داستان راستان بوستان!
اولین نشست صمیمی مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزههای علمیه با رسانههای حوزوی
تبارشناسی سکولاریسم در حوزههای علمیه
امپراطوری معاونت آموزش بر حوزه/ چرا تغییر سخت است و چگونه باید پیش برویم؟
تنظیمات دروس حوزه طوریست که هیچ احتیاجی به قرآن ندارند! + واکنش ها
زیر و بم اشتغال طلاب و چند نکته باریکتر از مو
چرا ما پزشک اطفال داریم اما آخوند اطفال نداریم؟/ منبر را به هرکسی ندهید
لزوم ارائه مدل اجرایی دقیق جهت ورود هیأت های مذهبی به اقتصاد
اولین دیدار همسر با لباس روحانیت یا مزاحمت یک آخوند برای یک زن متأهل؟!
حکمت متعالیه در خدمت انقلاب
تبارشناسی تربیت چهرههای انقلابی در گفتمان حوزههای علمیه
از مدرسهی عرفان تا کوچههای انقلاب/ زنانی که تاریخ را در حاشیهی تاریخ نوشتند
حمله طلبه ها به حوزه علمیه دروغ است/ دعوا بر سر مسجد نیست و اداره آن در اختیار اشرفی اصفهانی است
جامعه الزهرا تصمیم بگیرد: تبلیغ اولویت اول است یا دوم؟!
اوضاع رسانههای اجتماعی چندان خوب نیست و همهچیز دربارۀ شیوۀ فعالیت آنها ناگهان مورد بحث و تردید قرار گرفته است. منتقدان مدام از این میگویند که رسانههای اجتماعی حریم خصوصی کاربران را نقض میکنند و اطلاعاتشان را به شرکتهای دیگر میفروشند. یا اینکه با ترفندهای الگوریتمی اخبار را دستکاری میکنند و بین مردم تفرقه میاندازند و دموکراسی را تضعیف میکنند. اگر این رفتارهای رسانههای اجتماعی نادرست هستند پس آنها باید چه کنند؟ چه خبرهایی را باید منتشر کنند؟ الگوی کسبوکارشان باید چگونه باشد؟ اصلاً نقش اجتماعیشان باید چه باشد؟ پاسخ این پرسشها را باید در مفهوم «حوزۀ عمومیِ» یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، یافت؛ آنجا که میگوید تاریخ حوزۀ عمومیِ جهان غرب ریشه در یک سنت خاص دارد: کافههای قدیم اروپا.