• امروز : دوشنبه - ۶ تیر ۱۴۰۱
  • برابر با : 28 - ذو القعدة - 1443
  • برابر با : Monday - 27 June - 2022
کل اخبار 6146اخبار امروز 0

صدای حوزه امروز

صدای حوزهجلد یازدهم از سلسله کتاب‌های موسوعه فقه تربیتی با عنوان «اصول عام تربیت» صدای حوزهشریکه الامام و یا همان همسر طلبه ای که در خدمت به خلق، کم نمی گذارد! صدای حوزهنقدی طلبگی بر آخرین خطبه های نماز جمعه قم صدای حوزهپایان فصل دوم مدارس فقه تربیتی صدای حوزهبرای گرانی های افسار گسیخته و اجاره بها تدبیری اندیشیده شود! صدای حوزهپاسخ استاد علیدوست به اظهارات عابدینی در مورد تغلیظ دیه در ماه‌های حرام و عدم طهارت مشرکان + فیلم صدای حوزه۱۴ ساحت تربیتی در نظام نامه تربیتی معاونت تهذیب/ نگاه ما به اخلاق نگاه دانشی و آکادمیک و مدرکی نیست صدای حوزهمرحوم آیت الله فاضل لنکرانی در صورت باخبر شدن از گرانی ناراحت می‌شد و پیوسته به مسئولین تذکر می‌داد! صدای حوزهسرعت بالاتر انقباض معیشتی طلاب در قیاس با سرعت اقدامات اصلاحی حوزه! صدای حوزهنامه ی سرگشاده ی تشکل ها و مجموعه های حوزوی استان قم خطاب به رییس محترم قوه قضائیه صدای حوزهستون دین، مردم هستند / بنده بارها در رابطه ربا تذکر داده ام / باید تلاش کرد مشکلات مردم با جدیت حل و فصل شود صدای حوزهتحلیل “علامه محمدتقی جعفری” از علت علاقه مردم اروپا به سگ! صدای حوزهواکنش های توئیتری به اقدام صاحب خانه با انصاف صدای حوزههشدار تند رائفی پور برای اجرای نمایشی غیراخلاقی با بازی همسر رامبد جوان!

0
یادداشتی در ثنای استاد محمدعلی اسلامی ندوشن؛

مهم‌ترین گله‌ اش این بود که چرا سیاه می‌نویسیم و نومیدانه

  • کد خبر : 42185
  • ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۳۰
مهم‌ترین گله‌ اش این بود که چرا سیاه می‌نویسیم و نومیدانه
«مهم‌ترین گله‌ای که داشت این بود که چرا سیاه می‌نویسیم و نومیدانه. باور داشت که نسل جوان باید پر از شادابی و امید و روشنی باشد.»

به گزارش صدای حوزه، زهرا محمدی عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات روسی دانشگاه تهران در پی درگذشت محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده، شاعر، پژوهشگر، مترجم و استاد زبان و ادبیات فارسی، در یادداشتی نوشته است:

«مهر ۷۶ وارد دانشگاه تهران شدم و ساکن کوی دانشگاه. دکتر محمدکاظم کوهی و آقای علی غیاثی ندوشن، بهترین فضا را برای فعالیت فرهنگی دانشجویان در کوی دانشگاه تهران فراهم کرده بودند. پخش فیلم هفتگی، شب شعرهای پیوسته با حضور شاعران بزرگی چون قیصر امین‌پور، عبدالجبار کاکایی، بهروز یاسمی و …. حتی فریدون مشیری که نتوانست بیاید، ما را در خانه‌اش در توانیر به گرمی به حضور پذیرفت و هنوز شیرینی آن دیدار در کام همه‌ ما که حاضر بودیم باقی مانده است.

برگزاری هفته‌های فرهنگی استان‌های ایران با حضور بهترین گروه‌های موسیقی و رقص محلی و حضور دلسوزانه نویسندگان و شاعران و بزرگان هر شهر در این هفته‌ها نقطه اوج حرکت فرهنگی جمعی دانشجویان دانشگاه تهران بود. میرجلال‌الدین کزازی، کیخسرو پورناظری، قطب‌الدین صادقی، سیدجعفر شهیدی، جمشید عندلیبی و بسیاری بزرگان دیگر در برنامه‌های هفته فرهنگی یا سخنرانی و اجرای برنامه داشتند یا برای بازدید و حمایت از دانشجویان به نمایشگاه‌ها می‌آمدند. علی‌اشرف درویشیان نیز ما را به دفتر کارش دعوت کرد.

مهم‌ترین گله‌ی استاد محمدعلی اسلامی ندوشن این بود که چرا سیاه می‌نویسیم و نومیدانه

سال ۷۹ اتفاق مهمی برای من رقم خورد. آقای غیاثی ندوشن اطلاع دادند که دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به مرکز فرهنگی کوی دختران خواهند آمد. تا آن زمان فقط «آواها و ایماها»یش را خوانده بودم و حالا فرصتی دست داده بود تا صاحب این قلم شگفت‌انگیز را بشناسم. مردی استوار، خوش‌سیما، خوش‌پوش و خوش‌بیان با فروتنی بی‌مانندش از پله‌های مرکز فرهنگی خوابگاه دختران که در زیرزمین یکی از ساختمان‌ها قرار داشت، پایین آمد و چند ساعت را در کنار ما سپری کرد.

صبورانه به نوشته‌های ما – که امروز به نظرم چقدر کودکانه می‌آید – گوش داد و به هر کداممان توضیحاتی داد و راهنمایی‌هایی کرد و بعد ما میهمان اندیشه‌ روشنش شدیم. مهم‌ترین گله‌ای که داشت این بود که چرا سیاه می‌نویسیم و نومیدانه. باور داشت که نسل جوان باید پر از شادابی و امید و روشنی باشد. به ما اطمینان داد که ایران با پیشینه پرفراز و نشیبش ثابت کرده که جاودانه خواهد بود و اگر ما امیدوارانه گام برداریم بر این جاودانگی اثر خواهیم گذاشت.

غزلی را که برایش خواندم تحسین کرد.

من سنگ نیستم ولی از کوه زاده‌ام
فرزند ایستادگی‌ام، کوهزاده‌ام

چشمان بی ریای مرا خوب بنگرید
تایید می‌کنند چه اندازه ساده‌ام

من خسرو زمانم و داغی همیشگی
بر زاگرس، به هیئت طاقی نهاده‌ام

چون بیستون عشق، سترگ و صبور و سخت
در تندباد حادثه‌ها ایستاده‌ام

سرشارم از غرور نیاکان عاشقم
در دامنی مقدس و بی‌باک زاده‌ام

شهر شگفت من که همیشه به خاطرت
آواره تداوم بی حد جاده‌ام

سوگند می‌خورم که دوباره بسازمت
این را به دست‌های خودم قول داده‌ام

طاقت ندارم از تو بگویم و بشکند
بغضی که هیچ‌گاه امانش نداده‌ام

من سنگ نیستم، ولی از کوه زاده‌ام
فرزند ایستادگی‌ام، کوهزاده‌ام

گمان می‌کنم در عصری که از هر سو زمزمه «رخت بربستن از این خاک غریب» به گوش می‌رسد و نومیدی از اصلاح نابسامانی‌ها، بیش از همیشه به محمدعلی اسلامی ندوشن نیاز داریم و به اینکه «ایران را از یاد نبریم».

لینک کوتاه : http://v-o-h.ir/?p=42185
  • منبع : ایسنا

مطالب مرتبط

۰۹اسفند
«یوتیوبر»شدن شغل موردعلاقه جوانان جهان!
درباره معضلات شبکه‌های اجتماعی؛

«یوتیوبر»شدن شغل موردعلاقه جوانان جهان!

۰۲اسفند
آیا شبکه های اجتماعی مزایایی هم برای جوانان دارند؟

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.