• امروز : یکشنبه - ۱۷ فروردین - ۱۴۰۴
  • برابر با : Sunday - 6 April - 2025
کل اخبار 6451

صدای حوزه امروز

داستان راستان بوستان! اولین نشست صمیمی مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه با رسانه‌های حوزوی تبارشناسی سکولاریسم در حوزه‌های علمیه امپراطوری معاونت آموزش بر حوزه/ چرا تغییر سخت است و چگونه باید پیش برویم؟ تنظیمات دروس حوزه طوریست که هیچ احتیاجی به قرآن ندارند! + واکنش ها زیر و بم اشتغال طلاب و چند نکته باریک‌تر از مو چرا ما پزشک اطفال داریم اما آخوند اطفال نداریم؟/ منبر را به هرکسی ندهید لزوم ارائه مدل اجرایی دقیق جهت ورود هیأت های مذهبی به اقتصاد اولین دیدار همسر با لباس روحانیت یا مزاحمت یک آخوند برای یک زن متأهل؟! حکمت متعالیه در خدمت انقلاب تبارشناسی تربیت چهره‌های انقلابی در گفتمان حوزه‌های علمیه از مدرسه‌ی عرفان تا کوچه‌های انقلاب/ زنانی که تاریخ را در حاشیه‌ی تاریخ نوشتند حمله طلبه ها به حوزه علمیه دروغ است/ دعوا بر سر مسجد نیست و اداره آن در اختیار اشرفی اصفهانی است جامعه الزهرا تصمیم بگیرد: تبلیغ اولویت اول است یا دوم؟!

از بروکراسی حوزوی تا نامسألگی اجتماعی!

از بروکراسی حوزوی تا نامسألگی اجتماعی!

22:56 21 اسفند 1403
چرا در حوزه امروز، علوم و فنون تبلیغی جایی ندارند؟!

چرا در حوزه امروز، علوم و فنون تبلیغی جایی ندارند؟!

15:14 19 اسفند 1403
اعتراض به نظام آموزشی حوزه های علمیه در برنامه سحرگاهی امروز شبکه دو

اعتراض به نظام آموزشی حوزه های علمیه در برنامه سحرگاهی امروز شبکه دو

12:42 15 اسفند 1403
حرف های شنیدنی طلبه انیمیشن ساز از کمبودها و موانع تولید محتوا

حرف های شنیدنی طلبه انیمیشن ساز از کمبودها و موانع تولید محتوا

12:20 07 اسفند 1403

تجربیات پس از مرگ آیت الله خامنه ای بعد از ترور ۶ تیر

متن سخنان رهبر انقلاب اسلامی که در این فیلم می‌بینید و می‌شنوید:
«وقتی که در مسجدی که من بودم بمب منفجر شد، از وقتی که بار اوّل بر زمین افتادم – که البته نفهمیدم چطور شد که افتادم – تا وقتی که به کلّی بیهوش شدم، سه مرتبه، برای لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه هم یک احساسی داشتم.

آن حالات، هیچ‌وقت از یادم نمیرود. حالا یکی را عرض میکنم: در یکی از حالات، احساس کردم که دارم میروم؛ یعنی احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً در آن مرز عالم برزخ، خودم را دیدم و احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد؛

هیچ دستاویزی! یعنی هر چه هم عمل پشت سرخودش داشته باشد، باز اگر نتواند تفضّل الهی و رحمت خدا را جلب کند، خاطر جمع به آن عمل نیست. آدم شک میکند: آیا این عمل را با اخلاص به‌جا آوردم؟ آیا نیّتم صددرصد، خدایی بود؟ آیا در آن شرک و ریا نبود؟ آیا ملاحظه‌ی این و آن نبود؟ به‌هرحال، ماها مرکز عیوبیم. متأسّفانه، همه‌ی شائبه‌ها در ما هست.

آن‌جا انسان احساس میکند که مثل پرِ کاهی بین زمین و آسمان است. از همه چیز منقطع میشود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و پیش خدای متعال، تضرّع نمودم و گفتم: «پروردگارا! میبینی که من چقدر دستم خالی است و چیزی ندارم و محتاجم! اگر تفضّلی بکنی، کرده‌ای وَاِلّا ما رفته‌ایم.» منظورم مردن نبود؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد، بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم…»

لینک کوتاه : https://v-o-h.ir/?p=17845

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.