به گزارش صدای حوزه، سیدمحمد خاتمی بعد از سکوتی طولانی بالاخره در رابطه با خشونت عوامل صهیونی آمریکایی پیام داد؛
ورود خشونت عریان، صحنه پذیرفتن رسمی حقّ اعتراض ملت را به سرعت عوض کرد / اظهارات صریح مقامات اسرائیلی و حمایت آشکار آمریکا، تردیدی در شکلگیری یک توطئه بزرگ برنامهریزی شده علیه یکپارچگی ایران به جا نمیگذارد!
در جریان حوادث اخیر ورود خشونت عریان، صحنه ای را که می بایست و می توانست آغاز مبارکی برای پذیرفتن رسمی حقّ اعتراض ملت و احترام به شهروندان و حرمت نهادن به نقد حکومت و گسترش گفت و گو برای بهبود امور کشور باشد، به سرعت عوض کرد.
دور از انصاف است اگر رفتار مدنی دور از خشونت دولت جناب پزشکیان با مردم را در روزهای نخستین اعتراض های مردمی نادیده بگیریم؛ اما متأسفانه در رخدادهای پس از آن خشونت و تخریب نقاط مختلفی از میهن را فرا گرفت.
اینک در میان جانهای عزیز از دست رفته و انبوه عظیم شهروندان معترض و مستأصل، شاهد بروز فجیع ترین و خشن ترین صحنه های انسان کشی، سوزاندن و قتل فجیع انسان ها، خصومت آفرینی و آتش زدن و ویران کردن مکانهای مذهبی و عمومی و امکانات ملی و مردمی شده ایم. این همه، حکایت از حرکتی سازمان یافته و حضور گروههای آموزش دیده و مجهز برای بهره گیری سوء از اعتراض به حق مردم و نگرانی ها و نارضایتی های انباشته شده قشرهای مختلف مردم- به ویژه جوانان عزیز، به نفع مقاصد سیاسی خاص- دارد. و شگفتا که دستگاههای امنیتی به رغم اعمال حساسیت های فراوان در همه سطوح سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، چگونه از ورود امکانات نظامی، ارتباطی و نیز افراد و جریانهای مخرب غافل ماندند!
باری جریان سازمان یافته این حوادث، گرچه سربازان خود را عمدتاً از میان فرزندان این مرزوبوم گرفته است، ولی با وجود اظهارات صریح مقامات اسرائیلی و حمایت آشکار آمریکا و تهدید به دخالت مستقیم در وضع امروز و آینده کشور، تردیدی در شکل گیری یک توطئه بزرگ برنامه ریزی شده علیه همبستگی ملی و یکپارچگی ایران به جا نمی گذارد.
آنچه مایه تأسف فراوان است، عدم درس آموزی از حوادث گذشته و فهم خواسته ها و نارضایتی های مردم و از دست دادن فرصت های اصلاح و تغییر از سوی حاکمیت است. اکنون فرصت ها کوتاه تر، و بی پاسخ گذاشتن مطالبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و انواع نارضایتی ها خطرناک تر است. اشتباه نشود که نه گفتن مردم به بیگانه و دلبستگی آنان به استقلال و تمامیت ارضی به معنی رضایتشان از وضع موجود و رویکردهای غالب نیست و اکثریت مردم از وضعیت امروز ناراضی و از آینده کشور نگران اند.
می توان به دولت دکتر پزشکیان نقد داشت که چرا نسبت به وعده های اندکی که داده اند و مورد استقبال مردم قرار گرفته است پافشاری ندارد و چرا با وجود تفاهم موجود، دیگر مسئولان را قانع به پاسخگویی به مردم و لااقل حمایت عملی از تحقق وعده ها نمی کند. یا اینکه آیا دستگاه مدیریت اجرایی برای برنامه ریزی و انجام مأموریت های خطیر توانا هست یا خیر؟! ولی همه باید بدانیم و می دانیم که علاوه بر تحریم و فشارهای بیرونی آنچه وضع کنونی کشور را بد کرده است، بسیاری از سیاست ها و رویکردهای جاری و اشکالات نهادی و ساختاری است که وجود دارد و نارضایتی ها و اعتراض ها را مزمن و فزاینده کرده است.























