• امروز : یکشنبه - ۱۰ فروردین - ۱۴۰۴
  • برابر با : Sunday - 30 March - 2025
کل اخبار 6448

صدای حوزه امروز

داستان راستان بوستان! اولین نشست صمیمی مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه با رسانه‌های حوزوی تبارشناسی سکولاریسم در حوزه‌های علمیه امپراطوری معاونت آموزش بر حوزه/ چرا تغییر سخت است و چگونه باید پیش برویم؟ تنظیمات دروس حوزه طوریست که هیچ احتیاجی به قرآن ندارند! + واکنش ها زیر و بم اشتغال طلاب و چند نکته باریک‌تر از مو چرا ما پزشک اطفال داریم اما آخوند اطفال نداریم؟/ منبر را به هرکسی ندهید لزوم ارائه مدل اجرایی دقیق جهت ورود هیأت های مذهبی به اقتصاد اولین دیدار همسر با لباس روحانیت یا مزاحمت یک آخوند برای یک زن متأهل؟! حکمت متعالیه در خدمت انقلاب تبارشناسی تربیت چهره‌های انقلابی در گفتمان حوزه‌های علمیه از مدرسه‌ی عرفان تا کوچه‌های انقلاب/ زنانی که تاریخ را در حاشیه‌ی تاریخ نوشتند حمله طلبه ها به حوزه علمیه دروغ است/ دعوا بر سر مسجد نیست و اداره آن در اختیار اشرفی اصفهانی است جامعه الزهرا تصمیم بگیرد: تبلیغ اولویت اول است یا دوم؟!

1

چرا تولید اهمیت دارد؟

  • کد خبر : 46402
  • 08 فروردین 1404 - 5:13
چرا تولید اهمیت دارد؟
از کل صادرات ایران، فقط ۵ تا ۱۰٪ محصول نهایی است! این یعنی ما در باشگاه خام فروش ها جای داریم! و کالاهای با ارزش 1دلار می فروشیم و محصولاتی با ارزش های 100 دلاری می خریم!!

به گزارش صدای حوزه، حجت الاسلام حسین مهدیزاده، رئیس میز نظریه اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم، با انتشار سلسله یادداشت هایی به بررسی علل اهمیت تولید پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که تقریباً تمام مصنوعات انسان از صورت خام و طبیعی خود فاصله گرفته‌اند؛ به گونه‌ای که تاریخ تاکنون چنین فاصله‌ای را تجربه نکرده است! اجازه دهید با مثالی ساده آغاز کنیم:

سنگ آهن؛ همین ماده اولیه به ظاهر ساده!

امروز قیمت جهانی هر تُن سنگ آهن ۱۰۲ دلار است (با نرخ دلار مبادله‌ای ۷۰ هزار تومانی، معادل ۷ میلیون تومان). در حالی که خود استخراج بین ۱۰ تا ۵۰ درصد هزینه دارد تا یک سنگ آهن ۱ تنی به کارخانه تولید شمش آهن تحویل شود.

اما ارزش محصول های نهایی هم با هم خیلی زیاد هستند.

مثلا همین آهن به صنعت ساختمان می رود. قیمت یک تیرآهن شماره ۱۶ (با طول ۱۲ متر و وزن ۲۲۵ کیلوگرم) در بازار حدود ۶ میلیون تومان است. حال اگر از یک تُن سنگ آهن معدن چادرملو (با خلوص ۶۰٪) استفاده شود، حدود ۶۰۰ کیلوگرم آهن خالص به دست می‌آید که می‌تواند تولید ۲.۵ عدد تیرآهن را ممکن سازد. پس تولید این میزان تیرآهن ارزشی حدود ۸ میلیون تومان روی ارزش سنگ آهن گذاشت.

مرحله بعد این را به بساز بفروش می دهیم. در یک ساختمان سه‌طبقه ۱۰۰ متری، به طور میانگین ۵۰ کیلوگرم آهن در هر مترمربع استفاده می‌شود. این یعنی ۱۴٪ از هزینه ساخت صرف آهن‌آلات می‌شود. اگر قیمت هر مترمربع ساختمان ۱۵ میلیون تومان باشد، این آهنِ استخراج‌شده از معدن، پس از ورود به صنعت ساختمان هم ۱۰ میلیون دیگر قدرت خرید ایجاد می‌کند و به مصرف نهایی می رسد. سر جمع در این چرخه از خاک ۲۵ میلیون تومان در آمد کسب شد.

اما یک مقصد دیگر صنعت خودرو سازی است!

حدود ۶۰٪ از قیمت یک خودروی سواری معمولی مربوط به هزینه‌های آهن و فولاد است. به عنوان نمونه، یک خودروی سورن ایران‌خودرو با وزن ۱.۳ تُن و قیمت ۶۱۵ میلیون تومان، از یک تُن سنگ آهن ۷ میلیون تومانی، به محصولی با ارزش ۴۰۰ میلیون تومان تبدیل شده است!

حال صنعتی لوکس مانند ساعت‌سازی سوئیسی را بررسی کنیم:

یک ساعت حرفه‌ای سوئیسی ۱۵۰ گرمی با قیمت ۱۰ هزار دلار، حدود ۱۰۰ گرم آهن در خود جای داده است. این یعنی صنعت ساعت‌سازی می‌تواند یک تُن سنگ آهن را به ۶,۰۰۰ ساعت تبدیل کند که هر یک ۱۰ هزار دلار ارزش دارد. به عبارت دیگر، یک تُن سنگ آهن ۷ میلیون تومانی می‌تواند به کالایی با ارزش ۴,۰۰۰ میلیارد تومان تبدیل شود!

این یعنی «تولید» تبدیل خاک خام به ثروت و کالاهای نهایی است که فرسنگها با مواد اولیه فاصله دارد. حالا سوال این است که ایران با طول و عرضی بالاتر از یک و نیم میلیون کیلومتر مربع (که ۲۰ برابر امارات است) و با این جمعیت ۹۰ میلیونی(امارات ۲ میلیون اماراتی دارد و حدود ۱۰ میلیون مهاجر و کارگر) را با چه سطحی از تولید داریم اداره می کنیم؟

هر کشور سه هزینه اصلی دارد:

۱. هزینه معیشت مردم (خوراک، پوشاک، مسکن…)
۲. هزینه توسعه (آموزش، زیرساخت‌ها، فناوری…)
۳. هزینه‌های سیاسی (رقابت‌های بین‌المللی، حفظ امنیت، دیپلماسی…)

بر اساس آمار بانک جهانی:

ارزش کل اقتصاد ایران سالانه حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار است.

تنها ۲۰ تا ۲۵٪ از این رقم از طریق صادرات (عمدتاً نفت، گاز، پتروشیمی و مواد معدنی) تأمین می‌شود.

۷۵ تا ۸۰٪ اقتصاد در داخل کشور جریان دارد، اما بخش عمده آن مربوط به خدمات(آموزش، حمل و نقل، خدمات عمومی) و کالاهای ساده است، نه محصولات پیچیده! و محصولات نهایی مصرفی مردم ایران، دقیقا همان محصولات پیچیده است. یعنی لوازم الکترونیک مثل موبایل، کامپیوتر، تجهیزات پیشرفته درمان و…

نکته قابل توجه:

از کل صادرات ایران، فقط ۵ تا ۱۰٪ محصول نهایی است! این یعنی ما در باشگاه خام فروش ها جای داریم! و کالاهای با ارزش ۱دلار می فروشیم و محصولاتی با ارزش های ۱۰۰ دلاری می خریم!!

پس مساله اساسا این است که ما چطور می‌توانیم از این چرخه خارج شویم؟ ما خاک می فروشیم و موبایل و دستگاه MRI می خریم! پس با ورود به لایه های بعدی چرخه تولید می توان از این باشگاه خارج شد.

و این تازه فقط دانستن صورت مساله است! ادامه دارد…

نظر شما چیست؟ به عقیده شما راهکار اصلی رهایی ایران از وابستگی به خام‌فروشی چیست؟

ارزش اقتصادی که در یک جامعه، تولید می شود، شبیه این درخت است

اهمیت تولید

۱- ریشه که مواد اولیه است. همانطور که در یادداشت قبل گفتم، مواد اولیه، خاک زیرپایمان است اما اگر خروار خروار هم آنرا بفروشیم، بیشتر از یک واحد ارزش برای ملت ها نمی آورد، در حالی که محصولاتی که ما با آنها زندگی می کنیم، گاهی تا چند ده هزار برابر مواد اولیه ارزش دارد!

حالا اگر یک کشور بند انگشتی با جمعیت حدود یک میلیون نفر مثل قطر و کویت و امارات و بحرین، باشد، ممکن است بتوانند کشور را با فروش مواد خام اداره کنند، اما کشوری واقعی، با پهنه ایران و جمعیت آن و مخاطراتش امکان اداره با درآمد حاصل از خام فروشی را ندارد.

۲- یک مرتبه بالاتر، صنایع خام پتروشیمی و ذوب آهن و… است که یک واحد درآمد را دو واحد می کند اما باز هم ناچیز است و باز کفاف ممکت داری را نمی دهد.

۳- آن بخشی از کار یک جامعه که می تواند هزینه زندگی و توسعه و نیازهای سیاسی و بین المللی یک ملت را بدهد، بخش سوم یعنی صنعت پیشرفته است. اینجاست که یک واحد ارزش مواد خام، هزار و ده هزار و چند صد هزار برابر ارزش پیدا می کند!

سالهاست اقتصاد ما با سوداگری دلار کسری درآمد سالیانه اش را جبران می کند. یعنی برای سود ۲۰% و ۳۰% و ۵۰% پول ملی به زیر کشیده می شود، اما اگر اهل تولید بودیم، می توانستنیم روی ۲۰ برابر و ۲۰۰ برابر و ۲۰۰۰ برابر شدن سرمایه اولیه فکر کنیم!

۴- مرحله چهارم تجارت است که کالای نهایی را نهایتا یک برابر با ارزش تر می کند!

دیشب در مسیر تکمیل یادداشت های اهمیت تولید، دیپسیک، پیشنهاد جالبی داد که این استعاره درخت اقتصاد را کمی تغییر بدهم. اگرچه عکسی که در پست قبل گذاشتم هم به پیشنهاد دیپسیک نزدیکتر است تا به پیشنهاد من.

دیپسیک پیشنهادش این بود که صنعت پیشرفته شبیه شاخه های درخت است نه تنه آن و هر چه درخت شاخه های گسترده تری داشته باشد، برگ و بار بیشتری هم خواهد داشت:

۱- ریشه: مواد خام (مثل نفت خام و فولاد و مواد اولیه کشاورزی و طبیعی است) که ارزش افزودۀ کمی دارد.

۲- تنه درخت: صنایع تولید مواد اولیه (مثل پتروشیمی، فولاد و…) که ارزش را ۲ برابر میکند، اما باز هم ناچیز است و برای کشور داری کافی نیست.

۳- شاخه ها: صنعت پیشرفته (مثلاً خودروسازی یا داروسازی و همه صنایع دانش بنیان هم کوچک مقیاس و هم بزرگ مقیاس) که ارزش را تا ۱۰۰۰ برابر افزایش میدهد.

۴- برگها: #تجارت که ارزش نهایی را حداکثر ۲ برابر میکند و با همه اهمیتش برای رسیدن کالای نهایی به مردم اما ارزش افزوده آن برای فعال اقتصادی بیشتر از خام فروشی نیست
۵- میوه ها: که محصولات نهایی هستند که مردم آنها را استفاده می کنند.

لذا تشبیه بالا را اینگونه بروزرسانی کنیم تا از فردا یادداشت ها را از سر بگیرم و تصویر را ارتقاء دهم.

با تصویر و نگاه استعاری که در درخت اقتصاد یک جامعه گفته شد، بد نیست یک نگاهی به اقتصاد چند کشور بیندازیم.

اول از ایران خودمان شروع کنیم.

اولین اطلاع قابل تقدیر و غرورآفرین اینکه، کالاهای مصرفی نهایی مردم ایران تا ۸۰% ایرانی است و این برکت داشتن صنعت ساختمان، کشاورزی، خودرو، آموزش و پرورش، لوازم خانگی، حمل و نقل عمومی و خدمات عمومی و… که سهم بسیار بزرگی از کالاهای نهایی که ما مصرف می کنیم را دارد. از قضا ما در کالاهایی مستقل هستیم که اگر خوب دقت کنیم، تکیه گاه وابستگی و رها کردن آرمانهای یک ملت هستند!

این کالاها ظاهرا ساده هستند اما اگر به کشورهای دیگر نگاه کنید، دقیقا از طریق همان بخشی که ایران سعی کرده است خودش را مستقل کند، امنیت و پیشرفت از بیرون کشور به چالش کشیده می شود.

بیایید کالای پرهزینه ای مثل آموزش و پرورش را بررسی کنیم. میدانید که بزرگترین بخش هزینه ای دولت این وزارت خانه است. اما می دانید که در منطقه منطقه، فقط ما هستیم که کتاب درسی مستقل از برنامه آموزشی یونسکو تولید می کنیم؟ یا مثلا می دانید که امارات متحده و قطر به مدارس بین المللی مانند IB، کمبریج وابسته هستند و کویت و بحرین به علت جمیعت مهاجر زیاد که از جمعیت صاحبان اصلی کشور بسیار بیشتر است، مدارس احساس هویت ملی ندارند و لذا مدارس بخش خصوصی بریتانیایی/آمریکایی صاحبان اصلی نظام آموزشی هستند؟

میدانستید که تمام کشورهای مستعمره فرانسه (مثل لبنان تا شمال آفریقا)، همچنان درگیر مدارس فرانسوی هستند و یکی از ماموریت های کشورهایی مثل الجزایر، پس از استقلال جدا شدن از نظام آموزش فرانسه و استقلال آموزشی بوده، که البته این استقلال هم در نهایت با افتادن به دام نهادهای آموزشی جهانی مثل یونسکو، آمریکایی می شوند! می دانید اردن و عمان با ترکیبی از مدارس دولتی عربی و مدارس خصوصی بین المللی اداره می شود؟

بنابراین اینقدر راحت نگوییم که آموزش و پرورش، بزرگترین بنگاه مصرف کننده پول نفت است! داشتن یک دستگاه تولید محتوایی آموزشی مستقل و مدارس مبتی بر آن، گام بنیادین برای حفظ نیروی انسانی در عصر schooling بوده که ما آن را برداشتیم. بله! اگر اقتصاد ما از خام فروشی دست بردارد، پول نفت را مستقیما خرج حقوق و دستمزد معلم ها و ساختن ساختمان مدارس نخواهیم کرد!

اما نسبت به اصل ماجرا باید از جمهوری اسلامی تقدیر کرد که با همین بنیه ضعیف اقتصادی، اما فراموش نکرده است که پولی که دارد را در نهایت خرج تربیت نیروی انسانی با روایتی از ایرانیت و اسلامیت کند که سوژه های مطیع سرمایه داری نباشند، بلکه دارای اراده نقاد و خلاق برای اهداف ایران باشند!

اما یک نگاهی به نیمه خالی اقتصاد ایران هم بکنیم:

اول: بین ۱۵% تا ۲۵% به کالاهای خارجی وابسته است که البته کالاهای مصرفی لوکس و با فناوری بالاست،

دوم: داده های آماری گمرکات ایران می گوید که بین ۶۰% تا ۷۰% واردات سالیانه ایران به واردات مواد اولیه با فناوری بالا، ماشین آلات و تجهیزات و قطعات فنی و حتی خود دانش فنی اختصاص می یابد که برای همان ۸۰% کالای نهایی داخلی ضروری است.

یعنی اگرچه بین ۱۵% تا ۲۵% کالاهای مصرفی ایرانیان هم کالاهای نهایی خارجی است که شامل لوازم الکترونیکی (مانند موبایل، لپ‌تاپ، و وسایل الکترونیکی). محصولات لوکس (مانند خودروهای خارجی) و برخی از اقلام غذایی و دارویی است، اما همان ۸۰% کالای نهایی داخلی هم وضعیت شکننده ای دارد. این یعنی اقتصاد ما شبیه کارخانه ای است که ماشین آلاتش را از بیرون میخرد تا محصول نهایی داخلی تولید کند! و این همان #وابستگی_وابسته_ساز است که در علوم اجتماعی به آن می پردازنند.

حالا برگردیم سر استعاره درخت اقتصاد، بر اساس آن تحلیل، سر جمع این اطلاعات به ما می گوید که درخت اقتصاد ایران هرچند سایه گستر است، اما ریشه هایش در خاک فناوری ضعیف است.

حالا به یاد بیاورید تاکیدهای مدام رهبر انقلاب بر اقتصاد و تولید دانش بنیان را! حالا سوال این است که چطور دانش بنیان شویم. نقطه آغاز دانش بنیانی کجاست:

برای پیدا کردن پاسخ رهبری، کافی است که سراغ اولین سالی که رهبری نامگذاری اقتصادی را شروع کردند بروید، یعنی سال ۸۷؛ ایشان نام سال را چه گذاشتند: نوآوری و شکوفایی!

همه طرح های دانش بنیان، از نوآوری شروع نمی شوند. بخش بزرگی از فعالان اقتصادی، فعالان علمی و حتی مذاکره کنندگان سیاسی کشور، درگیر «واردات دانش و فناوری» هستند. البته اگر بدانیم که معنای دانش و فناوری چقدر پیچیده است، شاید به آنها حق بدهیم، اما اجالتا بدانیم که برای رسیدن به اقتصاد دانش بنیان، حداقل دو ایده عمده وجود دارد.

یک نکته مهم درباره فناوری و نوآوری این است که غرب بصورت امواج تکنولوژی وارد زندگی و تمدن سازی می شود و اینطور نیست که ما با فناوری های از هم بریده که هر از گاهی از گوشه ای سر در میاورند و یک نقطه ای را بهینه می کنند طرف باشیم. بله! فناوری ها بصورت روزمره بهینه می شوند، اما نظام تولید دانش و فناوری که غرب آن را کنترل می کند تاکنون ۴ موج به خود دیده و امروز هم در متن تحولات موج پنجم هستیم.

پس اگر حرف از نوآوری می زنیم، باید بتوانیم در مقابل امواج فناوری غرب مدرن موتور نوآوری مان را روشن کنیم که اکنون در مرز حرکت از موج ۴ به موج ۵ است!

موج اول: انقلاب صنعتی اول (۱۷۶۰–۱۸۴۰)
فناوریهای محوری: ماشین بخار، مکانیزاسیون نساجی، انرژی آب.

اقتصاد: گذار از کشاورزی به تولید کارخانهای.

تحولات اجتماعی: ظهور طبقه متوسط، تمرکزگرایی شهری.

الگوی توسعه: سرمایه گذاری در زیرساختهای فیزیکی (راه آهن، کانالهای دریایی).

نیکلای کندراتیف این موج را بهعنوان اولین چرخه بلندمدت اقتصادی شناسایی کرد.

موج دوم: عصر فولاد و برق (۱۸۴۰–۱۹۰۰)

فناوریهای محوری: فولادسازی، راهآهن، الکتریسیته، تلگراف.

اقتصاد: ظهور سرمایهداری انبوه، گسترش بازارهای جهانی.

تحولات اجتماعی: شکلگیری طبقه متوسط، اتحادیههای کارگری.

الگوی توسعه: تولید انبوه و استانداردسازی.

کارل مارکس این دوره را مرحله تکاملی تضادهای سرمایه داری میدانست که البته چنین نشد.

موج سوم: عصر نفت و خودرو (۱۹۰۰–۱۹۷۰)

فناوریهای محوری: موتور احتراق داخلی، پتروشیمی، هواپیما.

اقتصاد: تولد صنعت مصرفگرا، تبلیغات مدرن.

تحولات اجتماعی: حومه نشینی، فردگرایی مصرفی.

الگوی توسعه: اقتصاد مبتنی بر مقیاس (اقتصادهای کلان).

جان مینارد کینز بر نقش دولت در تنظیم این موج تأکید داشت

موج چهارم: انقلاب دیجیتال (۱۹۷۰–۲۰۱۰)

فناوریهای محوری: رایانه های شخصی، اینترنت، فناوری اطلاعات.

اقتصاد: جهانی سازی، ظهور شرکتهای چندملیتی در قالب پتلفرم های جهانی

تحولات اجتماعی: شبکه های اجتماعی، محو شدن مرزهای جغرافیایی در ذهن مردم

الگوی توسعه: تمرکززدایی به کمک فناوری های اطلاعات و ارتباطات.

نظریهپردازان: مانوئل کاستلز این دوره را «عصر اطلاعات» نامید.

موج پنجم: عصر همگرایی فناورانه (۲۰۱۰–اکنون و آینده)

فناوریهای محوری: هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (AI/ML).

زیست فناوری و مهندسی ژنتیک (CRISPR, mRNA).

انرژی های تجدیدپذیر و ذخیره سازی پیشرفته.

کوانتوم و نانوتکنولوژی.

اینترنت اشیاء (IoT) و متاورس.

اقتصاد: ؟

الگوی توسعه: ؟

تحولات اجتماعی: ؟

همانطور که می بینید، از زاویه فناوری ها که نگاه کنید، با یک هیولای بزرگ طرف هستید که به ماهیت اقتصاد و توسعه و تحولات اجتماعی جهت می دهد. من نمی خواهم مثل کسانی باشم که فناوری و رشد ابزار را بنیان رشد اجتماعی می دانند، اما نمی خواهم مثل کسانی که نقش آنها را انکار می کنند هم باشم! حرکت با تمدن مدرن یا مقاومت در مقابل آن، بینابین این دو در جریان است، یعنی در دوران مدرن، امواج فناوری در ساخت نظم اجتماعی سهیم بوده اند و ما اگر بخواهیم به دنبال استقلال باشیم، با یک هیولای بزرگی به اسم امواج تکنولوژی باید مبارزه کنیم! یعنی نوآوری هایی کنیم که نظم بسازد و در مقابل نظمی که غرب ایجاد کرده، بتواند مقاومت کند!

نکته دیگر این است که جامعه ایران تا موج سوم را با مدیریت انگلستان و بعد آمریکا آمده و با انقلاب ۵۷ به یکباره از سوی این تمدن غول پیکر و جهانی شده، تحریم شده! آنهایی که سعی می کنند ایران را به نظم جهانی برگردانند، این هیولای غول پیکر را می بییند و تمام برگ هایشان می ریزد و دنبال راهی می گردند که ایران را به این نظم برگرداند تا زیر دست و پای غرب له نشود. نهایت این است که در معامله خود می خواهند انقلاب اسلامی را با سهمی بیشتر از سهمی که در دوران پهلوی به ایران می رسید معاوضه کنند.

اما سوال این است که ما که سخن از نوآوری می زنیم، میدانیم که از چه حرف می زنیم؟ واقعا با نوآوری یک ملت تحت استعمار که تازه ۵۰ سال است که به خود آمده و مستقل شده، میتوان یک موج فناوری دیگر ساخت و با آن شاخ و برگ صنعت ایران را گستراند و به اقتصاد دانش بنیانی که ارزش افزوده آن هزینه های ایران بزرگ و اهدافش را بدهد رسید؟

واقعیت این است که جمهوری اسلامی در این ۴۵ سال و بخصوص در ۳۰ سال اخیر و بر محوریت تجربه رهبری آیت الله خامنه ای چند تجربه موفق در ایجاد نظم های کوچک فناورانه که نظم غربی را به چالش کشیده و از فناوری در جهتی متفاوت استفاده کرده است، داشته است و به این نتیجه رسیده است که چطور میتواند با مدیریت مدیریت نوآوری به سمت یک نظام بزرگ تمدنی جدید برود.

مثلا در دهه های اخیر دیدید که چطور ایران به سمت انرژی هسته ای رفت و این دانش مدرن را بومی کرد؟ یعنی سعی کرد یک نظم انرژی جدید بسازد یا به مبارزه با هژمونی انرژی در دوران پس از نفت برود؟ البته غرب با گره زدن این موضوع به اقتصاد و مذاکره و آگاهی ضعیف مردم، این تجربه را تا اینجای کار سرکوب کرد یا حداقل اینکه آن را از تحولات زمانه عقب نگه داشت.

اما نمونه دوم یعنی فناوری موشک و پهپاد در ماجرای جنگ داعش توانست از زیر دست آمریکا در برود و خودش را به جهان معرفی کند و در جنگ اوکراین، روسیه را به خرید آن و استفاده از آن در جنگ با ناتوی آمریکا-اروپایی به کار ببرد. در همه اینها ما یک گام مهم برداشتیم: «بومی سازی علم و فناوری». در تمام این موارد ما فناوری را از نو اختراع نکردیم، اما با نوآوری، فناوری را بومی کردیم که اصلا کار ساده ای نیست.

🔻من سابقا در اینجا یک روایتی از ماجرای پهپادها(و به قول ما لرها پهبال ها😉) پرداختم. این پست را بخوانید تا کمی به تحلیل مساله نوآوری فناورانه برای احیاء تولید در ایران آینده بیشتر بپردازیم.

اما بدانید که آنهایی که پرهایشان در مقابل علم و نظم جهانی ریخته است، یک مشت چاق و لاغر نیستند که با حماقت، در حال از بین بردن ایران هستند. بلکه ما کسانی که به نوآوری اعتقاد داریم، در حال سخن گفتن از حرفهای بسیار بزرگ و عجیب هستیم و باید اثبات کنیم که واقعا از پس این کار بزرگ بر می آییم. برای این کار و روایت این ماموریت بزرگ باید دست به کار شد و ناامیدی ها را با تواضع و اعتمادبه نفس شکست!

نمی دانم ارجاع به این ویدئو برای فهمیدن اهمیت مدیریت موجی تکنولوژی توسط غرب زود است یا به موقع دارم آن را بارگزاری می کنم!

دکتر محمد حسین ادیب در این ویدئو با ترکیب مساله مالی شدن اقتصاد جهان با مواجهه دفعی جهان با موج پنجم تکنولوژی می خواهد توضیح دهد که چطور آمریکا با آشکار کردن دفعی موج پنجم فناوری ها، اقتصاد جهان را به چالش کشیده تا به یکباره همه را تسلیم خود کند.

جالب است که در این ویدئو، دکتر ادیب همین اقتصاد نئولیبرال شده وطنی ما را به عنوان یکی از معدود کشورهای دارای نظام پولی و مالی مستقل جهان معرفی می کند، اما از آنجایی که هیچ امیدی به این ندارد که ایران بتواند مقاومت کند، ناامیدانه می گوید که ایران در این موج، در ۵ سال آینده تسلیم خواهد شد و نظام پولی و مالی اش را جهانی خواهد کرد!

برای من مهم این است که شما مخاطب گرامی ببینید که کسانی که از شعار «نه شرقی، نه غربی» دیگر حرفی نمی زنند یا «استقلال» را دیگر کنار آزادی و جمهوری اسلامی، شعار درستی برای ملت ایران نمی دانند، خودشان را در مقابل چه هیولای می بینند می بینند و برگهایشان ریخته!

به آنها حق بدهید و ببینید که چه وظیفه سختی بر عهده ماست که با روایت صحیح و شورانگیز و سرزنده، نشان بدهیم که این راه رفتنی است و اگر دست به دست هم دهیم و نترسیم و ایمان داشته باشم، به نتیجه می رسد!

به نظرم برای این موضوعات مهم بود که رهبر انقلاب برای تبیین (که از نظر ایشان یعنی روایت صحیح در جنگ روایتها) فرمان جهاد تبیین صادر کردند!

پیش از ادامهٔ یادداشتهای «اهمیت تولید»، لازم است به یکی از پرسشهای پرتکراری که از دیروز دریافت کردم پاسخ دهم:

«چرا ایران باید محصولات را از صفر تا صد در داخل بسازد؟ چرا به جای مشارکت در زنجیرهٔ جهانی، دنبال نوآوری در حدی هستید که بازی را تغییر دهید؟»

نکته اول اینکه مساله ای که تا اینجا در یادداشت ها بود را فراموش نکنیم: ما دخل و خرجِ مان به هم نمی خورد.

مسئلهٔ اصلی، «تعادل اقتصادی» است. ما امروز در چرخهای گرفتاریم که: مواد خام را با قیمت ناچیز صادر میکنیم و محصولات نهاییِ با فناوری بالا را با قیمتهای نجومی وارد میکنیم.

نتیجه: ثروتِ حاصل از منابعمان، دود میشود و ما پول و قدرت و چانه زنی کافی برای تامین مایحتاجمان در این بازار شدیدا بی رحم و سوداگرانه بین المللی را نداریم!

حالا فرض کنید که بخواهیم به جای نوآوری، فناوری را وارد کنیم. اینجا بود که مساله امواج و انقلابهای فناوری را مطرح کردیم امواج فناوری؛ هیولایی وابستگی تشدید شونده را به ارمغان می آورند. چطور؟

غرب هر ۳۰ تا ۵۰ سال با یک «موج فناوری» (مانند صنعت نفت، دیجیتال، یا هوش مصنوعی)، نیازهای جهانی را بازتعریف میکند. این امواج: الگوهای مصرف را تغییر میدهند.

کشورها را به «مشتریان دائمی» فناوریهای جدید تبدیل میکنند که آنها را می خرند، اما قبل از اینکه از هزینه این خرید را در بیاورند، کهنه می شوند و باید فناوری جدید را خرید. تازه این غیر از قدرت تحریم فناوری است که کشورهای غیرهمسو را تنبیه میکند.

بومی سازی انرژی هسته ای، موشک و پهپاد و نانوفناوری ها و… تنها یک کپی برداری بی جهت نبوده اند! بلکه بومی سازی آنها، دست ورزی و تجربه کردن فناور بودن انسانی است که سابقا در انقلاب ۵۷ نشان داده که ایده متمایز دارد و با مهندسی معکوس، پیچ و مهره ابزارها و امکانات را در جهت هدف جمهوری اسلامی باز و بسته می کند و از این کار هم نمی ترسد!

پس پاسخ به این سوال که چرا نمیتوانیم فقط «یک گوشه» از زنجیرهٔ جهانی باشیم چه می شود؟ جواب این است که حتی اگر هدف نهایی جنگ با نظم جهانی نباشد، بلکه ساختِ پایه های اقتصادیِ باشد که دخل و خرج آن به هم بخورد، باز هم صورت مساله از نوآوری و شکوفایی شروع می شود تا به اشتغال پایدار با ارزش افزوده ای کافی دست پیدا کنیم.

در مرحله بعد مساله این است که در مقابل تحریم از بازار، آسیب پذیری ما کاهش پیدا کند تا پشت میز سیاست بین الملل هم یک قدرت مذاکره کننده باشیم نه صرفا یک متقاضیِ تحقیرشده.

مسیر دشوار است، اما هیچ آلترناتیوی نداریم. تاریخ به ما آموخته: ملتهایی که در تولید فناوریهای حیاتی وابسته بمانند، ثروت و عزت شان را دیگران برخواهند داشت و هیچ چیزی هم کف دست آنها نخواهند گذاشت. ما راهی جز ساختنِ «از خاک تا ثروت» نداریم؛ حتی اگر از یک شبیه سازی ظاهریِ انتقاد برانگیز آغاز کنیم!

لینک کوتاه : https://v-o-h.ir/?p=46402
  • منبع : کانال ایتای حجت الاسلام حسین مهدیزاده

مطالب مرتبط

28اسفند
داستان راستان بوستان!
28اسفند
این تجمعات قانونی است/ این افراد به اسم عدالتخواهی همه مسئولان کشور را متهم به فساد کردند
یادداشتی به بهانه تجمع افرادی در مقابل مجلس شورای اسلامی در حمایت از قانون حجاب؛

این تجمعات قانونی است/ این افراد به اسم عدالتخواهی همه مسئولان کشور را متهم به فساد کردند

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.