• امروز : یکشنبه - ۲۵ مهر ۱۴۰۰
  • برابر با : 11 - ربيع أول - 1443
  • برابر با : Sunday - 17 October - 2021
کل اخبار 4009اخبار امروز 0

صدای حوزه امروز

صدای حوزهاز ویژگی‌های نظام فقهی اسلام، پاسخگویی به نیازهای جامعه در اعصار مختلف است صدای حوزهاسلام با فرهنگ غرب مخالف است نه پیشرفت و تکنولوژی صدای حوزهطلبه دهه شصتی و اشتغال زایی در ۸ روستا صدای حوزهانقلابیگری توحیدی یا طاغوتی؟ صدای حوزهدر تبلیغ فامیلی باید خود واقعی‌تان باشید! / برخی از طلاب چون نتوانستند جایگاه خودشان را در فامیل پیدا کنند به سمت تبلیغ فامیلی نمی‌روند! صدای حوزهاین فاجعه غمبار در آستانه هفته وحدت امت اسلام، مایه خشم مسلمانان است/ حاکمان افغانستان باید پاسخگو و پیگیر جنایات باشند صدای حوزهحوزه های علمیه، باید متناسب با روزگار جدید نظم پیدا کنند/ لزوم آشنایی بیشتر طلاب با مقوله امر به معروف صدای حوزهاز ۸۰ سال قبل ورزش را ترک نکرده ام و امروز هرچیزی که دارم از ورزش دارم صدای حوزههیچ قابل دفاع نیست که بعد از گذشت ۴٠ سال از انقلاب، برای نظام بانکداری پاسخ صحیحی نداشته باشیم صدای حوزهجلسه مشترک و همفکری با نماینده فصلنامه روشنا و پژوهشگران حوزه فرق و ادیان صدای حوزهشورش فرم و گرافیک علیه محتوا و اندیشه صدای حوزهتنگه کافرین ایلام زیبا صدای حوزهآرایش غیرهمسو با ایران در پارلمان عراق صدای حوزهامانتی رهبر انقلاب برای یک نانوای جوان+فیلم

2
مصاحبه اختصاصی با یک بانوی طلبه رمان نویس موفق:

رمان “جدال شاهزاده و شبگرد” را با موضوع “ولایت فقیه” نوشتم/ القای غیرمستقیم گزاره های دینی، یک ضرورت است

  • کد خبر : 18280
  • ۲۱ تیر ۱۴۰۰ - ۱۵:۰۷
رمان “جدال شاهزاده و شبگرد” را با موضوع “ولایت فقیه” نوشتم/ القای غیرمستقیم گزاره های دینی، یک ضرورت است
کج سلیقگی، توجه به "سلبریتی های مذهبی"، "هشتگ زن ها"، "اینفلوئنسِرها" در فضای رسانه ای سبب شد عده ای از نخبگان و اندیشمندان صاحب فکر و گمنام این عرصه نتوانند آثار خود را در رسانه ها عرضه کنند.

به گزارش خبرنگار صدای حوزه، در ضرورت و جایگاه هنر و خصوصا نویسندگی و رمان نویسی، همین بس که امروزه تبدیل به یکی از مصارف فرهنگی روزانه و بالینی نسل جدید شده است.

نوجوان و جوان دهه هفتادی و هشتادی ، در کنار فیلم و سریال ها و انیمیشن های اکشن و ماجراجویانه، کتابهایی دراماتیک و عاشقانه یا با درونمایه قهرمانی و جنگ میان خیر و شر مطالعه می کند. داستان ها و رمان هایی که تا مدت ها می تواند انگاره بنیادین نوجوان و جوان عاری از آشنایی با بنیادهای فکری صحیح و دینی را شکل داده و به عنوان یک عنصر ذائقه ساز در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کوچک و بزرگش عمل کند.

از دوست یابی و انتخاب رشته تا ازدواج و انتخاب شغل و مهمتر از همه، طرفداری و هوادری از جریان های فکری و اعتقادی و شخصیت های سیاسی و فرهنگی می تواند از لابه لای همین کتاب های رمان و احساسات و اندیشه هایی که در ناخودآگاهش بعد از مطالعه رمان و کتاب های داستانی دیجیتالی نقش می بندد.

در همین راستا مصاحبه ای غنی، بیتعارف و سرشار از نکته های خاص فرهنگی ترتیب دادیم با یکی از خواهران طلبه موفق در عرصه رمان نویسی که کلیشه ها را هدف گرفته و بر خلاقیت و دغدغه و حساسیت کار در عرصه های هنری و تولید و بازتولید آثار دینی در رقابت با آثار غربی و وارداتی و زرد، تاکید می کند.

اطلاعات و تحلیل هایی که در رابطه با برخی رمان های کلاسیک و امروزی ارائه می دهند و نوع نگاه به مقوله هنر در نگاه ایشان، جالب و خواندنی است.

صدای حوزه: سلام و عرض ادب خدمت شما، صدای حوزه مفتخر است که پای صحبت یکی از رمان نویسان حرفه ای و خوش مخاطب و البته فعال رسانه ای می نشیند.

به عنوان سوال اول، خیلی علاقمندیم که آشنایی تفصیلی با حضرتعالی، مراتب و مراحل علمی و فعالیت های رسانه ای و مهمتر از همه با آثاری که به چاپ رسانده اید یا در دست چاپ است، آشنا شویم؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم! حقیر زهرا صادقی هستم. ۳۲ سال دارم.طلبه سطح دو حوزه علمیه جامعه الزهراء در قم هستم. در کنار تحصیل دانشگاه در مقطع ارشد، دروس حوزه را هم شروع کردم.

از ۱۵ سالگی تشنه‌ی مطالعه علوم دینی بودم.دنبال گمشده ای در علم بودم که عطشم را برطرف کند از رشته تجربی به ریاضی گریز زدم و از ریاضی به گرافیک تا آخر به عرصه‌ای که لجبازی مانع انتخابم شده بود، ورود پیدا کردم. کنکور را به عشق فلسفه دادم اما حقوق قبول شدم چون انتخاب اولم بود. و در همان رشته هم مقطع ارشد را ادامه تحصیل دادم. شاخه “جزا و جرم شناسی” و ان شاء الله آینده نزدیک دکترای “حقوق زنان در اسلام”. 

حدودا از ۱۷ سالگی در فضای مجازی فعالیت شبانه روزی می‌کردم. در نشریات دانشجویی قلم می‌زدم. تجربه معلمی هم داشتم به عنوان مدرس “سواد رسانه ای ” در دبیرستان دخترانه. مدتی هم به عنوان استاد طرح حلقه صادقین برای نوجوان ها فعالیت می‌کردم.

در برهه های سیاسی و انتخاباتی مسئولیت هایی بهم محول شد. سه سالی هست که در حوزه رسانه ای و فضای مجازی به صورت “رسمی” کار نویسندگی می‌کنم و غیر از داستان نویسی با توجه به تجربه‌ی حدودا ۱۵ سال فعالیت در ف.مجازی به تحلیل مباحث سیاسی روز جامعه می‌پردازم.

با خوانندگان رمانم پل ارتباطی برقرار کردیم و گروه های مختلفی را تشکیل دادیم در قالب گروه های فکری_ عقیدتی، اخلاقی و سیاسی. حدود یکسال قبل هم به مجموعه “باغ انار” پیوستم و با کمک بقیه نویسندگان به این باغ رونق بخشیدیم. (جهت مزاح). نویسنده ۴ رمان هستم. که هنوز موفق به چاپ آن ها نشدم. کمی بعدتر به این چرایی پاسخ می‌دهم.


صدای حوزه: بنظر شما به عنوان یک خانم طلبه، چه انگیزه و دیدگاهی شما را سمت رمان نویسی و اساسا کار رسانه ای کشانید و به تعبیر، چه ضرورتی شما را به سمت قلم زدن و خصوصا رمان نویسی راهبری کرد؟

از بچگی علاقه زیادی به نوشتن داشتم. همیشه هرکس از من می پرسید می‌خوای چیکاره بشی می‌گفتم معلم یا نویسنده. اما هیچ وقت باور نداشتم که زمانی کار نویسندگی کنم. مخصوصا بعد از دوره دبیرستانم که اهدافم عوض شده بود.
تخیل من فوق العاده قوی بود. شدیدا اذیت می شدم به گونه ای که احساس می‌کردم در دنیای دیگری زندگی می‌کنم. و شاید همین عاملی شد تا این دنیا را روی کاغذ پیاده کنم.

اصلا فکر چاپ آثارم نبودم صرفا برای اینکه ذهنم خالی شود با توجه به این نکته که اکثر رمان های فضای مجازی را هم خوانده بودم و خلاء بزرگی در این رابطه احساس می‌کردم. و آن نشان دادن یک زن قوی به عنوان یک قهرمان بود. از این که زنان در این رمان ها به عنوان شخصیتی ضعیف و زبون معرفی می‌شدند و فاصله بسیار زیادی با زن تراز انقلاب داشتند، متاسف بودم.

دقیقا زمانی که فرزند دومم یک ماهه بود. با گریه های شبانه ایشون که بدخوابی شدیدی داشت اولین اثرم را شروع کردم. با این مقدمه که حدود یک سال با شخصیت های این داستان زندگی کردم.

رمان های مذهبی اغلب با سوژه های تکراری نوشته می‌شوند. با اینکه “رویای وصال” اولین اثر من بود و بالتبع اشکالات بسیار زیادی به لحاظ قلم داستانی داشت اما به عنوان بهترین رمان از بین رمان های دیگرم انتخاب شد. شاید سوژه داستان، شخصیت ها، کشمکش و تعلیقی که داشت خواننده را به ادامه‌ی داستان کنجکاو می‌کرد.

رمان دوم را به فاصله خیلی کوتاه از رمان اول شروع کردم. جای مباحث سیاسی و کلامی “ولایت فقیه” در داستان های ما خالی بود. و همین عامل شد تا دومین اثرم به این موضوع اختصاص پیدا کند و شبهاتی که خیلی از نوجوان ها و جوان ها داشتند در این رمان پاسخ داده شود.

البته به لحاظ زمانی پایان داستان به اعتراض های بنزینی ابان ماه خورد و موضوع بروز جامعه هم مطرح شد. تمام آثار من به شکل رمان آنلاین ارائه شده است. یعنی داغ داغ به محض نوشتن در کانال بارگزاری می‌شود. بعد از آن در ماه محرم رمان “نارینه” را نوشتم که البته کامل نیست. مربوط به حوادث عاشوراست.

و بعد از آن خوشه ماه که تقریبا از همه‌ی داستان ها بیشترین زمان ممکن را به خودش اختصاص داد. با موضوعی اجتماعی، عرفانی!
متاسفانه هنوز آثار من چاپ نشده و علتش هم عدم آمادگی خودم برای چاپ بوده. با چندتا از انتشارات صحبت کردم حتی انتشارات هاجر گفتند رمان را ارسال کنم اما متاسفانه فرصت ویرایش و تغییرات داستانی را نداشتم.

چون اثر چاپ شده باید با اثری که در ف.مجازی منتشر می‌شود، تفاوت داشته باشد. ولی امید دارم که در این تابستان حداقل دوتا از داستان ها برای چاپ آماده شود.

ناگفته نماند مهمترین عامل برای نوشتن هم مساعدت همسرم بود .همه‌ی این ها به کمک و همکاری ایشان مربوط می‌شد و اگر همسرم نبودند قطعا محال بود بتوانم دست به نوشتن ببرم.

صدای حوزه: نظر شما وضعیت طلاب و حوزه علمیه در نسبت با هنردینی و رسانه مذهبی چگونه است؟ آیا نگاه محافظه کارانه در حوزه را نسبت به مقولات مدرن از جمله هنر قبول دارید؟ 

حقیقت این است که عموما مباحث عمیق دینی بدون اشکال، در میان آثار هنری فاخر چندان به چشم نمی آید. چه در عرصه های سینمایی و چه حتی فیلمنامه نویسی و داستان! داستان نویس، فیلم نامه نویس و کارگردانی که باور به ورود مباحث دینی به عنوان موضوع لاینفک جامعه اسلامی ندارد چطور می‌تواند پرچم دار هنر اصیل اسلامی باشد!؟

مثال می‌زنم شما نگاه کنید به کتاب «صحرای محشر» از جمالزاده! مثل کمدی الهی دانته ببینید که لبریز از کفرگویی و بازی با اعتقادات به اسم داستان است.

از تمسخر فرشتگان و عالم آخرت گرفته تا فکاهی هایی که نظم و قانون دارند. تخیل مجوز می‌شود برای مدعیان روشنفکری که به اسم آزادی هرچه دلشان خواست بنویسند. آن وقت این نویسنده ها به عنوان بهترین نویسندگان داستان نویسی تاریخ ما یاد می‌شوند.همین الان موضوعات داستانی مرتبط با “دگرباشان” جزء موضوعاتی هست که در دنیا برگزیده می‌شود و بعضی نویسندگان ما به آن افتخار می‌کنند.

توهین به آیت الله مصباح، مصداق بی توجهی به سرمایه های غنی فکری و فلسفی در ایران

در مورد جایگاه دین و گزاره های مذهبی، آن چه که بین عموم آثار نویسندگان بیشتر به چشم می آید موضوع ایثار و شهادت است. یعنی ادبیات دینی ما عمدتا با نام ادبیات جنگ شناخته شده که یکی از زیباترین آثار در عرصه هنر کشور محسوب می‌شود.

اما آیا تمام گزاره های دینی که روی آن کار می‌شود صرفا به موضوع شهادت ربط پیدا می‌کند؟

اساسا جایگاه منظومه فکری اسلامی در بین آثار هنری چه سینمایی و حتی داستانی چیست؟ ما منظومه فکری امیرالمؤمنین را داریم، منظومه فکری امام خمینی رحمه الله، منظومه‌ی فکری حضرت آقا، علمای بزرگی مثل شهید مطهری، مرحوم آیت الله مصباح که منظومه فلسفی، سیاسی ایشان در بعد از انقلاب بی نظیر نباشد، کم نظیر است.

هنر در کشور ما بخصوص داستان از این سرمایه عظیم فکری استفاده نکرد، استفاده که نکرد هیچ حتی در جایی توسط همین نویسندگان به اصطلاح انقلابی تحریف هم شد‌ تا جایی که نویسنده ای به استناد فرزند شهید بودنش و با تحریک عده ای به خود حق داد تمام اندیشه و منظومه فکری علامه بزرگ آیت الله مصباح را با قلم توهین و فحاشی و تمسخر لگد مال کند.

غربی ها با اندیشمندان و فلاسفه شان چه کردند و ما چه کار کردیم؟ استاد فلسفه دانشگاهی می آید رمان “دنیای سوفی” را می نویسد برای آن که فلسفه‌ی غرب را به زیباترین شکل به دانشجویانش آموزش دهد.

ما که منظومه های فکری فلسفی غنی اسلامی را در کشور داریم و حوزه علمیه منبع اصلی آموزش متخصصین اعتقادی است. پس حوزویان باید و ضرورتا وارد این مسئولیت سنگین بشوند. اگر خود نویسنده نیستند حداقل به عنوان مشاور در کنار نویسندگان همکاری کنند.

 

صدای حوزه: تحلیل شما از جایگاه هنر و رسانه در میان حوزویان و سیستم حوزوی خصوصا قشر طلاب خواهر چیست؟ بنظر شما جایگاه دین و گزاره های مذهبی در میان آثار هنری چگونه است؟ آیا امکان رقابت در حوزه رمان نویسی و صنعت هنرهای نوشتاری برای حوزویان وجود دارد؟

در مورد نگاه حوزه به هنر مدرن به نظر حقیر در موضوع هنر با سه نگاه مواجه هستیم. این البته تقسیم بندی بنده است. یک تفکر اساسا هنر را اتلاف وقت و سرگرم کننده و غفلت زا می‌داند. مثلا چون ماهیت سینما یک ماهیت ماتریالیستی است و برای تمدن غرب درست شده در جهت پاسخ گویی به امیال همان بشر غربی، پس نسبیتی با مقوله تمدن اسلامی و دین اسلام ندارد. خب این یک نظر است.

طرفداران این دیدگاه در باب موسیقی هم کم و بیش نگاهی متعصبانه دارند به گونه ای که حتی از فتوای مرجع تقلید هم جلوتر می‌روند. البته این ضعف است که ما هنوز نمی‌دانیم اساسا کدام موسیقی مشکل دارد و کدام ندارد؟ حداقل در مصداق آن اختلاف نظر هست.

همین نگاه را بیاورید در بُعد رسانه! نوعی جزم اندیشی در باب رسانه و منابع خبری هم حکمفرماست. برخی برای القای تفکر غلط منشعب از طب متوسل به منابعی می‌شوند که جزء سایت های زرد بلکه دست چندم جهان هستند. مثل ماجرای واکسن و بیل گیتس و موارد دیگر که نهایتا منجر به توهین ولی فقیه می‌شود.

پس عدم تحقیق، دگم اندیشی و رجوع به منابع غلط، مسیر انحرافی است که درگیر حوزویان بخصوص بانوان هم شده است. چرا می‌گویم بانوان؟ چون اکثر خانم ها به لحاظ فکری وام دار خانواده خود هستند و در سرچ منابع مشکل دارند. البته الحمدلله از دل همین حوزه، استثنائا انسان های واقع بین و متخصص در سواد رسانه برخاسته اند اما هنوز تا نقطه مطلوب فاصله است‌.

رگه های صهیونیستی در سینمای ایران

نگاه دوم نگاهی هست که چشم دوخته به تمدن غرب است. بلکه غش کرده اما ناقص! چرا می‌گویم ناقص؟ به طور مثال در غرب ۶۰ درصد آثار سینمایی ماهیت آخرالزمانی دارند؟ به نظر شما چرا ایران ندارد؟

در بیشتر آثار هالیوود شما رگه ای از اصول اعتقادی را مشاهده می‌کنید که به شکل کاملا غیر مستقیم و بلکه کدگذاری شده و رمزگونه به مخاطب القا می‌شود. منظورم از اعتقاد همان باور به بی اعتقادی و آینده سیاه و تاریک جهان است.

حالا نهایت چیزی که ما می بینیم در این جا این است که مثلا آقای فرج الله سلحشور (روحش شاد) پرچمدار سینمای دینی در تاریخ تشیع می شود. یا مجید مجیدی با فیلم محمد رسول الله معرف اسلام به دنیا!

در موضوعات آینده پژوهی هم همین طور است. این ها البته بحث های مفصلی است. اصل ماجرا به این برمی‌گردد که مثلا در مورد سینمای ایران اساسا رگه‌ی صهیونیستی مشاهده می‌شود.

نخستین حلقه‌های سالن سینما در ایران ۲ نفر بودند که تحصیلکرده «آلیانس» بوده‌اند. مدارس آلیانس نخستین پایگاه نفوذ صهیونیست‌ها در ایران بود. دوره های اول و دوم سینما در ایران کاملا زیر نظر تفکر یهود بود.
از بعد از انقلاب هم مثلا مدرسه اسلامی فیلمنامه نویسی تشکیل شد تا فیلمساز مسلمان تربیت کند. اما به چه الگویی؟ همان الگویی که قبل از انقلاب تدریس می‌شد!

چرا به این موضوع سینما وارد شدم چون به بحث رسانه ربط داشت. قبل از اینکه هنر ما وارد موضوع مهم آخرالزمان شود، باید به هویت ایرانی -اسلامی بازگردد. یعنی همان نگاه سوم! نگاهی که سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی داشت. متنها راه چاره هم ارتباط رسانه ها با مراکز علمی، حوزوی و تحقیقاتی است.

ما باید نگاهمان در مسیر تمدن اسلامی “انکشاف” و “تحول باطنی” باشد. به طور مثال ما در سینما هم جذابیت های کاذب داریم و هم جذابیت های حقیقی! جذابیت های حقیقی که مربوط به نیازهای زندگی ماست. همه می‌دانند که شادی در فرهنگ سنتی ما به معنای انبساط روحی است. در مفاهیمِ دینیِ ما هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند، مذموم است.

این موضوع واضحی است. این که شهید آوینی می گوید “تحول باطنی” یعنی همین!
ما می‌توانیم سینما را مثلا در خدمت خود بگیریم. با وجود اینکه اساسا ذات سینما رام نشدنی است. چطور گزاره‌ای دینی به اسم توکل می آید در فیلم حاتمی کیا! اسمش چه بود؟ “دیده بان”

همین نکته را در رمان پیاده می‌کنیم. مثلا آقای مظفرسالاری معجزه ای از امام زمان را در قالب یک داستان تاریخی می آورد و این باور را حتی به مسلمان اهل تسنن هم می‌دهد. مهر و محبت امام عصر به مسلمانان آن هم به وسیله قهرمان داستانی که از اهل سنت است.
یا آقای ابراهیم حسن بیگی از نگاه یک مسیحی وارد می‌شود و امیرمؤمنان را بدون تصرف شخصی و صرفا بیان تاریخ در “ناقوس ها به صدا در می آیند” به خواننده معرفی می‌کند.

من از مجموعه فکری آیت الله مصباح استفاده می‌کنم در بحث ولایت فقیه و این موضوع مهم سیاسی و کلامی را در رمان “جدال شاهزاده و شبگرد” می آورم.

مثلا از مجموعه سخنان علما و عرفای معاصر استفاده می‌کنم و شخصیتی مثل “سید هاشم” را در داستان هایم می‌سازم.
خب این حوزویان هستند که باید کمر همت ببندند و بدون تعصب، یاعلی بگویند و از اندیشه بنیادین و پایه‌ای دین برای ورود به عرصه هنر استفاده کنند.

و این جز با نگاهی همه جانبه و مهمتر احاطه ای جهانی به آثار دیگر نویسندگان این عرصه ممکن نیست. القای مستقیم گزاره های دینی نه تنها زیبا نیست بلکه بشدت فراری دهنده و دلسرد کننده مخاطب خواهد بود.

 

دلیل گمنامی برخی صاحبان فکر و اندیشه در رسانه ها
برای نوجوانی که درک درستی از خدا ندارد گفتن از حجاب بی معنا بلکه دور کننده است. ما امروز باید کمر تکامل و فرضیه های قوی ماسونی را می شکستیم که در عرصه های هنری و رسانه ای خوراک فکری فرزندانمان شده اند نه که درگیر نماد و…شویم.

کج سلیقگی، توجه به “سلبریتی های مذهبی”، “هشتگ زن ها”، “اینفلوئنسِرها” در فضای رسانه ای سبب شد عده ای از نخبگان و اندیشمندان صاحب فکر و گمنام این عرصه نتوانند آثار خود را در رسانه ها عرضه کنند.

مثال می‌زنم مستندی را سایت وعده صادق با همکاری موسسه موعود تولید کردند که جزء مستندات بسیار نادر و خاص آخرالزمانی با رویکرد تحلیلی آثار سینمایی دنیاست.

همین مستند می‌توانست در صداوسیمای ما مثلا شبکه مستند یا حتی افق پخش شود. اما متاسفانه علی رغم آشنایی با این اثر و شهرت آن، همکاری نکردند. و سوال اینجاست که چرا مثلا صفحات همین مستند در رسانه های مهم دنیا بسته می‌شود‌.(مثل فیس بوک و اینستاگرام و…) اما همین سلبریتی های مذهبی با صفحات چندصدهزار نفری در همین نرم افزارها همچنان به فعالیت خود مشغولند اما به فعالیت هایی که به صورت عمیق و بنیادین با دشمنی به جبهه استکبار برخاستند حمله می‌شود؟

آیا غیر از این است که دشمن فعالیت این عده قلیل و گمنام را عمیق و خطرناک و فعالیت آن عده کثیر را سطحی و بی محتوا می‌بیند؟ در همین صدا و سیمایی که هدفش ارائه گزاره های دینی عمیق و نه سطحی به مخاطب هست، این مجاهدین گمنام نیز جای نمی‌گیرند.

همین مسئله در رویکرد تحولی حوزه هم برقرار است. حضرت اقا چندین سال از تحول حوزه صحبت کردند ولی متاسفانه شاهد تغییر چشم گیری در این عرصه نشدیم.

برخی از دروس حوزه خواهران عملا برای سطوح عالی و اجتهاد کاربرد دارد همانطور که برای حوزه برداران همینطور است. خیلی از این دروس کاربردی برای اجتماع ندارد.

کما اینکه خود بانوان حوزه هم تعامل چندانی با مردم جامعه ندارند. عملا شکاف سهمگینی بین این قشر و دیگر اقشار جامعه رخ داده است. تنها تعامل بین یک طلبه خانم با همجنس خودش اما با اعتقاد دیگر به بحث حجاب و امر به معروف می‌رسد.

وقتی غرب تمام اصول و قواعد فکری، اعتقادی اش را در شکیل ترین ابزار موجود سرازیر می‌کند، ما که داعیه دار تمدن اسلامی با پرچمداری مهدی موعود هستیم عقب بایستیم و صرفا نگاه کنیم؟

صدای حوزه: وضعیت مخاطبین شما در فضای مجازی چگونه است و اساسا تجربه زیسته شما در فعالیت رسانه ای و رمان نویسی حرفه ای چه می گوید و از چه واقعیتی حکایت دارد؟ امید جذابیت و اثرگذاری در این حوزه تا چه میزان است و با چه بیانی می توانید طلاب دیگر را برای حضور در فضای هنری ترغیب کنید؟

مخاطبین من تا جایی که اطلاع دارم مخاطبین سنتی و مذهبی هستند. آن هم بخاطر پیامرسان ایتا است. اغلب مذهبی ها در ایتا هستند. متاسفانه فرصت فعالیت در نرم افزارهای دیگر را نداشتم جز یک رمان در اینستاگرام و البته بخاطر شرایط اسفناک تلگرام، بالاجبار تصمیم گرفتم که در آن نرم افزار و محیطی که آلوده به رمان های غیراخلاقی بود، فعالیت کنم. که البته مخاطب چندانی ندارد چون آنجا تلاشی برای دیدن شدن نکردم.

از همه گروه های سنی مخاطب داریم. نوجوان ۱۳ ساله گرفته تا خانم ۶۰ ساله! خانم و اقا! خب زمانی که بنده شروع کردم مخاطبین من ۳۰۰، ۴۰۰ نفر بود و در حال حاضر به ۲۰ هزار نفر رسیده که البته اعضا با خوانندگان متفاوت هستند. حدود ۸ الی ۱۰ هزار نفر رمان های بنده را خواندند. و نمی‌دانم آیا اگر داستانم را چاپ می‌کردم به این تعداد از خوانندگان می‌رسید یانه؟!

صدای حوزه: وضعیت معیشتی این هنر چگونه است و آیا آینده مالی و اقتصادی مناسبی دارد؟ تحلیل شما از اقتصاد رمان و نویسندگی در کشور ما چیست؟

در بستر اینترنت خوب است اما نسبت به آینده نظری ندارم. چون یک رمان نویس شرایط کاری فعال ندارد. نمی‌تواند به صورت مداوم و پشت سر هم فعالیت کند. گاهی برای نوشتن یک رمان چندسال زمان می‌برد.

در فضای انتشارات هم اگر کسی شناخته شود، انتشارات می‌تواند با او قرارداد ببندد و یا فروش بالایی داشته باشد. البته وضعیت کاغذ مثل سایر اقلام دیگر درگیر سیاست های اقتصادی است.کتاب هم تحت تاثیر عصر دیجیتال تحولاتی خواهد داشت. اگرچه هیچ چیز جای چاپ را نمی‌گیرد اما توجه به این نکته ضروری است که کتاب های الکترونیکی کم کم جایگزین کتاب های چاپی می‌شوند.

صدای حوزه: برای تبلیغ دین در عصرحاضر که به عصر اطلاعات و رسانه مشهور شده، آیا رمان نویسی و نویسندگی، می تواند مصداق سوادرسانه و ارتباط با مخاطب رسانه زده و دیجیتالی باشد؟ برای انتقال دین و معارف دینی به مخاطب نوجوان و جوان امروز، چه راهکار و مسیری را برای بدنه جوان حوزه و خصوصا طلاب خواهر توصیه می کنید.

قطعا مصداق است! همانطور که در سوال های قبلی توضیح دادم جامعه‌ی رو به عصر ظهور نیازمند ابزارهای جدید برای انتقال مفاهیم خود است. رمان یکی از جذاب ترین ابزارهای هنر برای تاثیرگذاری بر مخاطب است. اغلب نوجوان ها در فضای فانتزی و تخیلی سیر می‌کنند و رمان، این امکان را دارد که موضوعات مهم را تبدیل به فرهنگ کند.

از دل همین قالب های هنری فرهنگ جامعه بیرون می آید. فضای مجازی لبریز است از رمان های زرد و کلیشه ای، رمان های غیر اخلاقی که ابتذال قلم را به رخ مخاطب می‌کشند. در این میان رمان نویسان مذهبی می‌خواهنددفعالیت کنند که بازهم درگیر سوژه های تکراری می شوند. سوژه های تکراری و کلیشه ای آفت رمان نویسان مذهبی است.

پترن عشق مهمترین و پرطرفدارترین پترن داستانی است که در همه شرایط مخاطبین را جذب می‌کند اما همین موضوع وقتی کلیشه ای می‌شود که اغلب در یک الگو ارائه شود. متاسفانه رمان های مجازی بستری شده برای رشد قارچ گونه رمان نویسان نوجوانِ بدون تخصص!

اگر این افراد به شکل صحیح هدایت نشوند، باید شاهد وضعیت نادرستی در آینده برای فرهنگ دینی و ادبی خود باشیم. مجموعه “باغ انار” به همین منظور تشکیل شد. تا علاقه مندان به رمان در این مجموعه تحت نظر رمان نویسان انقلابی تربیت شوند.
امیدوارم همکاری خوبی با این مجموعه شکل بگیرد چرا که بسیاری از اساتید این مجموعه خود برخاسته از حوزه هستند.

در پایان اگر نکته ای جا مانده و نیازمند بیان است، بفرمایید استفاده کنیم…

ممنونم از شما بابت ترتیب دادن این مصاحبه. در پناه حق

لینک کوتاه : http://v-o-h.ir/?p=18280

    ثبت دیدگاه

    مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۱
    1. رمان های خانم صادقی فوق العاده اند بسیار قوی مینویسند و واقعا لذت میبریم از مطالعه اثارشون
      حتما رمان خوشه ی ماه هم مطالعه کنن دوستان بی نظیر

    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.