داستان راستان بوستان!
اولین نشست صمیمی مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزههای علمیه با رسانههای حوزوی
تبارشناسی سکولاریسم در حوزههای علمیه
امپراطوری معاونت آموزش بر حوزه/ چرا تغییر سخت است و چگونه باید پیش برویم؟
تنظیمات دروس حوزه طوریست که هیچ احتیاجی به قرآن ندارند! + واکنش ها
زیر و بم اشتغال طلاب و چند نکته باریکتر از مو
چرا ما پزشک اطفال داریم اما آخوند اطفال نداریم؟/ منبر را به هرکسی ندهید
لزوم ارائه مدل اجرایی دقیق جهت ورود هیأت های مذهبی به اقتصاد
اولین دیدار همسر با لباس روحانیت یا مزاحمت یک آخوند برای یک زن متأهل؟!
حکمت متعالیه در خدمت انقلاب
تبارشناسی تربیت چهرههای انقلابی در گفتمان حوزههای علمیه
از مدرسهی عرفان تا کوچههای انقلاب/ زنانی که تاریخ را در حاشیهی تاریخ نوشتند
حمله طلبه ها به حوزه علمیه دروغ است/ دعوا بر سر مسجد نیست و اداره آن در اختیار اشرفی اصفهانی است
جامعه الزهرا تصمیم بگیرد: تبلیغ اولویت اول است یا دوم؟!
جدای از اصل تقابل ، این اصل احتمالا بیشترین ابزار استفاده شده در رسانه اجتماعی است . زمانی که وبلاگ نویس ها یک کلاس یا یک مجموعه داخلی از عضویت و یا خدمات ثبت نامی راه اندازی می کند ، هرگز برای طیف نامحدودی از مخاطبان نبوده است یا اینکه به صورت همیشگی خدمات را نامحدود به مخاطبان بدهد. وبلاگ نویسان هوشمند با محدود کردن صندلی های موجود ، مدت زمان خرید ، موارد نایاب موجود را ایجاد یا کاملاً تبدیل به یک اهرم فشار می کنند.
در رسانه اجتماعی ، قدرت به نسبت تیتر ها و ظواهر بیشتر در تله های مجازی موجود است .در گزارش ( افسانه ای ) وی ، نقش های قدرت ،برایان کلارک در مورد اینکه چگونه تخصص درک شده غالباً با تخصص واقعی متفاوت است صحبت می کند.این بدین معنی است که فردی که به عنوان بلاگر درمورد و ارائه دهنده تفسیر هوشمند بر روی موضوعی شناخته شده است ، بیشتر به عنوان متخصص قلمداد می شود ( و علاوه بر ان نفوذ به عنوان یک قدرت عمل می کند ) تا یک نابغه که در زمینه ی بلاگ و ارسال پست ناشناخته است
افراد برای بدست آوردن منفعت های مشترک به شرکت ها و هولدینگ ها می پیوندند که به همین دلیل توسط این تلاش ها دچار توقف شده است ،در حالی که در همان لحظه همگرایی را برای تلاش هایی مشترک که به اتصال افراد بهم ختم می شود از بین می برد .
زمانی که ما یک انتخاب یا یک موضع را اتخاذ کرده ایم ، برای اینکه بتوانیم با تعهد و با ثبات رفتار کنیم ،تحت یک فشار شخصی و بین فردی قرار خواهیم گرفت.پروفسور سیالدینی بیان کرده است که آن فشارها به این منجر می شود که ما راه هایی را که برای اثبات تصمیم قبلی ما اخذ شده ، برای پاسخ گو بودن به کار خواهیم گرفت.
روشی که ما برای تعیین رفتار صحیح استفاده می کنیم این است که دریابیم که دیگران چه فکری را صحیح می دانند.ما رفتاری را در شرایط معین ،صحیح قلمداد میکنیم، که ببینیم بقیه افراد نیز آنرا انجام می دهند .
اگر شما بر روی آغاز روابط متقابل با فراهم کردن ارزش های غیر مرتبط متصل به مخاطب شما (آنان که در رسانه های اجتماعی هستند) متمرکز شوید ، به صورت نامحدودی از نفوذ استفاده کرده اید. نه به خاطر اینکه هدایای اقتصادی و فیزیکی در بازاریابی امروز به مد و روال تبدیل شده اند ، بلکه به خاطر این که اغلب روابط متقابل به ما نشان می دهد که چگونه به عنوان یک فرد اجتماعی به هم متصل شویم.