به گزارش صدای حوزه، سجاد پارسا طی یادداشتی به گونهشناسی پرسشهای نوجوانان دختر تحلیل دادههای پیمایش میدانی مدارس دخترانه تهران پرداخته است که در ادامه مطالعه می نمایید:
در پیمایشی که اخیرا (۲۰ بهمن ۱۴۰۴) میان دانشآموزان پایه هفتم و هشتم مدارس دخترانه تهران انجام شده ، مجموعهای متنوع از دغدغهها و پرسشها ثبت شد که از نظر محتوایی و عاطفی، قابل دستهبندی در چند گونه مشخص است. این گونهشناسی کمک میکند بهجای مواجهه پراکنده با تکسؤالها، الگوی ذهنی نسل نوجوان شناسایی شود. آنچه در ادامه میآید، تلاشی برای ترسیم این الگوهاست. گزارش پیش رو خلاصه کوتاهی از مجموعه بانک سوالات به دست آمده است:
۱. گونه عدالتخواه اقتصادی
در این گونه، محور اصلی دغدغهها پیرامون گرانی، فشار معیشتی و احساس بیعدالتی اقتصادی است. نوجوان در این سن تحلیل پیچیده اقتصاد کلان ندارد، اما پیامدهای آن را در خانه و مدرسه تجربه میکند. ویژگی این گونه، صورتبندی اخلاقی مسئله است. پرسشها بیشتر بر «استحقاق» و «گناه» متمرکزند تا بر شاخصهای اقتصادی. نوجوان احساس میکند در شرایطی قرار گرفته که سهمی در شکلگیری آن نداشته، اما هزینه آن را میپردازد.
اگر این حس بیعدالتی بدون تبیین دقیق و آموزش مفاهیم پایه اقتصادی باقی بماند، به قضاوت کلی درباره ناکارآمدی ساختارها تبدیل میشود. این گونه از پرسشها نشاندهنده شکلگیری اولیه وجدان اجتماعی اقتصادی در سنین پایین است.
۲. گونه حساسیت اخلاقی نسبت به مرگ و خشونت
بخش قابل توجهی از مضامین، حول کشتهشدن افراد، جوانان و مادران داغدار شکل گرفته است. در این گونه، نوجوان در مقام داور اخلاقی ظاهر میشود و درباره «حقانیت مرگ» و «بیگناهی قربانیان» پرسش میکند.
این الگو نشان میدهد نوجوانان در معرض جریان مستمر تصاویر و روایتهای خشونتآمیز قرار دارند. شبکههای اجتماعی، اعداد و تصاویر را بدون زمینه تاریخی یا تحلیلی عرضه میکنند و ذهن نوجوان با دادههای خام قضاوت میسازد.
در این چارچوب، نام برخی نهادها در قالب پرسش یا اعتراض مطرح شده است. این امر بیانگر آن است که تصویر این نهادها در ذهن بخشی از نوجوانان، عمدتاً از مسیر روایتهای رسانهای شکل گرفته و کمتر از طریق تبیین رسمی یا گفتوگوی آموزشی سامان یافته است.
این گونه، بیش از آنکه سیاسی باشد، عاطفی و اخلاقی است؛ اما در صورت بیپاسخماندن، میتواند به موضعگیری سیاسی منجر شود.
۳. گونه اضطراب امنیتی و آیندهنگر
در میان دادهها، مضامینی مرتبط با احتمال جنگ و ناامنی دیده میشود. نگرانی از آینده، در قالب پرسشهای ساده اما معنادار بروز کرده است.
این گونه نشان میدهد مفاهیم کلان امنیت ملی به لایه نوجوان منتقل شده است. نوجوان آینده شخصی خود را در نسبت با تحولات منطقهای و جهانی میسنجد. اگر تصویر آینده مبهم یا تهدیدآمیز باشد، اضطراب پایدار شکل میگیرد.
تبیین واقعبینانه شرایط، همراه با ارائه تصویر امیدبخش و مستند از ظرفیتهای ملی، در کاهش این اضطراب مؤثر خواهد بود.
۴. گونه پرسشگری اعتقادی
این گونه شامل پرسشهایی درباره حجاب، نماز، بهشت و جهنم، قضا و قدر، تناسخ، جن و فلسفه آفرینش است. نوجوان در این مرحله از رشد شناختی، از ایمان تقلیدی فاصله میگیرد و وارد مرحله تحلیلگری میشود.
در برخی موارد، روایتهایی درباره زندگی پیامبر اسلام، ، مطرح شده که نشان میدهد اطلاعات تاریخی غالباً از منابع غیررسمی اخذ شده است. نبود پاسخ مستند و روشن میتواند زمینه تثبیت برداشتهای ناقص را فراهم کند.در موضوع حجاب، مضامین مطرحشده نشان میدهد مسئله برای نوجوانان دختر، علاوه بر بعد شرعی، به هویت زنانه و کرامت فردی پیوند خورده است. اگر پاسخها صرفاً در قالب الزام ارائه شود، پرسشگری به تقابل تبدیل میشود.
این گونه از پرسشها، فرصت بازتعریف زبان دینی متناسب با نسل نوجوان را فراهم میکند.
۵. گونه ارزیابی ساختار حاکمیتی
در میان مضامین، اشارههایی به جایگاههای رسمی کشور نیز دیده میشود.این امر نشان میدهد نوجوانان تصویر خود از ساختار حکمرانی را، ولو بهصورت سادهشده، شکل دادهاند. در این سن، گرایش به دوگانهسازی بالاست؛ پیچیدگیهای حقوقی و ساختاری کمتر درک میشود و جای خود را به برداشتهای کلی میدهد.
گونه ارزیابی حاکمیتی زمانی تقویت میشود که نوجوان احساس کند درباره رخدادهای مهم توضیح شفاف و قابل فهم دریافت نکرده است. در چنین وضعیتی، روایتهای غیررسمی جایگزین روایتهای مستند میشوند.
۶. گونه تأثیرپذیری از مرجعیت مجازی
ارجاع مکرر به برخی چهرههای فعال در شبکههای اجتماعی، نشاندهنده تغییر الگوی مرجعیت است. نوجوانان بخشی از تحلیل خود را از این افراد اخذ میکنند.
این گونه، زنگ هشدار جدی برای نظام آموزشی و فرهنگی است. گرچه این هشدار سالها مطرح شده اما در صورت فقدان آموزش سواد رسانهای، نوجوان میان روایت مستند و روایت احساسی تمایز قائل نخواهد شد.ارتقای مهارت تحلیل محتوا، تشخیص منبع و ارزیابی صحت دادهها، باید بهعنوان اولویت راهبردی در برنامههای تربیتی دیده شود.
۷. گونه سکوت و انفعال
در کنار مضامین انتقادی، مواردی نیز وجود دارد که بر بیاعتراضی یا بیتفاوتی تأکید میکند. این گونه ممکن است نشانه رضایت باشد یا نشانه کنارهگیری ذهنی از عرصه عمومی.
بیتفاوتی، اگر پایدار شود، سرمایه اجتماعی را کاهش میدهد. بنابراین این طیف نیز نیازمند توجه است، هرچند صدای بلندی ندارد.
جمعبندی
گونهشناسی انجامشده نشان میدهد نوجوانان دختر امروز در تهران، در پنج حوزه اصلی درگیرند: عدالت اقتصادی، اخلاق اجتماعی، امنیت آینده، هویت دینی و تصویر حکمرانی.
این وضعیت نشاندهنده نسلی بیتفاوت نیست؛ بلکه نسلی در حال شکلدهی به دستگاه داوری خود است. اگر این فرایند با گفتوگوی مستمر، تبیین مستند و آموزش مهارت تحلیل همراه شود، به بلوغ فکری منجر خواهد شد. در غیر این صورت، روایتهای هیجانی تثبیت میشود و شکاف ادراکی عمیقتر خواهد شد.
مدیریت هوشمند این مرحله، مستلزم پذیرش اصل پرسشگری و تبدیل مدرسه به فضای امن گفتوگوست. کیفیت مواجهه امروز با این گونهها، کیفیت انسجام اجتماعی فردا را تعیین میکند.























