• امروز : پنج شنبه - ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
  • برابر با : 14 - محرم - 1444
  • برابر با : Thursday - 11 August - 2022
کل اخبار 6192اخبار امروز 0

صدای حوزه امروز

صدای حوزهبروزرسانی مرکز تربیت‌معلّم مبلّغ حوزه‌های علمیه با راه اندازی رشته های جدید صدای حوزهضرورت تأسیس مؤسسات دانش بنیان با محوریت علوم انسانی در حوزه های علمیه صدای حوزهحوزه علمیه، همه علوم بشر را در دل خود دارد/فقه ما هماوردی با نظامات حقوقی عالم می کند که قابل عرضه به دنیاست صدای حوزهضرب و شتم و مجروح شدن طلبه ای برای نجات جان یک نوجوان!/گلایه طلبه ناهی از منکر از گزارش مأمور کلانتری صدای حوزهجنجال بر سر فعال شدن جستجوی امن گوگل برای ایرانیان/ آچارکشی گوگل در خدمت پنچر کردن طرح صیانت! صدای حوزهمتون درسی و خشونت کلامی! صدای حوزهطرح صیانت از فضای مجازی و جایگاه حوزه در آن صدای حوزهقضیه دامشهر و تاوان انفعال در قبال طلبکاران غربزده! صدای حوزهمتاورس و ورود فقها در موضوع‌شناسی احکام فقهی صدای حوزهحوزه علمیه و جهانی شدن صدای حوزهاز خدمت رسانی تا اجرای برنامه های فرهنگی برای زلزله زدگان هرمزگان صدای حوزهچرا یک کار تبلیغی جهادی به بهانه نبود بودجه باید تعطیل شود؟! صدای حوزهجوانان بیشتر خواستار «توصیف حقایق» هستند نه اثبات آنها/ برای موفقیت در تبلیغ ۹۰درصد نیاز به محتوای خوب داریم و ۱۰درصد فنّ‌خطابه صدای حوزهطرح پیشنهادی چهارگانه مدیریت نوین حوزه علمیه

0
در پی جنجال اخیر رسانه های اصلاح طلب؛

در  مسجد حظیره چه گذشت؟

  • کد خبر : 44181
  • ۱۱ تیر ۱۴۰۱ - ۱۶:۳۴
در  مسجد حظیره چه گذشت؟
هنگامی که نتیجه‌گیری تمام شد، برخاستم و با صدای بلند گفتم: «آقای مهاجری! سؤال دارم.» و با مهلت ندادن او، این خواسته را تکرار کردم. در نهایت، سکوت کرد و من شروع کردم. سؤالاتی ساده داشتم که می‌توانست گره‌گشا باشد: - بالاخره آیا در سال 88 فتنه‌ای رخ داد یا نه؟

به گزارش خبرنگار صدای حوزه با توجه به جنجال اخیر در پی سخنرانی مسیح مهاجری در مسجد حظیره یزد روایت حجت الاسلام علی احسان‌زاده از این ماجرا منتشر می شود:

در پی گفت‌وگوهایی که در مراسم سالگرد شهید صدوقی در مسجد روضه‌ی محمدیه یزد (حظیره) انجام شد، برخی خواسته‌اند با تحریف و نادیده‌گرفتن اصل ماجرا و تمسک به گوشه‌ای از آن، ماجرا را به نفع خود روایت کنند.

روایت کامل ماجرا چنین است:
مسیح مهاجری که به دعوت بیت صدوقی به این مراسم دعوت شده بود، مقدماتی را در سخن خود به هم پیوست:
– از «الی کوهِن» گفت که جاسوس یهودی بود و خود را انقلابی تند جا زده بود و دیگران را متهم به انقلابی‌نبودن می‌کرد و در نهایت اعدام شد.
– از رابطه‌ی ده‌ساله‌ی خود با شهید بهشتی گفت.
– از اخلاق و معنویت شهید بهشتی سخن‌ها گفت.
– گفت بهشتی مظلوم بود و کسانی که خود را انقلابی می‌دانستند او را متهم می‌کردند.
– از نفوذ در کشور گفت و نمونه‌ی آن را کاترین شکدم دانست و ضمناً اطلاعات سپاه پاسداران را در این زمینه متهم کرد.
– گفت که به نظام و انقلاب و رهبری معتقد است، هرچند انتقادهایی دارد.
و در نهایت مؤکداً نتیجه گرفت که:
– امروز هم «الی کوهن»ها و «شکدم»ها در کشور زیادند که بزرگان و انقلابیون اصیل را متهم می‌کنند.
– خدا را شاهد گرفت که بعضی از کسانی که امروز در #حصر یا ممنوع‌التصویرند، از دل‌سوزترین‌ها هستند.
– خدا را شاهد گرفت که هاشمی رفسنجانی نزدیک‌ترین یار رهبر معظم انقلاب بوده و هیچ‌کس به اندازه‌ی او به ایشان نزدیک نبود.

و در نهایت نتیجه گرفت که این بزرگان که بعضی هم از این استان‌اند، توسط تندروها به فتنه‌گری متهم شده‌اند و من با شناخت نزدیکی که از آن‌ها دارم، این اتهام واهی است و نشان از مظلومیت ایشان.
*
هنگامی که نتیجه‌گیری تمام شد، برخاستم و با صدای بلند گفتم: «آقای مهاجری! سؤال دارم.» و با مهلت ندادن او، این خواسته را تکرار کردم.

در نهایت، سکوت کرد و من شروع کردم. سؤالاتی ساده داشتم که می‌توانست گره‌گشا باشد:

– بالاخره آیا در سال ۸۸ فتنه‌ای رخ داد یا نه؟
– آیا میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی در این فتنه نقش داشتند یا نه؟
– شما گفتید که رهبر انقلاب را قبول دارید. آیا رهبر انقلاب، رفتار این افراد را #گناه_نابخشودنی نامیدند یا نه؟
– آیا #گناه_اجتماعی توبه‌ی اجتماعی (تبیین و اصلاح) نیاز دارد یا نه؟
– آیا این افراد توبه کردند؟
– آیا در فتنه‌ای که آن‌ها به راه انداختند، ده‌ها نفر بی‌گناه کشته شدند یا نه؟ آیا تحریم‌های فلج‌کننده در پی فتنه انجام شد یا نه؟

در نهایت پرسیدم:
شما گفتید که تندروها بزرگان و سابقه‌داران انقلاب را متهم می‌کنند و به آنان ظلم می‌کنند؛ چه کسی و چه روزنامه‌ای در دهه‌ی ۷۰ آیت‌الله آذری قمی را ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه خواند؟
****
مهاجری چون پاسخی نداشت، دعا کرد و از منبر فرود آمد.
با جمعیت به سمت او رفتم تا پیش از خروج از مسجد، او را مجاب کنم تا پاسخ‌گوی آن‌چه بر فراز منبر گفته، باشد.
در نهایت و علی‌رغم میل تیم امنیتی و نیز هواخواهان فتنه، مجبور شد تا بر زمین بنشیند و پاسخ دهد.
سؤال‌ها را در همهمه‌ی کسانی که از روشنگری واهمه داشتند، تکرار کردم. گفتم چه کسی فتنه را به راه انداخت؟ گفت احمدی‌نژاد. گفتم آیا موسوی در حالی که هنوز انتخابات در حال برگزاری بود، اعلام پیروزی نکرد؟ گفت اگر این‌چنین کرده، بد کرده.(!) گفتم آیا میرحسین بیانیه نداد و به‌جای مطالبه از طریق قانونی، مردم را دعوت به حضور خیابانی نکرد؟ به جای پاسخ‌گویی، گفت رهبر انقلاب گفته‌اند که من بعید می‌دانم که این‌ها خودشان این کار را کرده باشند. (!)
گفتم: مدرک این سخن رهبری کجاست؟ پاسخی نداشت.
گفت: من این‌ها را از نزدیک می‌شناسم و می‌دانم که آن‌ها ارادت قلبی به رهبر انقلاب دارند.
گفتم: ارادت در پستو هیچ فایده‌ای ندارد.
دیگر پاسخی نداشت و برخاست و رفت.

بعد از رفتنش، هواخواهان فتنه، اعتراض به من را افزایش دادند. از جمله #غلام‌علی_سفید رئیس شورای سابق شهر یزد و استاندار دوران اصلاحات. گفت چرا بقیه‌ی مجالس امام حسین را به هم نمی‌زنی.
در مقام جدل با او، گفتم که برای من افراد مهم نیستند، هرکس بر منبر دروغ بگوید، با او مخالفت می‌کنم.
بعد هم لابلای حرف‌ها گفتم که این #مسجد_ضرار است و باید تخریب شود. انتشار این حرف، موجب برخی سوءتفاهم‌ها شد. در همان‌جا توضیح دادم که منظورم از مسجد، ساختمان مسجد نیست، بلکه آن هویتی است که در مسجد جریان دارد و آن هویت، تابع امام و مدیر مسجد است. اگر این مسجد در اختیار #شهید_صدوقی باشد، پایگاه انقلاب است و قلب شهر، ولی اگر امسال مسیح مهاجری بر منبر آن بالا رفتند، مسجدی است که پیامبر با آن می‌ستیزد و امیرالمؤمنین از حضور در آن منع می‌کند.
البته اصراری بر تعبیر #مسجد_ضرار ندارم و برای رفع سوء تفاهم، آن را پس می‌گیرم.

چندی نفری سخن از وحدت گفتند، و رفتار بنده را تفرقه‌آمیز و به زیان جامعه خواندند. همان‌جا عرض کردم: وحدتی که همه در آن رو به گمراهی باشند، مطلوب نیست.
و البته اساساً وحدتی وجود نداشت، نشانه‌اش آن‌که بسیاری افراد در همان مجلس با بنده هم‌نظر بودند و آن را پس از اعتراض من اظهار کردند.
وحدت آن‌گاه مطلوب است که بر مدار حق باشد، بگذریم.

از دیشب تا به حال، بسیاری از دوستان و آشنایان اظهار لطف نموده‌اند. آن‌چه رخ داد، صحیحش لطف خدا بود و خطایش ناشی از کاستی این بنده.

این پیام‌ها و دست‌مریزادها نشان می‌دهند که یزد نه پایتخت اصلاحات بلکه شهر #شهید_صدوقی و #دارالعباده است.
راستی فراموش نکنیم، #شهید_صدوقی همان کسی است که به آیت‌الله‌العظمی خویی نامه‌ی سرگشاده نوشت و مورد هجمه قرار گرفت، با ریاست‌جمهوری بنی‌صدر مخالفت کرد و مطرود بسیاری از دوستان شد، از حضور شیخ محمود حلبی در مراکز تجمع شهر منع کرد، از جولان نیروهای مجاهدین در یزد مانع شد، از سخنرانی #زهرا_رهنورد در یزد جلوگیری کرد، و …
صدوقیِ یزد این است، نه آن‌چه برخی منتسبان روایت می‌کنند…

 

لینک کوتاه : https://v-o-h.ir/?p=44181
  • منبع : کانال جرعه نوش

مطالب مرتبط

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.