به گزارش صدای حوزه، حجت الاسلام میلاد حسن زاده، طی یادداشتی با عنوان بی اعصابی مجازی، به این سوال که چرا پشت صفحهنمایش بیرحمتریم؟ پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:
این روزها اگر دقایقی را در گروههای مجازی یا شبکههای اجتماعی بگذرانید، با پدیدهای عجیب مواجه میشوید: آدمهایی که در خیابان برای یک هدف واحد فریاد میزنند، پشت کیبورد به جان یکدیگر افتادهاند. بحث بر سر سیاست خارجی یا تاکتیکهای دیپلماتیک یا آنشبس، خیلی زود از یک نقد دلسوزانه به برچسبزنی تغییر ماهیت میدهد. واژههایی مثل «مرجفون» و «سادهانگار» یا «سازشکار» و «نفوذی» آنچنان دستبهدست میشود که گویی حریف اصلی نه در تلآویو و واشنگتن، که در گروه ایتا و بلهیِ کنار دستی ما نشسته است.
چرا ما که در خیابان جانمان را برای هم سپر میکنیم، در پیامرسانها اینقدر بیاعصاب/تند/پرخاشگر میشویم؟ این عصبانیتِ جمعی از کجا آب میخورد؟!
باید بگویم ما لزوماً عصبی نیستیم بلکه در بستری گرفتار آمدهایم که شنیدن را از ما گرفته است و پاسخ، ترکیبی از تلههای تکنولوژیک و روانی است:
۱. حذف کامل لحن
در متن خالیِ ارسالی در فضای مجازی، ۹۰ درصد از بار عاطفی کلام (لحن صدا و زبان بدن) نابود میشود. یک نقد دلسوزانه وقتی فاقد گرمای صداست، به یک اتهام خشک و بیاحساس تبدیل میشود. در نتیجه، طرف مقابل از نقد، برداشتِ تحقیر یا جنگ میکند.
۲. سرزنش و تحقیر عمومی
وقتی در یک گروه یا کانال بحث میکنیم، یک «ناظر پنهان» همیشه حضور دارد. مغز ما در این شرایط، به جای پردازش منطقی، فرمان دفاع از آبرو صادر میکند. مهم نیست شما چقدر خیرخواه هستید؛ تا وقتی جلوی جمع کسی را نقد میکنید، معمولاً او در لاک دفاعی فرو میرود.
۳. اثر ماسک مجازی و شخصیت دوگانه
پشت کیبورد، ما دچار «جسارت کاذب» میشویم. نبودن حضور فیزیکی، مدارهای همدلیِ مغز را ضعیف و کنترل تکانهها را سختتر میکند. اینگونه است که یک مؤمن متخلق، ناگهان در فضای مجازی شخصیتی تندخو پیدا میکند.
۴. اقتصاد سیاسی
این از همه تلختر است. الگوریتمهای شبکههای مجازی دریافتهاند که خشم و جدل بیشترین بازخورد را دارد. بنابراین فضای مجازی به طور ذاتی به سمت تشنج و دو قطبیسازی میل میکند. این یعنی زمینِ بازی رسانه، علیه عقلانیت و آرامش تنظیم شده است. هرچند این آسیب در پلتفرمهای داخلی کمتر است اما محتواهای مطرح معمولاً حول محورِ جدال و جنگ است.
۵. کاهش همدلی در ارتباط غیرحضوری
حذف مواجهه چهرهبهچهره باعث کاهش همدلی و افزایش خشونت کلامی میشود. وقتی انسانِ پشتِ پیام دیده نمیشود، احتمال تبدیل او به حریف/دشمن/منتقد لجباز افزایش مییابد.
حال که ریشه فنی این عصبانیت را شناختیم، بیایید واقعیت صحنه را مرور کنیم و این تکنولوژی سرد و تفرقهانگیز را بگذاریم در بطن یک جنگ: ما در یک جنگ تمامعیار با جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستیم. دشمنی که در باطل خود «اجماع» دارد، در انتظار تفرقه در جبهه حق است. در چنین شرایطی، برچسب زدنهای داخلی دقیقاً حکم انتحار را دارد. در چنین شرایطی، اختلاف نظر درونگروهی یک مخاطره امنیتی محسوب میشود.
«وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُم»
نزاع و درگیری نکنید که سست و بیآبرو میشوید و قدرت و شوکتتان از دست میرود.
در میدان نبرد، نزاع یعنی سقوط. ببینید که چطور هم موافقان و هم مخالفانِ یک تصمیمِ سیاسی، بیش از چهل شبانهروز پای دفاع از اصل نظام در خیابان ایستادهاند. مگر میشود این خونِ مشترک خیابانی را با جوهرِ اختلاف سلیقهای در فضای مجازی پایمال کرد؟
برادران طلبه و روحانی؛
جایگاه روحانیت در سنت اسلامی، صرفاً جایگاه موضعگیری سیاسی نیست، بلکه پیش از آن، جایگاه «هدایت اخلاقی» است. مواجهه با نقد، حتی نقد تند و ناپخته، اگر با برچسبزنی همراه شود، نه تنها مسئله را حل نمیکند بلکه شکاف را عمیقتر میسازد. وقتی برادری طلبه یا روحانی در یک منازعه مجازی، به جای ارائه دلیل و برهان، به سرعت انگ «انحرافی» یا «ناآگاه» یا «مرجفون» میزند، کل ساختار #هدایت را زیر سؤال برده است.
آیا دشمن صهیونیستی_آمریکایی در جنایت و کودککشی اختلاف نظر دارد؟ خیر. آنها متحدند. حال اگر ما در جبهه مقابل، سر زاویه نگاه به یک مذاکره یا آتشبس، راه گفتوگو را بر روی هم ببندیم، دقیقاً در حال اجرای سناریوی مطلوب اتاق فکر دشمن هستیم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام _در فرمان استاندارى مصر به مالک اشتر_ نوشت:
«وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِکَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ وَ مَنْهَکَهٌ لِلدِّین»
هرگز مگو که من به فرمانروایى نصب شدهام، پس فرمان مىدهم و باید فرمانم اطاعت شود؛ زیرا این روش، سبب فساد دل و ضعف دین مىشود.
اگر برچسب و خفهسازی نیز جای برهان را بگیرد، دلِ جبهه فاسد خواهد شد.
نقد کنید، مباحثه کنید، اما راه گفتوگو را با تیغ برچسب، بر روی هم نبندید. وقتی ما به جوان حزباللهی معترض به عملکرد یک مسئول، برچسب «نفوذی»، «مرجفون»، «منافق» و… میزنیم، دقیقاً آب در آسیابِ دشمنی میریزیم که صرفاً نظارهگر اختلاف ماست.
در نهجالبلاغه نیز امیرالمؤمنین(ع) بر اهمیت مواجهه با آراء مختلف تأکید دارند:
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواضِعَ الخَطَإ
کسی که به استقبال دیدگاههای گوناگون برود، توان تشخیص خطا در او افزایش مییابد.
همان جوانی که مخالف مذاکره است و همان جوانی که موافق آن، هر دو بیش از چهل شبانهروز در خیابانها برای دفاع از کلیت نظام ایستادهاند. آیا میتوان با استناد به چند کامنت تند در فضایی که ماسک بر چهره ما زده، حکم به ارتداد سیاسی یکدیگر داد؟
همه در یک جبهه و همسنگریم.
مدافع و مخالف مذاکره، هر دو از گوشت و خون این انقلاباند. بیایید در این شرایط حساس، با حکمت و اخوت، شکافها را پر کنیم. به هم برچسب نزنیم؛ حرف بزنیم، نقد کنیم، اما راه گفتوگو را نبندیم که بستن این راه، فتحالفتوح دشمن در جنگ نرم است.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ























