بحبوحه بحران، حتی اگر به حق باشد، اعتبارِ کلِ ساختار را برای همیشه مخدوش میسازد زیرا جامعهای متفرق اساساً قابلیتِ اصلاحِ عقیدتی را نیز از دست خواهد داد و به جزیرههای متخاصم تبدیل میشود.گاهی اوقات حفظِ ظاهرِ انسجام و پرهیز از ایجاد تصویرِ یک جامعه تفرقه زده، از اصلاح یک خطایِ درونی ارزش راهبردیِ بالاتری دارد.
در نهایت، هارون با درایت خود از یک تصفیهحسابِ داخلی که میتوانست به جنگی تمامعیار میان موافقان و مخالفانش منجر شود اجتناب کرد تا انرژی متمرکزِ جامعه که باید صرف مقابله با بحرانِ اصلی شود، در درگیریهای فرسایشیِ درونی تحلیل نرود.
بیاییم با سینهای فراخ، چشم بر نقص و نقدهایمان بر همه خدمتگزاران از طیف های مخالف فکری مان ببندیم حتی که صاحب رزومه ضعیف باشند تا چه برسد به خادمان جدّی و پای کار مثل پزشکیان و قالیباف. روزهایِ سخت خواهد گذشت و آنگاه در روزگار آرامش،فرصت برای گفتگو خواهد بود، اما امروز، تنها یک مأموریتِ مقدس داریم؛ اتحادِ مطلق، احترامِ بیقیدوشرط به پرچمداران مان و تمرکزِ تمامعیار بر نجات و آرامشِ هموطنانمان.























