به گزارش صدای حوزه، حجت الاسلام و المسلمین محسن قنبریان در آستانۀ ایّام تبلیغی، و ناظر به شرایط کنونی؛ یک راهبردِ تبلیغیِ منسجم، با محتوای سیاستی و ایدهای عملیاتی را ارائه داده اند که میتواند روحانیت، خطبا و مبلّغین را به صدای مردم تبدیل کرده و انرژیِ انباشتهشدهٔ آنان را برای تحقّقِ عدالت و پیشرفت جهتدهی کند.
۱. راهبرد: وحدتبخشی به دوگانهٔ «دشمن خارجی» و «معیشت داخلی»
الف) تشخیص صحنه: خطر دوقطبیسازی
فضای کنونیِ جامعه با دوگانهای مواجه است که در صورتِ عدمِ مدیریت صحیح، به شکستِ انسجام ملّی میانجامد. شرایطِ بیرونی همچنان تهدیدآمیز است و امکانِ احیای فتنهها به أشکالِ گوناگون وجود دارد. در داخل نیز، مردم با اعتراضات و مطالباتی مواجه هستند که پس از اغتشاشاتِ اخیر، همچنان پابرجا است. این وضعیت دوروایتِ غالب را شکل داده است:
- روایت رسمی: این روایت، با استناد به اسنادِ متقن، بر تهدیدات و توطئههای «دشمن خارجی» تمرکز دارد. در این نگاه، مشکلاتِ داخلی و معیشتیِ مردم، مسئلهای درجۀ دوّم و ذیلِ تهدیدِ اصلی تعریف میشود.
- روایت میدانی (کف جامعه): این روایت که در رسانههای خُرد بازنشر مییابد، بر مشکلات و نیازهای عینی و روزمرهٔ مردم (مانند گرانی) تمرکز دارد. در این نگاه، تهدیدِ دشمنِ خارجی انکار نمیشود، اما اولویتِ اصلی نیست و در برابرِ مسائلِ معیشتی رنگ میبازد.
پرداختن به یکی از این دوروایت و غفلت از دیگری، ناخواسته به شکلگیریِ دوقطبیهای خطرناکی همچون «حکومت-مردم» یا «مقاومت-معیشت» منجر میشود که هردو نادرست و آسیبزا هستند.
ب) ایدهٔ راهبردی: وحدت در گفتمانِ دشمنی با «آمریکا» و «اسلام آمریکایی»
یک راهبردِ مؤثّر باید بتواند تمامیِ این ابعاد (تهدیدِ خارجی، نیازِ داخلی، ظرفیتها و نقایص) را در یک گفتمانِ منسجم پوشش دهد، نه آنکه با سنجاقکردنِ موضوعات به یکدیگر، بهشکلی ظاهری به آنها بپردازد. راهبردِ پیشنهادی، برگرفته از «مکتب امام خمینی»، گفتمانِ «دشمنی و مقاومت در برابر آمریکا و اسلام آمریکایی» است. این گفتمان یک کلِّ یکپارچه است، نه دومسئلهٔ جداگانه. در این نگاه:
- ریشهٔ مشکلات یکی است: ریشهٔ مشکلاتِ معیشتی و داخلیِ مردم، صرفاً سوءِمدیریت نیست، بلکه همان استکبارِ جهانی و بهطورِ مشخّص، «اسلام آمریکایی» است.
- اسلام آمریکایی چیست؟ این همان «اسلام سرمایهداری»، «اسلام مستکبرین» و «اسلام زالوصفتان» است که در تقابل با اسلامِ پابرهنگان و مستضعفین قرار دارد و مسبّبِ اصلیِ مشکلات اقتصادیِ مردم است.
ج) پاسخ به یک اشکال: حفظ انسجام ملّی
ممکن است این ایراد مطرح شود که در شرایطِ نیازمند به اتّحاد، طرحِ مفهومِ «اسلام آمریکایی» موجبِ تفرقهٔ داخلی میشود، زیرا مصادیقِ آن ممکن است شهروندان یا حتّی مسئولانِ نظام باشند. پاسخ آن است که هدف، برچسبزنی و درگیریِ شخصی نیست. راهبردِ صحیح، تکمیلِ رویکردِ امام (ره) است:
- تمرکز بر دشمنِ اصلی: دشمنی باید صریحاً متوجّهِ شیطانِ بزرگ، یعنی آمریکا و اسرائیل باشد.
- تمرکز بر «مَقال» نه «مَن قال»: در داخل، بهجای درگیری با افراد و اشخاص، باید با «سیاستها»، «روشها» و «تحلیلها»یی مقابله کرد که راه را برای نفوذِ تفکّرِ آمریکایی (سرمایهداری) هموار میکنند. هدف، جلوگیری از مقبولیتیافتنِ این سیاستها در جامعه است.
۲. محتوای سیاستی و مبانیِ نظری برای اقتصادِ مردمپایه
صِرفِ موضعگیری کافی نیست؛ باید بر سرِ سیاستهای مشخص ایستاد و با «تحلیل و تبیین»، راهِ درست را برای مردم روشن ساخت. جهادِ تبیین تنها بهمعنای دفاع از عملکردها نیست، بلکه مهمتر از آن، تبیینِ آرمانها و شاخصهای صحیح است. برای تشخیصِ سیاستهای درست از نادرست، دومقدمهٔ بنیادین باید در نظر گرفته شود.
الف) دومقدّمهٔ بنیادین
۱- ضرورتِ رشدِ اقتصادی (بزرگشدن کیکِ اقتصاد): بدونِ تولیدِ ثروت و رشدِ اقتصادی، نمیتوان فقر را ریشهکن کرد یا برنامههای حمایتی (مانندِ وام ازدواج و اشتغال) را بهطورِ پایدار اجرا نمود. تأمینِ مالیِ این برنامهها از طریقِ چاپِ پول هم به تورّم و فشارِ بیشتر بر همان اقشارِ ضعیف منجر میشود. اقتصادِ ایران در قیاس با رقبای منطقهای کوچک است و این جیبِ خالی، دستِ دولتها را در اجرای سیاستهای صحیح میبندد. این رشد باید «همهجانبه» باشد و از اتکای صِرف به خامفروشی فراتر رود.
۲- اولویتِ عدالت پیش از تولید: به استنادِ اندیشهٔ شهید صدر در کتابِ «اقتصادنا»، اساسِ عدالت، «عدالت قبل از تولید» است، نه صرفاً توزیعِ ثروت پس از تولید (مانندِ یارانه و زکات). عدالتِ حقیقی زمانی محقّق میشود که «فرصتها» و «منابع و ابزارِ تولید» بهطورِ برابر در اختیارِ همگان قرار گیرد.
ب) نظریهٔ ترکیبی: «پیشرفتِ همهجانبه و مردمپایه»
ترکیبِ این دومقدّمه، به نظریهٔ اصیلِ انقلاب اسلامی در اقتصاد میرسد: «پیشرفت همهجانبه و مردمپایه»؛ «همهجانبهبودن» به تولیدِ ثروتِ بیشتر میانجامد و «مردمپایهبودن» عینِ تحقّقِ عدالت است؛ زیرا از ابتدا مردم را در فرآیندِ تولیدِ ثروت و مالکیتِ آن شریک میکند، نه آنکه بعداً بخواهد با ابزارهای توزیعی، عدالت را به آن ضمیمه کند.
ج) الگوی تاریخی: سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم (ص)
پیامبر اسلام (ص) پس از استقرارِ حکومت در مدینه، این الگوی پیشرفتِ همهجانبه و مردمپایه را پیادهسازی کردند که اقتصادِ مدینه را چنان شکوفا کرد که پس از فتحِ خیبر، فقیری در جامعه باقی نماند:
- کشاورزی: با برقراریِ امنیت و اجرای قاعدهٔ «مَن أَحیا أَرضًا مَواتًا فَهِیَ لَهُ» (هرکس زمین بایری را احیا کند، از آنِ اوست)، انرژیهای مردمی را برای آبادانی آزاد کردند.
- منابعِ طبیعی: با الغای «حِمَی و قُرُق» (قرقگاههای اختصاصی)، مراتع و منابعِ طبیعی را در اختیارِ عموم قرار دادند.
- صنعت و معدن: بهرهبرداری از معادن و آموزشِ فنونِ صنعتی (مانند آهنگری توسط اسرا) را ترویج کردند.
د) توصیههای سیاستی
این مبانیِ نظری و تاریخی، راهنمای ما برای اتّخاذِ موضع در قبالِ سیاستهای اقتصادیِ امروز است:
- گسترشِ مالکیتِ عمومی بهجای کارگریِ صِرف: نظامِ اقتصادی که در آن اکثریتِ جامعه تنها فروشندهٔ نیروی کارِ خود هستند و از مالکیتِ ابزارِ تولید و سودِ حاصل از آن بیبهرهاند، به شکافِ طبقاتی دامن میزند. راهحلّ، آنگونه که در اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی و سیاستهای کلّیِ نظام آمده، «گسترشِ مالکیتِ عمومی» از طریقِ الگوهایی مانند «تعاونی» است تا مردم هم مالکِ کارِ خود و هم مالکِ ابزارِ آن باشند.
- مخالفت با آزادسازیِ بیضابطهٔ قیمتها: در بازارهایی که رقابتی نیستند (مانند بنزین و ارز)، آزادسازیِ قیمتها به سودِ اغنیا و به زیانِ تودهٔ مردم است. باید از تجربههای مؤفّقی که در آن یارانه بهصورتِ هوشمند از مبدأ تا مقصد مدیریت شد حمایت کرد.
- حمایت از سیاستهای توزیعیِ هوشمند و نقطهزن؛ مثلاً در زمینۀ کالابرگِ هدفمند با الگوی مصرفِ دهکها، و افزایشحقوقِ پلّکانی.
۳. کنشِ عملیاتی: احیای روز جهانی مستضعفین
ایدهٔ عملیاتیِ پیشنهادی، احیای مفهومِ «روز جهانیِ مستضعفین» در نیمۀ شعبان است که توسّطِ امام خمینی (ره) پایهگذاری شد. این ایده در تقابل با رویکردِ فعلی قرار دارد که جشنهای این ایّام را به مراسمیِ سطحی و فاقدِ محتوای عدالتخواهانه (شبیه به قرائت انجمن حجتیه) تقلیل داده است. هدف، بازگرداندنِ روحیهٔ ضداستکباری و توجّه به محرومانِ به این مناسبتِ بزرگ است.
راهکارهای عملی:
برگزاریِ جشنها در مناطق محروم: با همکاریِ گروههای جهادی، مراسمِ اصلی بهجایِ مناطقِ برخوردار، در حاشیۀ شهرها و مناطقِ کمبرخوردار برگزار شود.
پیوند با استضعافِ جهانی و داخلی: از شرکتکنندگان خواسته شود هریک تصویری از یک مصداقِ «استضعاف» (فقر در سیستان، گرسنگی در آفریقا، بیعدالتی در غرب و…) با خود به مراسم بیاورند و این تصاویر بهانهای برای تبیین و گفتوگو شود.
گسترشِ مفهومِ «مستضعف»: تبیین شود که «مستضعف» تنها فقیرِ اقتصادی نیست، بلکه شاملِ مستضعفان فکری (کسانی که از شناخت حقّ محروم شدهاند) و بزرگترین مستضعفِ عالم، یعنی خود امام زمان (عج) نیز میشود.























