• امروز : یکشنبه - ۲۵ مهر ۱۴۰۰
  • برابر با : 11 - ربيع أول - 1443
  • برابر با : Sunday - 17 October - 2021
کل اخبار 4009اخبار امروز 0

صدای حوزه امروز

صدای حوزهاز ویژگی‌های نظام فقهی اسلام، پاسخگویی به نیازهای جامعه در اعصار مختلف است صدای حوزهاسلام با فرهنگ غرب مخالف است نه پیشرفت و تکنولوژی صدای حوزهطلبه دهه شصتی و اشتغال زایی در ۸ روستا صدای حوزهانقلابیگری توحیدی یا طاغوتی؟ صدای حوزهدر تبلیغ فامیلی باید خود واقعی‌تان باشید! / برخی از طلاب چون نتوانستند جایگاه خودشان را در فامیل پیدا کنند به سمت تبلیغ فامیلی نمی‌روند! صدای حوزهاین فاجعه غمبار در آستانه هفته وحدت امت اسلام، مایه خشم مسلمانان است/ حاکمان افغانستان باید پاسخگو و پیگیر جنایات باشند صدای حوزهحوزه های علمیه، باید متناسب با روزگار جدید نظم پیدا کنند/ لزوم آشنایی بیشتر طلاب با مقوله امر به معروف صدای حوزهاز ۸۰ سال قبل ورزش را ترک نکرده ام و امروز هرچیزی که دارم از ورزش دارم صدای حوزههیچ قابل دفاع نیست که بعد از گذشت ۴٠ سال از انقلاب، برای نظام بانکداری پاسخ صحیحی نداشته باشیم صدای حوزهجلسه مشترک و همفکری با نماینده فصلنامه روشنا و پژوهشگران حوزه فرق و ادیان صدای حوزهشورش فرم و گرافیک علیه محتوا و اندیشه صدای حوزهتنگه کافرین ایلام زیبا صدای حوزهآرایش غیرهمسو با ایران در پارلمان عراق صدای حوزهامانتی رهبر انقلاب برای یک نانوای جوان+فیلم

0

ناخدایِ باخدا

  • کد خبر : 26862
  • ۱۱ مهر ۱۴۰۰ - ۱۴:۴۳
ناخدایِ باخدا
آشنایی من با علامهٔ حسن‌زاده آملی(ره) به پانزده سال پیش برمی‌گردد. آن هم به زمانی که چشمم به این سخن علامه در گوشه یک مجله افتاد: «الهی، شنیدم که فرمودی: چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم.»

به گزارش خبرنگار فضای مجازی صدای حوزه، نویسنده‌ی کانال ایتای فکر شنبه نوشت:

آشنایی من با علامهٔ حسن‌زاده آملی(ره) به پانزده سال پیش برمی‌گردد. آن هم به زمانی که چشمم به این سخن علامه در گوشه یک مجله افتاد: «الهی، شنیدم که فرمودی: چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم.» این جمله مثل مغناطیس من را به خود جذب کرد. آن زمان دفتری داشتم که جملات زیبا و دلنشین را توی آن می‌نوشتم. شیرینی این جملۀ حکیمانه به قدری به زبانم مزه کرد که آن را از گوشه مجله قیچی کردم و به دفترم چسباندم. از آن روز به بعد افتادم به دنبال خرید کتاب «الهی‌نامه» و آخر سر هم یک نسخهٔ آن را از بوستان کتاب تهیه کردم.

وقتی خبر رحلت علامه را شنیدم خاطرهٔ آن روز برایم زنده شد. می‌دانستم جملاتی از الهی نامه را در دفترم یادداشت کرده‌ام. چند روزی بود دلم پیش آن دفتر بود ولی پیدایش نمی‌کردم. دیشب بی‌خوابی و فکر و خیالش، من را به انباری کشاند و بالاخره آن را در میان کتاب‌های زمان دانشجویی پیدا کردم. با این که پانزده سال از آن روز گذشته بود؛ اما گرد زمان کهنه‌اش نکرده بود و همان تازگی و طراوت سابق را برایم داشت.

بعد از درگذشت این عالم پارسا شنیدم برخی به نیش و کنایه گفتند که فلانی(حسن‌زاده) چه و چه! نمی‌دانم غرض این عده از این حرف‌ها چیست؛ اما بدانند آن مرحوم هیچ ادعایی نداشت که خود می‌گفت: «الهی، حسن‌زاده آدم زاده است، چگونه دعوی بی‌گناهی کند؟!» و بدانند این وصلۀ ناجورِ نا خدایی به این ناخدایِ باخدا نمی‌چسبد: «الهی چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم»

لینک کوتاه : http://v-o-h.ir/?p=26862
  • منبع : fekreshanbe@

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.