به گزارش صدای حوزه، حجت الاسلام سید محمدحسین دعائی با انتشار یادداشتی با عنوان صرفا از باب «النصیحه لأئمه المسلمین» به درد دلی صمیمانه با آیت الله علم الهدی پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:
با امسال، حداقل چهارسال است که امامجمعۀ محترم مشهد مقدس و نمایندۀ معزّز ولیفقیه در استان خراسان رضوی، آیه الله علمالهدی، بهطور متناوب و یکسان، در خطبۀ دوم نماز عید فطر، به مسئلۀ «حجاب» پرداخته و بر این مطلب تأکید میکنند که:
- بدحجابی و بیحجابی، مصداقِ «تجاهر به فسق» بوده و معنایی جز «دشمنی با شرف پیامبر اسلام» و «دهنکجی به خدا و اولیاء خدا» ندارد.
- همچنین تداوم این گناه در جامعه و بیتفاوتی مردم نسبت به آن، موجبِ «نزول عذاب الهی»، «پیدایش نحوست در جامعه» و «تشدید مشکلات اقتصادی» خواهد شد.
- بنابراین همۀ مردم باید به فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر عمل کرده و با گناه بدحجابی و بیحجابی مقابله کنند.
(نگاه کنید به: خطبۀ سال ۱۴۰۱، خطبۀ سال ۱۴۰۲، خطبۀ سال ۱۴۰۳ و خطبۀ سال ۱۴۰۴)
در اینکه «حجاب» یکی از مسئلههای مهم چندسال اخیر جمهوری اسلامی است و باید به آن پرداخت، شکی نیست؛ اما:
۱ـ حتما در فضای جامعۀ امروز، مسئلههای اولویتدار دیگری هم وجود دارند که پرداختن به آنها نیز لازم است؛ مسئلههایی مثل: چالش جبهۀ مقاومت با استکبار جهانی، تنشهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، نابسامانیهای معیشتی، بیعملیها و بدعملیها مزمن در عرصۀ حکمرانی و … . بر همین اساس، تمرکز بر مسئلۀ حجاب و تخصیص اکثر قریب به اتفاق محتوای یک خطبه به این مسئله، کنش واقعبینانه و هوشمندانهای به نظر نمیرسد.
۲ـ پرداختن به یک مسئله، با مضمون و ادبیات یکسان، در چهارسال متوالی، جدای از آنکه به دلزدگی مخاطب عام و حساسیتزدایی از آن مسئله منجر میشود، میتواند حاکی از بیتوجهی به اقتضائات زمان و متغیرهای نوبهنو در معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور نیز باشد. به بیان دیگر، قطعا نمیتوان در سال ۱۴۰۴، برای تبیین ضرورت حجاب و اهمیت مقابله با بیحجابی، از همان صورت و مادۀ استفادهشده در سال ۱۴۰۱، بدون حتی اندکی تلاش برای بازآفرینی و بروزرسانی، استفاده کرد.
۳ـ آیا هنوز به این نتیجه نرسیدهایم که مسئلۀ حجاب را نمیشود با رویکرد انتزاعی، سلبی و تفسیقی حل کرد؟ چرا لااقل در کنار تکیه و تأکید بر دوگانههایی مثل: دیندار/بیدین، مؤمن/فاسق، دهنکجی/بندگی، نحوست/برکت و عذاب/ثواب، از منافع ملموس و منطق عقلانی حجاب سخن نمیگوییم؟ چرا بهجای تلاش برای گسترش دایرۀ دینداری و زمینهسازی برای افزایش تعداد دینداران، طوری سخن میگوییم و موضع میگیریم که بازتاب آن به کاهش محبوبیت یا مقبولیت دین و آموزههای دینی بینجامد؟ چرا بخش قابلتوجهی از جوانان این مملکت را بدون هرگونه قید یا تبصرهای در صف دشمنان خدا و اولیاء خدا جانمایی میکنیم؟ چرا با دست خودمان قشر خاکستری جامعه را به سمت سپاه سیاهی هُل داده و اینقدر بیمحابا از آنها تبری میجوییم؟ چرا بهجای یارکشیهای هوشمندانه، مسیر دشمنتراشیهای ناشیانه را هموار میکنیم؟ چرا اصرار داریم که همۀ بدحجابیها یا حتی بیحجابیها را بهعنوان نتیجۀ بیدینی و هرزگی معرفی کنیم؟ چرا قصورها، غفلتها، بیخبریها، جهالتها، جوانیها و جوزدگیها را با تقصیرها، تعمدها، مزدوریها، تهتکها و دشمنیها یککاسه میکنیم؟ چرا دقت نمیکنیم حتی اگر کسانی هم باشند که بهدنبال دشمنی با شرف رسول خدا هستند، نباید اینقدر راحت، صریح و پُرتکرار، آن را به رو آورد و به عادیسازیاش کمک کرد؟ چرا به جای آموزش غیرمستقیم روش مقابله با چالش تحمیلی حجاب به مخاطبان متدین و انقلابی خود، طوری حرف میزنیم که زمینۀ لازم برای تشدید دوقطبیهای واقعی و تعمیق شکافهای فرهنگی فراهم شود؟ و دهها چرای دیگر.
۴ـ باید به این نکته توجه داشت که مشکل امروز جامعۀ ایران، خصوصا قشر متدین و انقلابی، بیتفاوتی نسبت به معضل بدحجابی و کشف حجاب نیست که آنوقت لازم باشد در مقام ارائۀ راهحل، دائم از ضرورت امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته و مخاطب را از عواقب بیتفاوتی بترسانیم. بلکه مشکل، حیرت ناشی از ابهامهای اجتماعی و فراز و فرودهای حاکمیتی است. به بیان دیگر، خیلیها از ضرورت کنشگریهای اصلاحگرانه آگاهند، انگیزه و دغدغۀ کافی هم دارند، اما نمیدانند در شرائط موجود که نسبت به ابعاد مختلف مسئلۀ پیچیدهای مثل حجاب، تقریبا هیچ نقطۀ اشتراک یا امر مورد توافقی بین مسئولان و نخبگان وجود ندارد، دقیقا وظیفهشان چیست؛ و این مشکل، راهحل دیگری میطلبد.
۵ـ با توجه به نکات فوق، آنچه از یک امامجمعۀ تراز انقلاب اسلامی انتظار میرود سه چیز است:
- بازکردن گرههای ذهنی و افقگشایی معرفتی، در مقام یک معلم خبیر و مبلغ زبده
- دستگیری و دلبری از همۀ جوانان شهر، در مقام یک پدر دلسوز و مهربان
- میدانداری اجتماعی و مماسشدن با نیازهای عینی جامعه، در مقام یک کنشگر هوشمند
باید با عبور از کلیگویی و گفتاردرمانی، علاوه بر نماز جمعه، نیروهای اجتماعی را بهشکل میدانی امامت کرد. بهعنوان یک پیشنهاد مشخص، امامجمعه میتواند ـ بلکه باید ـ «پیشران مطالبهگریهای مردمی» و «میزبان آزاداندیشیهای نخبگانی» باشد و با الگوسازی در این دو عرصۀ مهم، جلوی افراطها و تفریطهایی که به بلای جان جبهۀ فکری و فرهنگی انقلاب تبدیل شده را بگیرد.
در پایان باید تأکید کنم که همۀ آنچه عرض شد، یعنی:
- ضرورت اولویتسنجی و جامعنگری
- ضرورت زمانشناسی و نوآوری
- ضرورت جذب حداکثری و دفع حداقلی
- ضرورت واقعبینی و موضوعشناسی
- ضرورت بنبستشکنی و کاربردمحوری
به بیانات صریح و پُرتکرار رهبر حکیم انقلاب مستند است و به همین خاطر اطمینان دارم که از سوی شخصیت فرهیخته و دغدغهمندی مثل آیه الله علمالهدی، تلقی به قبول شده و مورد توجه قرار خواهد گرفت، انشاءالله.