به گزارش خبرنگار صدای حوزه حجت الاسلام نادری، معاون فرهنگی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در دیدار با جمعی از طلاب و فضلای مدرسه المهدی عجل الله تعالی فرجه (مدرسه عالی فقه دارالهدی)، با اشاره به فضای معنوی حوزه های علمیه، حضور در چنین محیطی را برای خود و همراهان خاطرهانگیز و مغتنم خواند.
ایشان در ابتدا با بیان خاطراتی از دوران تحصیل در حوزه، تأکید کرد: «آنچه امروز جامعه ما را در مواجهه با چالشها و پیچهای تاریخی سرافراز نگه داشته، برآمده از همان معنویت و معرفتی است که ریشه در حوزههای علمیه دارد. طلبهای که در عرصههای علمی و معنوی موفق باشد، قطعاً در جامعه نیز فردی مؤثر خواهد بود.»

یاد شهیدان و تأکید بر خودباوری
معاون فرهنگی نیروی هوافضا در ادامه با یادآوری خاطراتی از شهیدان بزرگوار، سردار شهید حسن حاجزاده و شهید حسن تهرانی مقدم، به تشریح بخشی از روند پرافتخار دستیابی به فناوریهای موشکی و هوافضایی در کشور پرداخت. وی با اشاره به فرمایش شهید حاجزاده خطاب به جوانان، تأکید کرد: شهید بزرگوار ما میفرمودند که خودتان را دستکم نگیرید. اگر مراقب علم و عمل خود باشید، مسیر رشد در نظام اسلامی برای شما باز است.
تحلیل پیچ تاریخی و راهبردهای دشمن
حجتالاسلام نادری با اشاره به فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر قرارگیری ملت ایران در دل یک «پیچ تاریخی»، به تحلیل شرایط کنونی جهان و راهبردهای دشمن علیه جمهوری اسلامی پرداخت. وی دو راهبرد اصلی دشمن را «تهاجم نظامی خارجی» و «ایجاد اغتشاشات داخلی» برشمرد و افزود: دشمن پس از آزمودن هر دو راهبرد و عدم کسب نتیجه مطلوب، اکنون به دنبال اجرای همزمان و ترکیبی این دو است.

معاون فرهنگی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه، آن را نقطه عطفی در نشان دادن شکست راهبرد نظامی دشمن و وحدت ملی مردم ایران دانست و تأکید کرد: در آن جنگ، دشمن با وجود بسیج تمامی امکانات و متحدانش، نتوانست به اهدافش دست یابد و قدرت بازدارندگی و ضربات مهلک نیروهای مسلح ایران، به ویژه نیروی هوافضای سپاه، او را مجبور به عقبنشینی کرد.
سنگ محک ایراندوستی؛ عمل و فداکاری
این مسئول فرهنگی نیروی هوافضا، در بخش دیگری از سخنان خود، «عمل و فداکاری» را سنگ محک حقیقی ایراندوستی خواند و گفت: همه میگویند ایران را دوست دارند، اما باید پرسید برای سربلندی این کشور چه کردهاند؟ کارنامه درخشان نیروهای مسلح و فداکاریهایی مانند شهیدان حاجزاده و تهرانی مقدم و هزاران شهید گمنام دیگر، نمونه عینی این عشق و ایثار است.
وی در ادامه با بیان خاطراتی از رشادتهای رزمندگان در جنگ ۱۲ روزه و همچنین وصیتنامههای معنوی شهدا، مانند شهید جوان «محمد دهقانهای»، به نقش ایمان و معنویت در پشتیبانی از این مجاهدتها اشاره کرد.
توصیه به طلاب؛ آگاهیبخشی و روشنگری
حجتالاسلام نادری در پایان، خطاب به طلاب حاضر، نقش آنان را در عبور کشور از این پیچ تاریخی بسیار حیاتی خواند و افزود: مهمترین رمز عبور از این مرحله، آگاهیبخشی و روشنگری است. شما طلاب و روحانیون با بیانات حکیمانه و مبتنی بر بینش دینی خود، میتوانید بصیرت لازم را در جامعه ایجاد کنید و توطئههای دشمن برای ایجاد تفرقه را خنثی نمایید.
وی با اشاره به ویژگیهای لازم برای مدیران و مسئولان نظام، بر لزوم «تخصص روزآمد»، «تقوا»، «مبارزه با هوای نفس» و «اطاعت از ولایت» به عنوان چهار رکن اصلی تأکید کرد.
این نشست در فضایی صمیمی و با پرسش و پاسخ حاضرین به پایان رسید.

مشروح صحبت های حجت الاسلام نادری:
در این فرصت کوتاه که توفیق حضور در اینجا را یافتیم، باید بگویم که این حضور برای ما بسیار خاطرهانگیز است. بالاخره دوران جوانی ما در طلبگی در ذهنمان زنده شد. به ویژه با توجه به اینکه به دلیل شغل و حرفهای که داریم، از فضای معنوی و ملکوتی حوزه تا حدی دور هستیم، این افسوس و حس نیاز به دوری از این مکان معنوی و تلمذ از محضر اساتید معظم، همواره به عنوان غبطهای در ذهن ما باقی مانده است. امروز روز بسیار خوب و بانشاطی برای ماست.
زمانی که ما در حوزه بودیم، بسیاری از عزیزان و اساتید به ما توصیههایی میکردند، اما آن موقع خیلی از مطالب برای ما جا نمیافتاد. اکنون که به دلیل مشغلههای اجتماعی از این فضا دور شدهایم، قدر این محیط نورانی و معنوی را بیشتر درک میکنم.
اگر به صحیفه نور حضرت امام (ره) مراجعه کنید، ملاحظه میکنید که عدهای از کارکنان و طلبههای مدرسه عالی شهید مطهری در یک مناسبتی خدمت حضرت امام (ره) رسیده بودند. ایشان در آنجا فرمودند: «برنامههای خود را طوری تنظیم کنید که از میان شماها، شهید مطهریها بیرون بیایند».
حالا به اعتبار مسئولیت اجتماعی که در نیروی هوافضا داریم، اجازه دهید یادی از شهید عزیزمان، سردار حاجی زاده کنم و خاطرهای از ایشان برایتان بیان کنم. زمانی که ایشان وارد سپاه شد، به عنوان یک رزمنده بسیجی به جبهه رفت. به دلیل لیاقت و کاردانی که از خود نشان داد، به تدریج مراحل ارتقا را طی کرد. روزی تعدادی از همکاران جوانمان را دعوت کرده بودیم تا دیداری با سردار حاجی زاده داشته باشند. بچهها بسیار مشتاق بودند که با ایشان جلسه داشته، عکس یادگاری بگیرند و صحبت کنند. در آنجا شهید حاجی زاده صحبتی کرد که در خاطرم مانده است. خطاب به آن جوانهایی که تازه وارد سپاه شده و مسئولیتهایی بر عهده داشتند، فرمود: «خودتان را دستکم نگیرید. فکر نکنید من حاجی زاده چیز خاصی بودم. من هم ساده بودم. هیچوقت فکر نمیکردم روزی فرمانده نیروی هوافضای سپاه شوم، نیرویی که اگر دشمن بخواهد تعرضی کند، باید صفآرایی کند و او را سر جایش بنشاند. اما شد.» فرمود: «شما هم اگر مراقب خود باشید، هم در حوزه علم و درس، و هم در حوزه عمل (که بعداً اگر فرصتی شد به آن اشاره میکنم)، حتماً این مسیر رشد در نظام اسلامی برایتان باز است.»
نکتهای که میخواهم بگویم و وارد بحث اصلی شوم، این است که اگر عزیزان سؤالی داشته باشند، بنده نیز در حد توان و مقدورات پاسخگو خواهم بود. مستحضر هستید که مقام معظم رهبری چند سال پیش فرمودند: «ما اکنون در دل یک پیچ تاریخی هستیم.» این فرمایش حضرت آقا مربوط به چند سال قبل است، اما امروز آرامآرام آن هشدار دیدهبان بصیر جمهوری اسلامی، که سالها قبل هشدار میداد، برای همگان محسوس شده است. تغییرات بزرگ و اساسی در دنیا در حال وقوع است. برخی از این تغییرات علنی میشود و برخی پنهانی و زیرپوستی. این تغییرات و جدالها و جنگوگریزها در حال انجام است و بازیهای پیچیدهای در عرصه بینالملل و روابط کشورها در حال شکلگیری است. در عبور از این پیچ تاریخی، هر کشوری که از این قافله عقب بماند، تاوان سنگینی خواهد پرداخت و شاید این عقبماندگی قابل جبران نباشد؛ چرا که همه کشورها در پی آنند تا در این عصر جدید سهم بیشتری برای خود اختصاص دهند.
وظیفه ما، به ویژه در آستانه ماه مبارک رمضان، این است که اولاً خودمان این وضعیت را بشناسیم و ثانیاً با مردم صحبت کنیم. یکی از نکات اصلی و رمزهای عبور از این پیچ تاریخی، داشتن آگاهی کافی از اتفاقات و حوادث پیشرو است. این آگاهی بسیار مهم است تا هم بتوانیم به سلامت عبور کنیم و هم آرامش روحی و روانی داشته باشیم. این روزها همه از آینده و وقایع احتمالی سؤال میکنند.
این جنگ و درگیری که با دشمنان داریم (که در رأس آنها شیطان بزرگ، آمریکا قرار دارد و از قبل از انقلاب اسلامی آغاز شده)، به مرور شکل و رنگ و بوی جدیتری گرفته است. دشمن برای ضربه زدن به ما دو راهبرد اصلی انتخاب کرده است: راهبرد اول، «تهاجم خارجی» (حمله نظامی از بیرون) و راهبرد دوم، «اغتشاشات داخلی» به وسیله عوامل دنبالهروی خود. دلیل این امر این است که آنها مطمئن هستند و بارها تجربه کردهاند که ملت ایران در مقابل بیگانه نمیایستد و هر زمان احساس کند خطری خارجی کشور را تهدید میکند، متحد و یکصدا در مقابل مهاجم میایستد. بنابراین، آمریکاییهای حیلهگر خوب میدانند که نه ناوهای چند ده میلیاردی، نه ناوگان پیشرفته هوایی و نه سلاحهای متعارف و غیرمتعالفشان به تنهایی در مقابل ملت ایران کارگر نخواهد بود. برای رسیدن به اهدافشان باید از درون ما یارگیری کنند. دعوا بر سر ایران است.
علما همیشه به ما میگویند (حالا چون جمع طلبگی است، از مثالهای طلبگی استفاده میکنم) موضوع «اخلاص» یکی از مهمترین و سختترین کارهاست. هرچه عیار اخلاص انسان بالاتر برود، کیفیت کار بالاتر میرود. اخلاص یعنی اینکه اگر میخواهی کاری برای خدا انجام دهی، باید ۱۰۰٪ خدایی باشد. اگر ذرهای برای غیر خدا باشد، خدا آن را نمیپذیرد. شیطان نیز همینگونه است. اگر در کاری کوچکترین اثر و ردپایی از خود بگذارد، کل آن کار را تباه میکند. خدا میگوید: «یا همه وجودت مال من باشد یا هیچچیزت را نمیخواهم.»
آمریکاییها نیز چنین اند. آنها به کم قانع نیستند. در تاریخ گذشته ما، بخشهایی از کشور به بیگانگان داده شد، اما آیا آنها راضی شدند؟ آخرین مورد، بحرین بود که در زمان پهلوی دوم از کشور جدا شد. امروز آمریکا همه ایران را میخواهد. فکر نکنید اگر فقط بخش هستهای یا موشکی را بدهید کافی است. آنها کل ایران را میخواهند. لذا به این نتیجه رسیدهاند که برای بلعیدن این کشور، قدرت نظامی به تنهایی کافی نیست و باید بخشی از جامعه را نیز با خود همراه کنند. اغتشاشات و اعتراضات و صداهایی که در طول این سالها (از سال ۸۸ گرفته تا قبل و بعد از آن) شکل گرفته، در واقع در همین راستا تفسیر میشود.
اما این جمله را خوب گوش دهید، چرا که بعداً در صحبت با مخاطبین و مردم میتوانید از آن استفاده کنید: بحث سر این است که اولویت با کدام یک از این دو راهبرد است؟ آیا اولویت با حمله نظامی از بیرون است یا با اعتراضات و اغتشاشات داخلی؟ دشمن به هر دو نیاز دارد. در گذشته، تا قبل از جنگ ۱۲ روزه، جمعبندی دشمنان این بود که ابتدا با نفوذ در بین بخشی از مردم، عدهای را همراه کنند و آنها را به خیابان بکشند، سپس در رسانههای خود این موضوع را بزرگنمایی کنند و بعداً به کمک این معترضین، اقدامات بعدی را انجام دهند. این را در سال ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ تجربه کردند. اما پس از آن، برخی اندیشکدههای آمریکایی بررسی کردند و اعلام کردند که پایههای نظام جمهوری اسلامی قویتر از آن است که این اعتراضات داخلی بتواند آن را به زانو درآورد. جالب اینجاست که تا قبل از جنگ ۱۲ روزه، نتیجه مطالعات همین اندیشکدهها این بود که «هیچ نشانهای از فروپاشی نظام در ایران نمیبینیم.» لذا ناگهان میبینیم که همانهایی که تا دیروز دنبال ایجاد تفرقه و کشاندن مردم به خیابان بودند، به سمت راهاندازی جنگ ۱۲ روزه رفتند. چرا؟ چون به این نتیجه رسیدند که معترضین داخلی آنقدر قدرت ندارند که کار نظام را یکسره کنند. راهبرد قبلی آنها این بود که ابتدا شهر یا منطقهای را توسط معترضین اشغال کنند، سپس از آنها حمایت نظامی کنند و برای تصرف بخشهای دیگر کشور ادامه دهند. اما مطمئن شدند که این ناراضیان داخلی قدرت کافی را ندارند. لذا مجبور شدند راهبردشان را تغییر دهند. تغییر این بود: اول ما حمله میکنیم، بعد مردم به خیابان میآیند. در جنگ ۱۲ روزه آمدند تا کار را یکسره کنند.
گاهی در برخی کشورها یا سازمانها، با زده شدن یک نفر، آن سازمان کاملاً فرو میریزد. اما در کشور ما، زمانی که فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ما شهید شدند و بخشهای مختلفی مورد تهاجم قرار گرفت، دشمن انتظار داشت از همان روز اول اغتشاشات در خیابانها شکل بگیرد. اما خبری نبود. مردم نه تنها نیامدند، بلکه متحد و منسجم شدند. جالب است که برخی از عوامل هدایتگر دشمن، در تماسهای تلفنی با عوامل میدانی خود، حتی به آنها فحش میدادند و میگفتند: «پس کجایید؟ چرا نمیروید؟ ما هر کاری میکنیم کسی نیست!»
پس دشمن هم اعتراضات داخلی را تجربه کرده و به نتیجه نرسیده، و هم تهاجم نظامی را تجربه کرده و به نتیجه نرسیده است. اکنون به این نتیجه رسیده که هر دو را باید به صورت ترکیبی و همزمان دنبال کند. البته این دو راهبرد اصلی آمریکاست، اما در کنار آن، سایر اقدامات نیز به شدت در حال انجام است. یعنی یک جنگ تمامعیار در جریان است: در عرصه سیاسی، بیشترین فشارها را بر جمهوری اسلامی وارد میکنند؛ در عرصه حقوقی (جالب است شعبدهبازی غربیها را ببینید): آمریکایی که هنوز غبار جنایات جنگ ۱۲ روزه ننشسته، در موضوع اغتشاشات بلافاصله شورای حقوق بشر سازمان ملل را به خط میکند و فریاد حقوق بشر سر میدهد. آنها که بدترین تحریمهای فلجکننده را علیه این ملت اعمال کردهاند، چگونه مدعی حقوق بشر هستند؟ معلوم است که دنبال سوءاستفاده و بهرهبرداری هستند.
در عرصه رسانهای (که کارستان اصلی آنهاست) سازماندهی عده محدودی از افراد که سابقاً ایرانی بودند، اما هویت ایرانی خود را زیر پا گذاشته و با دشمن همدست شدهاند، در ماهوارهها و رسانههایی مانند «اینترنشنال» شاهدیم که هر شب اظهار خوشحالی میکنند اگر آمریکا بخواهد به ایران حمله کند. چه انسانهایی میتوانند تا این حد سقوط اخلاقی کنند که با دشمن خود همدست شوند؟ البته آمریکا نباید دل به این خودباختهها ببندد. کسی که به ملت و کشور خود وفادار نباشد، به دیگران نیز وفا نخواهد کرد. به همین خودفریفتهها نیز باید گفت: آدم تا زمانی که در خانه خود است عزت دارد، حتی اگر نان خشک هم بخورد. اما اگر از مملکت خود بیرون برود، در خارج تاریخ مصرف دارد. آمریکاییها و صهیونیستها تا زمانی از شما استفاده میکنند که برایشان فایده داشته باشید. وقتی تاریخ مصرفتان تمام شود، شما را مانند دستمالی کثیف دور میاندازند. در عرصه رسانهای، تلاش آنها این است که هر شب به نام دفاع از ایران و برای دلسوزی، مردم را تحریک کنند. اما سنگ محک ایراندوستی، «عملکرد» است. همه میگویند ایران را دوست دارند، اما سؤال اینجاست: شما برای سربلندی ایران چه کردهاید؟ وقتی با دشمنان ایران همدست شدهاید، چگونه مدعی ایراندوستی هستید؟ در مقابل، امثال شهید حاجی زاده و بچههای هوافضا جان خود را برای سربلندی ایران گذاشتند.
روزی که این بزرگواران دنبال این بودند که ما صاحب فناوری موشکی شویم، شاید بسیاری ضرورت و نیاز به موشک را حس نمیکردند. اما افراد باهوش و آیندهنگر مانند شهید تهرانیمقدم و شهید حاجی زاده به موقع نیاز مملکت را فهمیدند. شهید حاجی زاده میگفت در دوره جنگ، وقتی به خرمشهر رفته بودیم، عراق شهرهای ما را گلولهباران میکرد و ما هیچ وسیلهای برای اقدام متقابل نداشتیم. حتی نمیتوانستیم بصره را بزنیم، چون برد توپخانهمان به آنجا نمیرسید. مجبور بودیم توپخانه را به خط مقدم ببریم تا شاید بتوانیم جوابی بدهیم. در چنین شرایطی، شهید تهرانیمقدم گفت ما باید کاری کنیم. آن زمان برد توپخانه ما ۲۳-۲۵ کیلومتر بود. با تلاشهای تحقیقاتی، موفق شدند آن را ۵ کیلومتر افزایش دهند و به ۲۸-۳۰ کیلومتر برسانند. وقتی اولین شلیک موفقیتآمیز انجام شد، شهید تهرانیمقدم از خوشحالی سوار موتور شد و رفت تا به فرماندهان خبر دهد. امروز از آن ۵ کیلومتر به ۲۰۰۰ کیلومتر رسیدهایم. این عدد محدودیتی ندارد و بسته به نیاز، میتواند بیشتر هم باشد. این پیشرفت آسان به دست نیامده است. زحمات شبانهروزی، تستهای ناموفق، ناامیدی بعضیها، خرابکاریهای صنعتی، مشکلات مالی و… اما این بچهها کوتاه نیامدند. گفتند باید پای عزت ایران بایستیم و ایران باید به جایی برسد که برای دشمن غیرقابل تعرض شود.
این بازدارندگی یک دیوار است. هرچه این دیوار را بالاتر ببریم، دشمن سعی میکند از آن بپرد. بنابراین، این دیوار بازدارندگی توقفناپذیر است و نسلهای بعدی نیز باید این مسیر قدرتآفرینی را ادامه دهند. روزی که شهید تهرانیمقدم به شهادت رسید، برخی نگران بودند که چه بر سر برنامه موشکی ایران میآید. اما روند حوادث نشان داد که این مسیر نورانی قائم به اشخاص نیست. ما از یک سازمان قوی و محکم برخورداریم که با رفتن افراد خللی در آن رخ نمیدهد. شهادت شهید تهرانیمقدم این را نشان داد. با آمدن شهید حاجی زاده به عنوان فرمانده، نه تنها سرعت کار کند نشد، بلکه به شکل اعجابآوری شتاب گرفت و ما را به یک قدرت برتر موشکی در دنیا تبدیل کرد. دشمنان ما باید این را خوب بفهمند. در جنگ ۱۲ روزه نیز برداشت دشمن این بود که اگر فرماندهان ما را بزنند، نیروهای مسلح دچار بیعملی میشوند. اما همزمان با شهادت شهید حاجی زاده و تعدادی از عزیزانمان، در بخشهای دیگر فرماندهان ما پای کار بودند و به فاصله کوتاهی، اقدامات مقابلهای آغاز شد. قدرت موشکی ما آنقدر اطمینانبخش و ضرباتش آنقدر مهلک بود که صهیونیستها نتوانستند آن را کتمان کنند.
رژیم صهیونیستی که استاد رسانه و تحریف است، حتی اخبار جنگ را به رسانههای خود نیز به درستی نمیداد. چرا؟ چون میدانست اگر مردمش از شدت ضربات آگاه شوند، ممکن است فرار کنند. تفاوت ملت ما با آنها این است که ملت ما شجاع است و نمیترسد. اما آنها برای رفاه به آن سرزمین آمدهاند، نه برای جنگ و کشتار. اگر چند موشک به شهرهایشان بخورد، ممکن است متفرق شوند. اکنون که بیش از ۹ ماه از جنگ گذشته، هنوز اجازه نمیدهند رسانهها محلهای اصابت موشکهای ایران را نشان دهند، چون میدانند اگر دیده شود، آبرویشان میرود. ضربات آنقدر دردناک و مهلک بود که مجبور شدند پیشنهاد آتشبس دهند.
تفاوت ما در این جنگ این بود: اسرائیل زمانی که میخواست جنگ را شروع کند، همه متحدانش (آمریکا، ناتو، همپیمانان منطقهای) را به کمک طلبید و انواع سامانهها و سلاحهای مدرن را آورد. اما پیام جنگ ۱۲ روزه، شجاعت، اقتدار و توانمندی رزمندگان نیروی هوافضا بود. اسرائیل با همه تجهیزاتش کتک خورد. در مقابل، ما جنگ را با سلاحهای تمام ایرانی (در عرصه پدافند، پهپاد، موشک، رادار و اطلاعات) اداره کردیم. با رزمندگان ایرانی در مقابل آمریکا و اسرائیل ایستادیم. این همان ضربالمثل ایرانی است: «چشمهای که از خودش آب نداشته باشد، روزی خشک میشود.» اسرائیل مانند چنین چشمهای است. آنها آمدند تا با بهکارگیری ماهوارهها، پهپادها و سیستمهای جاسوسی، اجازه ندهند حتی یک موشک از زمین بلند شود، اما موشکهای ما یکی پس از دیگری شلیک شد و به اهداف تعیینشده رسید.
حرف من این است: همه کسانی که امروز دم از ایران میزنند، باید بگویند برای ایران چه کردهاند؟ این کارنامه روشن نیروهای مسلح ماست. ما برای دفاع و سربلندی ایران فداکاری کردهایم و نباید لحظهای درنگ کنیم. برخی از رشادتهای بچههای ما در جنگ ۱۲ روزه واقعاً باعث غرور است. حتی وقتی موشکی دچار نقص فنی میشود و بالای سر میچرخد و هر لحظه ممکن است بیفتد، نفرات لانچر موشک تا لحظه بلند شدن موشک، آن را رها نمیکنند. این جز غیرت دینی و ایمانی نیست. ما بچههایی داریم که دو برادرشان شهید شدهاند. یکی از شهدا در وصیتنامهاش نوشته بود: «من یک دستگاه ماشین کوییک ثبتنام کردهام که هنوز تحویل نگرفتهام. وقتی آمد، آن را به سازمان جوار نیروی هوافضا بدهید.» جالب اینجاست که چند ماه بعد از شهادتش، نوبت ماشین رسید. پدر و مادر کشاورزش اصرار کردند که وصیت پسرشان عمل شود. فرمانده نیرو گفت ما میپذیریم، اما میخواهیم آن را به شما هدیه دهیم. اما آنها گفتند: «ما باید وصیت بچهمان را عمل کنیم.»
در این ایام، مردم نذر موشک کردند، جلوی پادگانهای نیروی هوافضا آمدند، کمکهای نقدی و غیرنقدی کردند. حتی مردم کشورهای منطقه که شاید وضع مالی خوبی نداشتند، کمک کردند. شهید تهرانیمقدم همیشه میگفت: «هدف ما از این کارها این است که مشت آقا را پر کنیم.» همیشه قبل از رزمایشها و تستها، جلسه توسل به حضرت زهرا (س) و زیارت عاشورا میگرفتند. وقتی کار موفقیتآمیز انجام میشد، در همان بیابان به خاک میافتادند و سجده میکردند. این شده روایت کارشان. ایشان میگفت: «ای کاش اینها را آماده کنیم برای زمانی که امام زمان (عج) بیاید.»
دو نکته وجود دارد که باید خودمان درک کنیم و سپس به مردم منتقل کنیم: دشمن اکنون همزمان هم اغتشاشات، هم جنگ و هم مذاکره را دنبال میکند. چرا؟ چون همه راههای قبلیاش به بنبست خورده و دارد آخرین تلاشهایش را میکند. این تقابل حق و باطل تا زمان ظهور امام زمان (عج) ادامه خواهد داشت. آنجا نیز باطل از بین نمیرود، بلکه تضعیف میشود. نکته مهم این است که ما باید مراقب باشیم در این جریان حق و بر این کشتی نجات سوار باشیم.
دشمنان خوب فهمیدهاند که یکی از ارکان قدرت ما، «رهبری» است. اگر ما ایستادهایم و در مقابل دشمن میایستیم، به خاطر داشتن رهبری حکیم، هوشیار و شجاع است. در جنگ ۱۲ روزه نیز پس از شهادت فرماندهان، بلافاصله مقام معظم رهبری مستقیم با مردم صحبت کردند، هم به آنها آرامش دادند و هم به عنوان فرماندهی کل قوا، جنگ را هدایت کردند تا دشمن را به ستوه آوردند. اقتدار ما مرهون این رهبری است. امروز دشمن حتی در حوزه موشکی نیز دم از مذاکره میزند، چرا؟ چون از موشک سیلی خورده است. بدانید که الحمدلله ما نسبت به قبل از جنگ ۱۲ روزه، قویتر و آمادهتر شدهایم، چون دشمن را بهتر شناختهایم.
کسانی که دور ما میچرخند و رجز میخوانند، اما جلو نمیآیند، از واکنش و عواقب میترسند. حضور قوی و مستحکم مردم، به ویژه در آستانه ۲۲ بهمن، پیامی روشن به دشمن است که نمیتواند با تفرقه و فریب بین صفوف ملت ما فاصله بیندازد.
اقدامات خوبی در حوزه پدافند غیرعامل انجام شده که خدا را شکر مصونیت خوبی به ما بخشیده است. حتی در دوره جنگ که دشمن فشار زیادی آورد، نتوانست خط تولید موشک ما را متوقف کند. تفاوت ما با اسرائیل این است که همه سلاحهایمان خودی است، اما سلاحهای آنها از بیرون میآید. برای تخریب برخی مجموعههای ما، سلاحهایی که در اختیار اسرائیل است قدرت کافی را ندارد. آن سلاحها فقط دست خود آمریکاست و حاضر نیست به راحتی در اختیار اسرائیل قرار دهد. سیاست جمهوری اسلامی این است که در این حوزه خیلی توضیح نمیدهد. اگر دشمنی کرده، پاسخش را داده و تمام شده است.
امیدواریم به دست پرتوان مردم و در زمان زعامت مقام معظم رهبری، بتوانیم دل مستضعفان دنیا را شاد کنیم و شر این دشمنان را کم کنیم.
در مورد مذاکره: دشمن همزمان با مذاکره، اقدامات تحریکآمیز نیز انجام میدهد (مثلاً تحریم کشتیهای ایرانی، بازدید از ناوها در منطقه، خوش و بش با فرماندهی که پهپاد ما را زده است). این اقدامات عملیات روانی و رسانهای برای ارعاب است. ما نیز باید در کنار مذاکره، اقدامات چندلایه و متراکمی داشته باشیم تا اثرگذاری داشته باشیم. جنس ما با جنس آنها فرق میکند. ما هیچوقت دنبال کشتن و خونریزی نبودهایم، مگر اینکه کسی به ما تعرض کند. ما اهل اخلاق، قانون و مراعات حقوق انسانها هستیم.




















