• امروز : دوشنبه - ۲۴ مرداد ۱۴۰۱
  • برابر با : 18 - محرم - 1444
  • برابر با : Monday - 15 August - 2022
کل اخبار 6194اخبار امروز 0

صدای حوزه امروز

صدای حوزه۱۰۰ نفر از فضلای حوزه علمیه در سراسر کشور عضو سازمان هستند/بهره گیری متقابل از ظرفیت های حوزه های علمیه و سازمان نظام روانشناسی صدای حوزهبروزرسانی مرکز تربیت‌معلّم مبلّغ حوزه‌های علمیه با راه اندازی رشته های جدید صدای حوزهضرورت تأسیس مؤسسات دانش بنیان با محوریت علوم انسانی در حوزه های علمیه صدای حوزهحوزه علمیه، همه علوم بشر را در دل خود دارد/فقه ما هماوردی با نظامات حقوقی عالم می کند که قابل عرضه به دنیاست صدای حوزهضرب و شتم و مجروح شدن طلبه ای برای نجات جان یک نوجوان!/گلایه طلبه ناهی از منکر از گزارش مأمور کلانتری صدای حوزهجنجال بر سر فعال شدن جستجوی امن گوگل برای ایرانیان/ آچارکشی گوگل در خدمت پنچر کردن طرح صیانت! صدای حوزهمتون درسی و خشونت کلامی! صدای حوزهطرح صیانت از فضای مجازی و جایگاه حوزه در آن صدای حوزهقضیه دامشهر و تاوان انفعال در قبال طلبکاران غربزده! صدای حوزهمتاورس و ورود فقها در موضوع‌شناسی احکام فقهی صدای حوزهحوزه علمیه و جهانی شدن صدای حوزهاز خدمت رسانی تا اجرای برنامه های فرهنگی برای زلزله زدگان هرمزگان صدای حوزهچرا یک کار تبلیغی جهادی به بهانه نبود بودجه باید تعطیل شود؟! صدای حوزهجوانان بیشتر خواستار «توصیف حقایق» هستند نه اثبات آنها/ برای موفقیت در تبلیغ ۹۰درصد نیاز به محتوای خوب داریم و ۱۰درصد فنّ‌خطابه

1
توصیف طهران قدیم در ایام عزاداری سید و سالار شهیدان؛

طهران در محرم شهری بود …

  • کد خبر : 44397
  • ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۱:۳۷
طهران در محرم شهری بود …
خیلی‌ها تاریخ طهران را با او می‌شناسند و شاید اگر او و کتاب طهران قدیمش نبودند اثری از بسیاری مناسک در پایتخت نبود، صحبت از جعفر شهری نویسنده و پژوهشگر قرن سیزدهم شمسی است که با قلمی شیوا میراث بزرگی از سنت‌های ملی م و مذهبی را برای آیندگان به یادگار گذاشتند.

به گزارش صدای حوزه، خیلی‌ها تاریخ طهران را با او می‌شناسند و شاید اگر او و کتاب طهران قدیمش نبودند اثری از بسیاری مناسک در پایتخت نبود، صحبت از جعفر شهری نویسنده و پژوهشگر قرن سیزدهم شمسی است که با قلمی شیوا میراث بزرگی از سنت‌های ملی م و مذهبی را برای آیندگان به یادگار گذاشتند. از قسمتهای جالب کتاب طهران قدیم جعفر شهری[۱] ارائه اطلاعاتی از سنتها و آداب عزاداری امام حسین(ع) است که در جلد دوم این کتاب و با ادبیاتی واضح و شفاف به مخاطب ارائه شده است، نگارش این بخش از کتاب به نحوی است که گویی مخاطب سوالات خود را از این محقق برجسته می‌پرسند و ایشان به این سوالات با حوصله و دقت جواب می‌دهند، آنچه در ادامه خواهید خواند شکل تغییر یافته نوشتار مرحوم جعفر شهری در توصیف طهران در ایام محرم است که به صورت مصاحبه‌ای نمادین تنظیم شده است.

طهران در محرم شهری بود …

جناب آقای شهری پیشینه تاریخی روضه خوانی ایرانیان برای سید و سالار شهیدان چگونه شکل گرفت و تا به امروز رسیده است؟

{بله}«از ازمنه دور یعنی از رسیدن طایفه بنی اسد به دشت کربلا و شناختن اجساد شهدا و به خاک سپردن ایشان و مویه ردن بر مزارشان که روز سوم و به روایتی پنجم شهادت بوده، مردم شیعه مذهب پنهانی و در زمان دیلمیان و دودمان صفویه بطور آشکار همه ساله در دهه محرم، بیستم صفر (چهلم امام) که اربعین حسین نامیده می‌شود مجلس تذکاری در عزای آن بزرگوار برپا می‌داشتند که تا سنه نهصد هجری قمری [ ادامه داشت. تا زمانی که] ملا حسین کاشفی هراتی واعظ با استفاده از مقاتل و کتب گذشه‌ها در مقتل کتابی به نام (روضه الشهدا) [روضه به معنای باغ] تدوین و تمام نموده استفاده و استنساخ آنرا وقف عام نمود و چون جامعترین کتاب در این زمینه بود، در این ماه هرکس عقیده و سوادی داشت آنرا بر مردم می‌خواند و گریه می‌گرفت تا کم کم این کتاب اجتماع مذهبی را بر آن داشت تا در خانه و مسجد وقتی را به روضه الشهدا خوانی مخصوص گردانند و به خوش خوانها و بهتر خوانها اجرتی بپردازند».

به نظر می‌رسد که اقبال مردم از این مراسم و شیوه برگزاری آن، موجبات تغییراتی در جهت جذابتر شدن این مجالس ایجاد کرد، در گذشته‌ای که شما آن را در انتهای قرن دوازدهم و ابتدای قرن سیزدهم درک کردید، وضعیت تهران مقارن با ماه محرم و صفر چگونه بود؟

“تهران در عزای حسین (ع) شهری بود یکپارچه نعمت و فراخی و کرم و بخشش و نذر و نیاز و کوشش و کار عزا که هستی و حیات مردم برایشان بی‌ارزش شده، فهمید و نفهمیده و با ریا و بی‌ریا جان و مال طرف امام حسین می‌کرد.”

«عزاداری محرم در تهران از قرن‌های متمادی معمول و مرسوم بوده همه‌ساله بر شکوه آن می‌افزود، تا قرن ۱۳ که به صورت بزرگترین نمایشات برمی‌آمد، از دهم، پانزدهم ماه ذی‌الحجه که بچه‌ها پارچه‌های سبز و سیاه بر سر چوب‌ها کرده علامت‌های حلبی تخته‌ای بر سر دست آورده دور کوچه‌ها به راه افتاده …

محرم آمد عیدم عزا شد      حسینم وارد کرب و بلا شد می‌گفتند، مساجد و تکایا و حسینیه‌های شهر را آماده برای عزاداری می‌کردند.»

{پس از این روزها} کم کم رنگ سیاه بر پوشش مردم از زن و مرد و پیر و جوان غالب امی‌شد تا جایی که در روز اول ماه محرم همه یک پارچه سیاه پوش بودند و این سنتی بود تغییر ناپذیر، تا جایی که فقیرترین مردم که از مال دنیا جز پیراهن و قبای تنشان چیزی نداشتند، همان را فروخته سیاه می‌خریدند یا با لباس کهنه سیاه معاوضه نموده یا حتا با جوهر رنگ می‌کردند.

اگر موافق باشید کمی درباره آرایش خاص شهر با نمادهای محرمی مثل پرچه سیاه و آذین بندی‌های خاص صحبت کنیم، لطفاً کمی چهره شهر به لحاظ سیاهپوشی را برای ما توصیف کنید؟

باری از روزهایی که مساجد و تکایا شروع به بستن و چادر افراشتن و سیاه‌کوب شدن می‌شدند اطفال نیز چندتاچندتا و دسته دسته پارچه‌هایی بر سر چوب هاکرده راه افتاده (محرم آمد و عیشم عزا شد حسین وارد کرب و بلا شد) راه می‌انداختند تا ماه محرم برسد و از روز اول آن بود که هر رنگ لباس به جز سیاه از تن زن و مرد و کوچک و بزرگ در آمده همه از سر تا بپا سیاه پوش یک تیغ می شدند و سنتی بود که تغییر پذیر و اهمال بردار نمی آمد تا آنجا که فقیرترین و تهیدست‌ترین افراد که از مال دنیا به جز پیراهن و قبای تن چیزی نداشتند هم آن را فروخته سیاه خریده یا با کهنه سیاهی مبادله می کردند و در غیر امکان همان مال خود به صباغ داده یا خود جوهر سیاه خریده رنگ می کردند و یکی از نذور مجرب مردم نیز نذر پیراهن، دستمال، پارچه سیاه بود که بین فقرا و بی‌سیاه مانده ها تقسیم می‌کردند و از همین روز هم بود که در و دیوار و تکایا و حسینیه‌ها و مساجد و اماکن عزا سیاه پوش تمام گردیده کار جز کوبی و کتیبه بندی آنها تمام شده صورت از خانه کامل به خود گرفته و آماده پذیرایی می گردید.

به این مناسبت از روز اول ماه سقاخانه هایی نیز که از تغار و طشت و لگن و بشکه های شیردار و مثل آن یا از آجر و ساروج در مدخل و زوایای دیوارها و قسمتی از دکاکین به وجود آمده بود سیاهپوش و دایر گردیده در آنها آب و یخ و گلاب و در بعضی شربت قند و بیدمشک و امثال آن ریخته شده با شعار (آبی بنوش و لعنت حق بر یزید کن جان را فدای مرقد شاه شهید کن) در اختیار مردم قرار می گرفت.

طهران

کمی از وضعیت حسینیه‌ها و تکیه‌ها برای ما صحبت کنید، کسانی که حسینیه دائر می‌کردند از چه طبقه اجتماعی بودند و در چه نقاطی از شهر اینها برپا می‌شدند؟

گروهی معتقد و جان به کف امام حسین {بودند} که علاقه و اعتقاد به امام حسین عجین با خونشان بوده چنانکه گفته و نوشته شده است و سر به محبتشان گذارده و در سخت‌گیری‌های دولت ها و جلوگیری از عزاداری‌شان را در پستوها و صندوق‌خانه‌های خانه‌هایشان انجام داده به روش نداشتن چراغ حسین و استمرار بخشیدن ذکر مصیبت او متحمل مرارات و خطرات و لطمات آن گردیدند و گروه دوم متظاهرین به اعتقاد آنان از پلتیک بازان و سودجویان و کلاهبرداران و فریب‌کاران و خود نماها که آن را به وسیله سوءاستفاده و نمایش خانه زندگی و کسب حرمت و اعتبار قرار بدهند.

دسته اول را که در منازل و بیغوله‌های خود بساط آن گسترده و دسته‌ای که در خانه‌ها و قصور عالیه برپا داشته و محلی‌هایی که هر جماعت در محلات خود مسجد و تکیه و حسینیه آن را برقرار و برایش خیمه و دستگاه افراشته ترتیب می‌دادند و سمبل آن چادرهایی از یک تا سه چهار تائمه که در کمال استادی و زیبایی دوخت و پرداخته شده و جنس و مصالح و کار و هنر و نقش و نگارهای عالی در آن‌ها به کار رفته که بعضی از آن‌ها بیننده را دچار شگفتی می‌نمود که از آن جمله بود؛ چادر مسجد جامع، چادر مسجد بزازها، چادر مسجد حاج سید عزیزالله، چادر مسجد ترک‌ها، چادر منزل حاج سید ریحان الله در کوچه حیاط شاهی (محله‌ای در اودلاجان). مخصوصاً چادر بزرگ تکیه دولت که نقش شیرهای ایستاده شمشیر به دست و شیرهای خفته‌ خورشید به پشت که نور خورشید از ستیغ‌های هلال صورت آن‌ها تُتُق می‌کشید و نقش طاووس‌ها و گل و برگ‌ها و حاشیه های زیبا و اشعار پرمغز و دلربا که اهل ذوق و شعر و ادب را مبهوت می‌کرد از چادرهایی بود که هرسال مشتاقان بسیار را به تماشای خود می‌کشید.

هر چادر را با یک یا چند ستون استوار کرده دامن آن‌ها را با طناب‌های محکم که به میخ طویله‌هایی که بر پشت دیوارها و جلسه‌ای مکان آن تعبیه شده بود بسته سر پا می‌داشتند که خود این چادر زدن از مشاغل مخصوص منحصر به خودی بود که باید استادان ورزیده و خبرگان تجربه‌اندوخته بدان دست بزنند چه امکان آن داشت باد و طوفان‌های هنگام افراشتن و بعد از آن موجب سقوط و تلف خود و خسارات و تلفات دیگر می‌شود و غالباً هم اهل این فرد این کار را افتخار آن و برای رضا و خشنودی امام همام اباعبدالله انجام داده هیچ مزد و منتی را نمی‌پذیرفتند و آن را نوعی ثواب و عملگیش را در راه امام حسین توشه آخرت می‌دانستند.

حسینیه‌های خصوصی که از طرف رجال و بزرگان برپا می‌گردید با خرج خود آن‌ها برگزار می‌شد و حسینیه‌های وقفی و مساجد را اهالی و مردم باعث و بانی شده دایر می‌ساختند و به این ترتیب بود که قبل از شروع یعنی یکی دو ماه به محرم مانده هرکس وجهی به ناظم حسینیه یا صندوقدار آن پرداخته یا تعهدی نقدی و کاری و جنسی کرده روضه‌خوانی شروع می‌شد و در ضمن آن نیز بود که هر کس به فراخور حال خود روزانه چیزی مانند چای و قند و ذغال و تنباکو و مثل آن را تقبل کرده آن را تکمیل و بهتر می‌ساختند.

تکیه هر محل در این زمان از اماکنی بود که از حیث زینت و آرایش واقعاً به حد افراط و مبالغه می‌رسید زیرا این عزاخانه‌ها که از ابتدا هر یک به نام محل خود تاسیس شده بود هر غرفه و طاق نمای آن را سرشناس و سر جنبانی سیاهپوش می‌کرد که سبب چشم هم چشمی شده و همین چشم هم چشمی ها و خودنمایی ها و لوطی بازی‌ها هم بود که هر یک را بر دیگری ممتاز ساخته تا آن‌جا که گاهی آن را از حیث آینه و چراغ و عکس و شمایل و قالی‌کوبی و کتیبه‌بندی و گوی و قندیل و چراغ‌آویز و لاله و غیره از صورت عزاخانه خارج ساخته به قیافه حجله‌خانه درآورد و این تکیه‌ها عبارت بودند از تکیه دباغخانه، تکیه حمام خانم، تکیه درخانگاه، تکیه پاچنار، تکیه پاتحتار، تکیه سرتخت، تکیه ملک آباد، تکیه حمام نواب، تکیه رضاقلی خان، تکیه سادات، تکیه امامزاده یحیی، تکیه زرگرها، تکیه صابونپزخانه، تکیه نوروزخان و تکیه‌هایی از این قبیل به نام هر گذر و محل و بازارچه که سابانی داشته یا مردم پول بر سر هم کرده زمین و محل آن را به هر صورت که بوده خریده بنای تکیه گذارده بودند جایی فقط مخصوص تعزیه‌داری آل‌محمد که دهه‌های اول محرم یا همه دو ماه محرم و صفر در آن روضه یا تعزیه خوانی به عمل آمده سوگواری می کردند.

سیاه پوشیِ این حسینیه ها چنان بود که در هنگام آماده کردن و حتی جایی به مقدار نیمه آجری که از سیاه پوشیده نشده باشد، به نظر نمی‌رسید علاوه بر قالیچه‌ها، پرده، بقچه، مخمل‌ها، ملیله‌دوزی‌ها، زربافت‌ها، سوزن‌زنی‌ها و قواره پارچه‌های گرانبها بی‌دغدغه‌های مربع و مثلث و مستطیل رنگارنگ خامه‌دوزی شده از عکس‌های شیر و خورشید و امام و حضرت عباس و اشعار و گل و برگ‌های حاشیه شده پنجه‌دار و لاله‌های دیوارکوب و غیره که از خانه و دکان و مسجد و انبار خارج شده زینت‌بخش می‌گردید تا جایی که دیرک‌های چادر ها نیز از این آرایش برکنار نبوده از سرتا بپا سیاه پوش و زیرپوش شده به انواع پرچم‌ها و کتل‌ها و علامت‌ها و سه شاخه به دوشاخه پنج شاخه و قالیچه‌های گرانبها پیراسته می‌شد.

طهران

نکته‌ای که برای ما مسجل است این است که مسئله عاشورا تبدیل به یک فرهنگ و سنت در جامعه ایرانی شده است و از این رو هنر هم به کمک این فرهنگ آمده است، برای ما در این باره صحبت کنید که جایگاه هنر در مراسمات آن دهه‌ها چگونه بوده است؟

{بله}این تکایا با کتیبه‌های اشعار جانسوز شعرای مرثیه سرای نامی مانند محتشم و جوهری صورت عزاخانه می‌گرفت که اگر هیچ یک از جملات دیگر در آن به کار نرفته بود همین کتیبه‌های سیاه کافی بود تا آن را به صورت عزاخانه درآورد، چنانچه در هر زمان از سال هم بر سردر و جلسه‌ای هر خانه و مکان که از این سیاهی نصب شده بود علامت آن بود که در آن روزها و تعزیه برپا می‌شد اگر چه در داخل آن هیچگونه تشریفات و تشکیلات دیگر به عمل نیامده باشد و دعوت نامه‌ای که مردم را بدون دعوت و تعارف به درون می‌کشید و مرغوبترین و شیواترین اشعار در این زمینه یعنی اشعار کتیبه‌ها از آن محتشم کاشانی بود؛

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است // باز این چه رستخیز عظیم است جهان / بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است»، دیگر این ترجیع بند «کشتی شکست خورده طوفان کربلا / در خاک و خون فتاده به میدان کربلا // از آب هم مضایقه کردند کوفیان / خوش داشتند حرمت مهمان کربلا» و دیگر «بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند / اول صلا به سلسله انبیا زدند // نوبت به اولیا که رسید آسمان طپید / زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند»

آیا سنت هایی مثل عقد و عروسی چنان که امروز مذموم و ناپسند است، در محرم و صفر آن سالها هم امری ناپسند بود؟

{بله به کلی مذموم بود؛ مردم} شوخی و خنده و تفریح و مزاح و خوشگذرانی و عیش و نوش که در این ایام متروک گشته اقدام بهر لذت و سرور را دشمنی با امام حسین می دانستند که به طریق اولی تعطیل عقد و نکاح و عروسی و مزاوجت بود که در این دو ماه ممنوع گردیده آن را شوم و بدعاقبت می‌انگاشتند و مثل این بود رخت نو پوشیدن و سرتراشیدن و اصلاح کردن و حنا و خضاب بستن و برای زنان البسه رنگین پوشیدن آرایش کردن و سر و بر آراستن و از شرایط حالت عزا داشتن بود.

سنت‌های خیرات و نذورات در این دو ماه یعنی محرم و صفر چگونه بود؟ آیا نذورات منحصر به غذا بود؟

{بله اینگونه نبود، من فراموش نمی‌کنم این را که} یکی از نذرهای مجرب مردم … نذر پیراهن، دستمال و پارچه سیاه بود که بین فقرا و بی‌سیاه مانده ها تقسیم می‌شد. در این روز تمام مساجد، سقاخانه‌ها، حسینیه‌ها و تکیه‌ها سراپا سیاه می‌شد و آماده اجرای مراسم و پذیرایی از عزاداران می‌شد.

یکی از انواع نذورات، گرفتن روزه سکوت بود و فرد روزه گیر، در تمام دوازده روز عزا تا آخر محرم و گاهی صفر، یک کلام سخن نمی‌گفت.

سر و پابرهنه راه رفتن و ژولیدگی و پریشانی و اندوه زدگی و ژنده پوشی و موی سر و رو بلند داشتن و گل به سر و بر مالیدن، که مخصوصاً سر و بدن به گل و لجن آغشتن از جمله نذرها نیز بود که تا آخر ایام عزا صاحب‌ نذر باید آن را رعایت داشته، استمرار بدهد، اگرچه ترک واجبات امسال غسل و وضو نماز و دیگر فرایض کرده از دیگر احکام مثل آن سر پیچی نموده باشد.

{نذر طعام هم البته در میان مردم جاری بود و همچون این سالهای مقارن،}ایام محرم همواره به عنوان روزهای خیرات و روا شدن حاجات شهرت داشته و به همین دلیل هنوز هم در روزهای محرم هر کسی به وسع خود در اطعام عزاداران می‌کوشید و از دیگهای بیست منی گرفته تا کماجدانهای کوچک، با شور و شعفی خاص بر سر اجاق می‌رفت و موجودی آن با خلوص نیت در بیم مردم پخش می‌شد. حتا کسانی که توانایی اطعام نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا تکه گوشتی در خورش، در نذر شریک می‌شدند.

این اطعام حسینی نه مخصوص دولتمردان و اغنیا و دست به دهن برس‌ها بود که انجام می‌گرفت بلکه اکثر طبقات را جزو به نذور که برای امام حسین عهدی به گردن داشته باشند، مخصوصاً در ده دوازده روزه‌ اول و خاصه در روز عاشورا که از هر گوشه و کنار و مطبخ و اجاقِ دودی برای نذری تصاعد می نمود و گرچه نیازمندان خود واجب رعایت بوده باشند.

هر طفلی که به دنیا می‌آمد از واجبات بود که جهتش نذری از آش و پلو و آب گوشت و حلوا و خرما و نان و ماست و هر چه بر آن قدرت داشته باشند به گردن بگذارند تا هر اتفاق و گرفتاری خطر و ضرر و بیماری و قرض و خواهش و حاجت و تمنا که چاره ساز و مشکل گشایش نظری بود که برای امام حسین و حضرت عباس قبول نمایند اگرچه ریختن مشتی برنج بر روی برنج نذری بها و انداختن تکه گوشتی در دیگ آنها بوده باشد و همین نذرها بود که در این روزها لباس آداب خود پوشیده از دیگ‌های حلقه دار بیست سی منه تا دیگ کماجدان های نیم منه، یک چهار که بر سر آتش ها رفته، مطبوخشان با شعف دل در اختیار مردم قرار می گرفت و این یعنی دهه اول محرم (دهه عاشورا) همان ایام بود که هر شب و روز آن به نام شب و روز خیرات و براتی به حساب می‌آمده با جانفشانی و خودکشان تمام، همه اهالی همراه این رسوم به کار برگزاری عزای پسر فاطمه برخاسته طلب حاجات خویش و درخواست تقرب به ساحت ایشان می کردند و شب‌های همین روزها هم بود که بهترین اوقات برای طلب مغفرت اموات معلوم شده؛ خرما، حلوا، شکر پنیر، سمنوها نیز بر آش و پلو ها اضافه شده، خواستار برات آزادی رفتگان و طلب آمرزش و شادی روح ایشان می کردند.

اگر چه آن برات یک شادی خرما و چند دانه شکر پنیر و نعلبکی حلوای شیره‌ای بوده همان زحمت تحصیل شده باشد، به غیر از نذرهای بدنی و پولی که هر کس چیزی از آن مثل زنجیر زدن، سینه زدن، روضه خواندن، قمه زدن، زیر بیدق و علم رفتن و دیگر و دیگر به گردن می گرفت.

جناب شهری شما موافقید که از این نظر و وفور نعمت، محرم برای ما یادآور ماه رمضان است که به ماه مهمانی بر سر سفره خدا هم شهرت دارد؟

می‌گویند؛ “ناآشنایی در ماه محرم وارد تهران می‌شود در سر کوچه گذر که می‌گذرد او را کشیده ضیافت و اطعام می‌کنند و چون سبب می‌پرسد می‌گویند برای اینکه ماه محرم الحرام است که روستایی می گوید چه مبارک حرامی که این همه نعمت و رحمت همراه داشته باشد و وقتی دیگر در ماه رمضان وارد می‌شود که نه تنها اثری از محبت و ضیافت نمی‌نگرد بلکه چون از توشه خویش نیز چیزی به دهن می‌نهد بر سرش ریخته زیر مشت و لگد می‌اندازند که ماه رمضان المبارک است! و روستایی سربلند کرده می‌گوید چه نفهم مردمانی شما اهالی این شهر می‌باشید که نام ماه مبارک را حرام و ماه حرام را مبارک گذارده باید مهر ماه مبارک رمضان حرام می‌گفتید!”

طهران

بازار در این میان چه نقشی داشت؟ آیا رونق این بخش از جامعه دچار تغییری می‌شد؟

کسب و کار و فعالیت و کوشش دنیایی در هر طبقه از طبقات تعطیل و معوق گردیده مردم از هر کار و شغل و عمل دست کشیده و اوقات خود را وقف خدمت به امام شهیدان و عزاداری او می کردند. چه تنها او بود که دنیا و آخرت‌شان به خاطرش تامین شده یکقران در راه او، صد هزار قران به مال‌شان برکت داده، با نم اشکی به مظلومیت آخرتشان آباد گشته، با قدمی در راهش از خاطر پیغمبر و امام از ایشان خشنود می‌گردید.

نگاه جامعه همواره به حادثه عاشورا یک نگاه اخلاقی بود و در این دو ماه محرم و صفر بسیاری تقابل حق و باطلِ  را در درون خود دنبال می‌کنند و در واقع، چهره بدی به واسطه وقایع کربلا کریه تر و چهره خیر زیباتر می‌شود شما چه برداشتی از این اخلاقی زیستن جامعه در محرم و صفر آن سالها دارید؟

ایام عزای حسینی ایامی بود که غرور ها خاموش و نخوت ها فراموش و بزرگی ها کنار افتاده، مرد و زن و عالی و دانی امیر و فقیر خاکسار و نوکر و غلام و برده و کنیز ملاحسین گردیده خاضع و خاشع زانو به درگاهش زده به عزاداری می پرداختند.

در این مثل که حاکم و امیری که از جبروت خَشیتش پشت‌ها به لرزه درآمده، میرغضبی که از اخگر فَتَنَش زهره‌ها می‌ترکید در این اوقات چون گربه اهلی در میان جماعت لولیده نوکری نوکران امام حسین کرده، پا به پای خدمه و عمل خدمت نموده همراه دیگران در روزها اشک ریخته در سینه زنی ها سینه زده جلوی دست سر و پای برهنه گل بر روی و خاک و خاشاک بر سر کرد کوچکی و فروتنی می کردند.

همچنین در این ایام هر کار و عمل زشت از میان غالب مردم رخت بربسته هر یک به طریقی کوشای اصلاح اعمال ناپسند خود گردیده برای شان قبح و گناه رفتار ناشایست مضاعف و به مراتب بزرگتر جلوه کرده، درصدد برسد توبه و انابه و استغفار برآمده از زنا و لواط و می‌خوارگی و قمار و تقلب و دروغ و کم فروشی تبرا برجسته تا آنجا که شیرک‌خانه ها و فاحش خانه ها تعطیل کامل گردیده، زن‌های خودفروش آب توبه بر سر ریخته تا آخر صفر و حداقل تا سوم امام که سیزدهم محرم بود از (کار) کنار می گرفتند و در جرگه عزاداران درآمده، چه بسیار که خود مجلس عزا تعطیل داده مداحی و روضه خوان دعوت می‌کردند![۲]

[۱] – پژوهشگر تاریخ ایران

۱۲۹۳ در عودلاجان تهران – ۶ آذر ۱۳۷۸ در تهران

[۲] – منبع: شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران: انتشارات معین، ۱۳۸۱

بیشتر بخوانید:

علمای بزرگ شیعه، در ایام فاطمیه دوم عزاداری می‌کردند/ دهه سازی ها غیر از محرم، بدعت هستند نه شعائر/ دهه محسنیه یا صادقیه مشمول اخبار من بلغ نمی‌شوند

 

لینک کوتاه : http://v-o-h.ir/?p=44397
  • نویسنده : مهدی رزاقی طالقانی

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.